بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع از شیر گرفتنه و طولانیه 😊
اینو هم برای بعدهای خودم مینویسم هم اگه کسی خواست از این تجربه استفاده کنه
من زینبم رو از شیر گرفتم و راحت تر از چیزی بود که تصورش رو میکردم
تقریبا یک ماه شد و یک روز و نیم هست که دیگه لب به شیر نزده
دختر من حتی موقع خواب هم با شیر می خوابید و از زمان خوابیدنش تا صبح که بیدار بشه تقریبا ۴ بار شیر می خورد 🥴
و در طول روز هر موقع که حوصلش سر میرفت میومد سراغم و اصلا شیر خشک رو به عنوان کمکی قبول نکرد
دو هفته طول کشید تا شیر روز به طور کامل قطع بشه خیلی به تدریج وابستگیش به شیر روز کم شد
هر موقع طلب میکرد بهش پیشنهاد جایگزین میدادم با بازی و میوه و بستنی خونگی و قدم زدن و کتاب خوندن و.... مشغولش میکردم هفته سوم به دلایل مشغله فردی تثبیت همون شیر روز رو داشتم و با شروع هفته چهارم موقع خواب ظهر کنارش دراز کشیدم و براش قصه خوندم و گفتم شما دیگه بزرگ شدی باید بدون شیر مامان بخوابی و بعد از بیدار شدن یه جایزه داری و به طور غیر قابل باوری سرشو برگردوند و خوابید 😍
بعد از دو روز خواب ظهر بدون شیر رفتم سراغ خواب شب و هر وقت بهونه شیر میگرفت براش شیر و موز و عسل رو توو شیشه شیر به عنوان جایگزین میدادم
بارها تکرار میکردم که باید با شیر مامان خداحافظی کنیم و کاملا آماده بود دیروز با شیرا خداحافظی کردیم و امروز با یه مینی کیک و شمع 🎂پیش مامان جون و بابا جونش جشن گرفتیم و پرونده شیر دادن تموم شد
البته الانم شب با غر بیدار میشه و می خواد که بغلش کنم 🫂ولی چند ثانیه بعد از بغل دوباره می خوابه

۵ پاسخ

من زود تر از شیر مادر گرفتم اما شیر گاو بهش میدم چند وقته و میخام از اون بگیرم

من خوشحالم که از چسب زدن به سینه و قرمز کردنش و اوف شدن و ... استفاده نکردم و تا مجبور نشدید اینکار رو نکنید شاید با این روش طی چند روز پرونده شیر دادن بسته بشه ولی طبق گفته روانشناسا اثرش روی بچه باقی میمونه
چون به یکباره عشقشو ازش میگیرید و بچه یه حادثه ی تلخ روحی رو تجربه میکنه😔
البته که شرایط متفاوته و بچه ها آسون و سخت دارن عذاب وجدان نگیرید اگه به تدریج نگرفتید 🎀

اصلا مشخصه دخترت فهمیدس...خودتم همینطور.

قربون زینب خانم فهمیده برم🥰😍ان شاءالله کاملا یادش بره پوشک هم بتونی با موفقیت بگیری

چقد خوبه بچه شما متوجه حرف هاتون میشه ماکه دوتا کشیده هم میزنه تو صورتمون موهامونم میکشه البته دخترم تو پروسه دندون نیش هم هست عصبی بودنش طبیعیه

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۱ سالگی
تجربه گرفتن شیر که نزدیک دوماه برا من طول کشید
من تدریجی گرفتم پسرمم خیلی وابسته بود و در روز خیلی شیر میخورد حتی با فاصله کمتر از دوساعت
من از شیر روز شروع کردم پسرم ۱۰ یا ۱۱ بیدار میشد هفته اول تا ساعت ۴ بعد از ظهر شیر ندادم ساعتای اخر ک بهونه میگرفت یا بیرون میبردمش یا میرفت ماشین سواری با باباش و خلاصه سرگرمش میکردم با کارای جدید
ساعت چهار یکبار شیر میخورد و بعد تا ۱۰ شب نمیدادم
همینطوری فاصله رو بیشتر کردم و برا هر ساعت نزدیک یک هفته زمان گذاشتم و یکساعت یکساعت فاصله رو زیاد کردم
تا رسیدم به هشت
هشت تا ده رو یهو تو چهارروز رفتم جلو و دیگه فقط موقع خواب میدادم
اون رو هم چندروز زمان دادم بعد دیگه ندادم شب اول خیلییی زیاد بهونه گرفت و شدید گریه کرد باهر بدبختی بود بدون شیر خوابوندمش ولی شیر نصف شبشو دوسه باری ک بیدار شد دادم
شب دوم خداروشکر اروم تر بود و بدون شیر خوبید تو خواب شبشم ک سه بار بیدار میشد فقط یکبارشو شیر دادم و بقیرو ندادم
شب سوم کلا شیر نخورد موقع خواب بالششو میاورد و میگفت توهم بالش بیار و کنارم بخواب بعدم ی تیکه کیک یا بیسکوییت میدادم فقط یکی دوگاز میزد ازش و میخوابید
الان پنج روزه کلا شیرش قطع شده
به جز شب اول قبل خوابش بقیش اصلا سخت نبود با اینکه فکر میکردم سخت تر باشه
مامان علی آقا مامان علی آقا ۲ سالگی
پارت اول :تجربه من در گرفتن شیر از پسرکم
علی شیر خودمو خورده و حالا میخوام بگم چجوری پسرم از شیر گرفتم واسه مامانا که ایده بگیرن
من از یکسالگی به بعد شیر رو بردم روی روزی سه بار قبل خواب شب و ظهر و صبح زود توی خواب یعنی بعد که از خواب بیدار میشد دیگه شیر نمیدادم صبحانه میدادم تا ۱۸ ماهگی
از ۱۸ ماهگی به بعد اول فقط قبل خواب شب و ظهر شیر میدادم بعد وقتی که دیگه میخواست خوابش ببره سیر شده بود ازش سینه رو میگیرفتم میذاشتم روی پام گاهی بیدار میشد دوباره شیر میخورد گاهی هم راضی میشد بخوابه
گاهی هم توی خواب اب یا در حد ۲۰ سیسی اب قند میدادم که دلش اروم بشه یا تشنگیش رفع بشه
بعد که عادت کرد به روی پا خوابیدن اومدم موقع خواب ظهر شیر ندادم ، باهاش حرف میزدم بازی میکردم گاهی بهونه میگیرفت میذاشتم کمی شیر بخوره اما بازم توی هوشیاری ازش میگیرفتم و رو‌پا میخوابوندم بعد که کلا به نخوردن شیر برای خواب ظهر عادت کرد اومدم برای خواب شب هم همین کار رو کردم و همین پروسه رو طی کردم
مامان هلین مامان هلین ۲ سالگی
مامان گرشا🧸🤎 مامان گرشا🧸🤎 ۳ سالگی
تجربه‌ی از شیر گرفتن پسرم 💛🤱

سلام به همه‌ی مامان‌های قشنگ و صبور 🌸

می‌خوام براتون از تجربه‌ی از شیر گرفتن پسرم بگم، چون می‌دونم خیلی‌هاتون یا الان توی این مرحله‌اید یا قراره بهش برسید.
راستش برای من آسون نبود... مخصوصاً چون پسرم فقط با شیر خوردن می‌خوابید! یعنی شیر خوردن براش یه جور روتین خواب شده بود، نه فقط غذا.

چی کار کردم؟تصمیم گرفتم اول از همه، خوابیدن با شیر رو ازش جدا کنم. چون می‌دونستم تا وقتی با شیر می‌خوابه، دل کندن خیلی سخت‌تر می‌شه.
قدم به قدم :اول اومدم شیر دادن رو نیم‌ساعت قبل از خواب گذاشتم.

بعد یه روتین خواب براش ساختم: پوشک عوض کردن،چراغ کم،کتاب خوندن ،بغل

وقتی شیر می‌خورد، بعدش توی جاش بغلش می‌کردم ماساژش میدادم تا همون‌جوری بدون شیر بخوابه

این پروسه حدود ۳ هفته طول کشید تا عادت کنه. ولی بالاخره عادت کرد و دیگه بدون شیر هم خوابش می‌برد 😍

من همین برنامه رو برای خواب روز هم انجام دادم
شبا چون خسته میشد و بیشتر خوابش میومد راحت تر کنار میومد
ولی برای خواب روز خیلی زمان برد تا عادت کنه
بقیشو تو کپشن میگم 👇
مامان آقا کارن🧡 مامان آقا کارن🧡 ۲ سالگی
سلام عشقای من
اومدم تجربه از شیر گرفتن کارنو رو بگم براتون🧡😍کاری که فکر میکردم یه چیز غیر ممکنه😂انقد که وابسته بود
در این حد که این چند شب که شیر نمیخوره و می‌خوابه اولین بارمه😂همیشه زیر سینه باید انقد میخورد تا می‌خوابید 😂
من از هجده ماهگی که دکترش گفت کم کم بگیرمش شروع کردم اول هر نیم ساعت فقط شیر روز رو کنترل کردم تا منظم شه
میومد برای شیر نمی‌دادم تا یکساعت یبار بشه بعد یه هفته میشد دو ساعت تا رسید به چهار وعده ،بعد خواب صبح ،ظهر قبل خواب،عصر بعد خواب،شب قبل خواب و تو خواب هم که بی نهایت بار
هر یه هفته یه وعده رو حذف میکردم تا همین هفته پیش که رسید به دو وعده در روزش یبار قبل خواب ظهر و یبارم قبل خواب شب
موقع خواب شب بغلش میکردم یه لالایی تکراری می‌خوندم تا بهشون عادت کنه بدون شیر هم بفهمه این روند خوابه
تا پنج روز پیش
از پنج روز پیش دیگ ندادم تو بیداری شبا خیلییییی گریه میکرد
اولین شب قشنگ نیم ساعت گریه کرد و چون روز هم نخوابیده بود ساعت سه دیگ واقعا بیهوش شد ،ساعت شش که نق زد تو خواب سینمو دادم خورد و هفت صبحم یبار خورد و باز دیگ ندادیم تا شب شب دوم به نیم ساعت رسید گریش
جوری گریه میکرد که دلم خون میشد ولی گفته بودم نمی‌دم و ندادم تو خوابشو یبار دادم چون یبار بیدار شد
شب سوم بیشتر گریه کرد چون صبحش زودتر بیدار شده بود و اون شب دیگ ندادم سه بار بیدار شد هر بار بغلش میکردم حرف میزدم بفهمه من هستم اونم خودشو سمت تشک میکشید یه ربع کمتر راه میبردمش و میذاشتمش زمین پشتشو میکرد می‌خوابید هر بار کمتر از قبل گریه میکرد
تا شب چهارم که میشه دیشب
روتین خوابشو که شامل ماساژ دادن و حرف زدن و پوشک عوض کردن و لباس اداکه تو پاسخ
مامان اَمیرحَسَــن💚 مامان اَمیرحَسَــن💚 ۳ سالگی
امروز دهمین روزه که پسرمو از شیر گرفتم..
من با شناختی که از پسرم داشتم روشِ تدریجی‌رو انتخاب کردم
که کمترین آسیب‌رو ببینه و راحت‌تر بپذیره..
اول از شیرِ روز شروع کردم و با کم کردنِ وعده‌های روزش و سرگرم کردن و بازی کردن و خوراکی و غذاهایی که دوست داشت موفق شدم که با گذشت ۲ هفته کامل با شیر روز خداحافظی کنیم و دیگه اصلا در طول روز سراغشو نمیگرفت..
برای شیر شب هم مثلا از هر ۵ باری که بیدار میشد برای شیر من ۲ بارشو بهش شیر میدادم و ما بقی‌رو روی پا تکونش میدادم که نوازشش میکردم تا خوابش میبرد..
رسید به دفعات آخر..
دوتا دونه انار دون کردم و هم خودم هم همسرم بهش سوره یاسین خوندیم و ثواب این ۲سال شیردهی‌رو تقدیم کردم به حضرت رباب س💚
برای آخرین توو بغلم گرفتمش و بهش شیر دادم و کلی نوازشش کردم..
براش دعای خیر کردم و از خدا خواستم این ۲ سال شیری که به پسرم دادم نور و محبت بشه توو وجودت از عشقِ اهل‌بیت ع❤
انار رو بهش دادم و خورد..(
شب اول گریه میکرد و یکمی بیقرار بود ولی از شب بعد انگار فهمیده بود که دیگه باید بدون شیر بخوابه و با کمی قصه و شعر و نوازش خوابش برد تا حالا که دهمین روزه و دیگه سراغشو اصلا نمیگیره و الحمدالله خواب شبش خیلی بهتر شده و راحت میخوابه🙂
این روزا رو به بهترین شکل برای شمایی میخوام که قصد دارید کوچولوتو از شیر بگیرید..
دعا میکنم خدا صبر و حوصله و توانتونو چندین برابر بکنه و با خاطره خوب از این مرحله عبور کنید❤🙂🤗
مامان سپهر مامان سپهر ۲ سالگی
تجربه از شیر گرفتن‌.
من شیر روز سپهر رو تو ۱۵ ماهگی طی یه هفته قطع کردم ،چون خوب غذا نمی‌خورد و بعد قطع شیر روز
اشتهاش خیلی بهتر شد.
۱۱ روز پیش شروع کردم برای قطع شیر شب.
سپهر شبا قبل خواب باید شیر می‌خورد و یبارم حدود ساعت ۴ ۵ صبح.
شب اول و دوم اذیت نشد
ولی شب سوم یه ساعتی گریه کرد
بی قراریش هم بیشتر به خاطر این بود که بیدار نمیشد
بعد اینکه بیدار شد یکم کره با نون خورد
یکم بستنی
بعدش یکم با گوشی سرگرم کردم و خوابید
اما چند بار بیدار شد و باز گریه و ما شب سوم رو به سختی گذروندیم.
شبای بعد طوری تنظیم میکردیم که قبل خواب حتما چیزی بخوره و غذاهاش هم در طول روز نفاخ نباشه که شب تو خواب اذیتش کنه ..
چند شب بیدار شد و درخواست تخم مرغ کرد
منم پختم و خورد و خوب خوابید
الان چند شبه که قبل خواب درخواست تخم مرغ میکنه و میپزم میخوره و تا صبح خوب میخوابه ..
شب سوم که اذیت شد همسرم طاقت نمیاورد میگفت شیر بده ولی من مقاومت کردم ..
از اون روزی که قطع شده
هم خوش اشتهاتر شده و هم دستشویی رفتنش نظم خوبی گرفته و امیدوار شدم بتونم طی چند ماه اگه به همین نظم بود از پوشک هم بگیرم .