۷ پاسخ

عزیزم اگه خیلی شدید آب بدنت کم داره میشه میخوای برو دکتر سرم برات بزنه
و اینکه مایعات بیشتر بخور تا جبران بشه دلستر شنیدم برای زیاد شدن شیر خوبه
دلتم گرم کن

۳۰تا زیاده عزیزم رو معدش سنگینی میکنه
من ۶۰تا میدم حالا اونم کامل نمیخوره بچه دو روزه ۱۰ تا بده

عزیزم طبیعی هست اینایی که گفتی شیرتم بعد ۳ روز زیاد میشه نگران نباش باید دوش گرم بگیری سینتو ماساژ بده بچه هم هر۲ ساعت شیر بده افت قند نکنه هم اینکه زردی نگیره

بعد ۳ روز بهش قطره اد بدع

میک بزنه شیرت میاد
هر دوساعت بهش شیر بده همون ۳۰ تا درست کن بزور نده رفلاکس میگیریه بزار هر چی خودش بخوره
نزار زیاد بخابه زردی میگیزیه همون دوساعت بیدارش ش کن بهش شیر بده
بیرون روی ت عادیه درست میشه
چای نبات زیاد بخور با سیر آبی گوشت گوسفند
آب نخور شکم میاری خاستی بخوری وفت آب جوش بخور
وقت همون هفته دو هفته اول بهش برس ک زردی نگیریع ی وقتی

گلم بزار زیر سینه مک بزنه شیرت میاد قطره شیر افزا هم بخور‌ انشالله که درست میشه درضمن استرس نگیر دختر‌خوب استرس بگیری بدتر شیرت نمیاد که

عزیزم میک بزنه شیرت میاد

سوال های مرتبط

مامان میران مامان میران ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی و سزارین..
سلام من تا اونجایی که تجربه های زایمان بقیه رو خیلی خوندم دوست داشتم مال خودمم بزارم
زایمان از اول طبیعی بود تا آخر و من کلا استرس داشتم چون خیلی از طبیعی می ترسیدم دوست داشتم سزارین شم ولی نمیشد و من دیگه قبول کردم باید طبیعی زایمان کنم هر چی شد دیگه چون بیمارستان دولتی میرفتم و خصوصی هم هزینه خیلی رفته بود بالا مخصوصا بعد عید خلاصه دیگه تا چهل هفته با استرس زایمان گذروندم که بعد معاینه سی و هشت هفته استرسمم هزار برابر شده بود ولی راهی نداشتم دیگه واین بگم من نه ورزشی نه پیاده روی نه هم هیچ کاری واسه آمادگی زایمان نداشتم تا بیست هفتم که تاریخ زایمان بیست و هشتم بود ولی من یه روز جلو زایمان کردم بدون هیچ دردی قرار بود سر تاریخ هم برم بیمارستان ولی یه روز جلو تر رفتم با یذره درد های خفیف داشتم که شب خواب بودم ساعت پنج صبح احساس کردم آب دیدم از خواب بیدار شدم دیدم خونریزی دارم اونم شدید بعد همسرم بیدا ر کردم لباس کردم رفتم بیمارستان البته با یکم زیر شکم و کمر اول درد میکرد که معاینه شدم گفت احتمالا عمل سی یذره خوشحال شدم چون خیلی ترسیده بودم فکر کردم آنقدر به زایمان فکر میکنم بچم ویرایش نشده باشه البته مامان گفت احتمالا عمل شی ولی بردنم اتاق دیگه لباس هم عوض کردم که دکتر که قرار بود عمل کنه معاینه کرد و گفت ببرید اتاق عمل بچه مدفوع کرده من هم خوشحالم از این که به خواستم رسید م قرار سزارین شم هم درد دارم داشتم میمردم از درد و تا اینکه رفتم اتاق عمل