۱۰ پاسخ

عزیزم تاپیکاتو دیدم خانم با سلیقه و کدبانویی هستی ماشاالله، شوهرت ادم خرج کن و پدر خوبی هست، حالا یه حرفی زده شاید به شوخی یا از چیزی دلخور بوده، میدونم جملشم سنگین بوده منم جات بودم ناراحت میشدم، اما بگذر ببخش بخاطر بچت، سعی کن فقط به خوبیاش فکر کنی، اینایی که میان میگن ادبش کن طلاق بگیر شیرت میکنن علیه زندگی دسته گلت، سرشار از عقدن انقد زندکی خودشون تلخ هست که میگن اگه ما بودیم ال میکردیم بل میکردیم، حرفشونو گوش نکن، بچسب به زندگیت

درخاست دوستیم رو قبول کن عزیزم

اینجوری که فهمیدم شوهرت مثل شوهرمنه مثل من پرروش کردی احترام گذاشتی بدتر کرده چون دیده نمیری وهرجوری باشه میمونی پس اگه دستت تو جیب خودت میره پس انداز داری یا حمایتی چیزی داری همین الان ازش خلاص شی زندگیو بردی من نشستم تحمل کردم تا بهتر شه نشدکه هیچ بدتررررررم شد من پدرومادر ندارم پشتوانه ای ندارم پس اندازم ندارم اینارو گفتم بدونی زندگی باهمچین آدمی بزرگترین اشتباهه اگه میتونی جدا شو فقط

جداشو خودتو راحت کن خیلی لیلی به لالاش گذاشتی پررو شده محلش نزار

شوهر من باز هر گوهی بود دعوامون ک میشد میگفت مبرم مثلا خونه مادرم یا خاهرم تورم نمیبرم فلان ولی تهشو ک درمباوردم میدیدم نمیرفته تااونام متوجه نشن

با مامان علیرضا موافقم یه جوری زندگی کن که بفهمه بود و نبودش ذره ای برات مهم نیست تا تکلیف خودش و معلوم کنه

متاسفم عزیزم ولی ن اصلا نمی‌رفتم
ممکنه جلوی خانواده هم تحقیر کنه پس نری بهتره

به نظرم تمرکزتو بزار روی خودت اول بعد دختر کوچولوت
تو وقتی سالم و سرحال باشی خیلی بهتر میتونی نقش مادری تو ایفا کنی
برای خودت خیلی وقت بزار به خودت کلی برس
کتاب بخون اگر درسی چیزی داری اونو ادامه بده ی جوری زندگی کن که انگار کلا نیست
ولی وقتی میاد خونه
اصلا حالت قیافتو عوض نکن اگر چیزی پرسید کاملا عادی جواب بده
ی جور عشق بورز به دخترت و قربون صدقش برو که فک کنه تو دلت عروسیه

تا کی قراره ادامه بدید ؟! یعنی شوهرت هیچ تلاشی نکرده برای آشتی و دلجویی؟! برای رابطه ؟!

من جای تو بودم مثل سگ پرتش میکردم بیرون و زندگی نمیکردم اصلا باهاش

سوال های مرتبط