۳ پاسخ

کشیدن سوند هم اصلا دردی نداشت و برای من از کل فرایند زایمان فقط اولین و دومین راه رفتن کمی سخت بود و درد داشت

بعد از بخیه زدن یکبار ماساژ رحمی دادن که هیچی حس نکردم
داخل ریکاوری هم دو بار ماساژ دادن و من همچنان بیحس بودم و اذیت نشدم
وقتی وارد بخش شدم هم دو بار دیگه ماساژ دادن که هنوز کمی بیحس بودم ، یه مقداری درد داشت ولی غیر قابل تحمل نبود
۸ ساعت بیحرکت موندم و بعد شروع به خوردن مایعات کردم و بعد دوساعت هم سوند رو کشیدن و گفتن راه برو

‌کدوم شهر زایمان کردی؟

سوال های مرتبط

مامان دیار مامان دیار ۲ ماهگی
سلام مامانا
پسر منم بالاخره دنیا اومد
دیروز ساعت ۹ صب سزارین شدم
سزارینم خودخواسته بود دکتر برای ۱۵ برام نوبت داده بود
گفته پانزدهم ساعت ۶ صب بیمارستان باش ما هم تقریبا ۶ صب بیمارستان بوذیم و تشکیل پرونده دادیم و ما رو فرستادن طبقه ی اول بخش زایشگاه و ازمایش های لازم رو انجام دادن تقریبا ۸ و نیم بود که منو بردن اتاق عمل
اونجا که وارد شدم خیلی میترسیدم دکترم و دکتر بیهوشی و چندتا پرستار دیگه هم بودن
اول کار سوند رو وصل کردن یه کوچولو درد داشت و بعدش دکتر بیهوشی اومد همیجور که داشت باهام صحبت میکرد امپول رو زد درد نداشت اصلا ولی من خیلی از امپول بی حسی میترسیدم و بعدش پرستارا یه پرده جلوم کشیدن و دکتر کارش رو شروع کرد و من هیچ دردی نداشتم تقریبا بعد سه چار دقیقه صدای گریه ی بچه اومد و تا بخیه ها رو زد تقریبا نیم ساعتی اتاق عمل بودم وبعد ۴ ساعت ریکاوری و بعدش اوردنم بخش
تا هر چی بی حس بودم هیچ دردی نداشتم پمپ درد هم وصل کردن موقعی که میخواستم برای اولین بار بلند شم‌راه برم خیلی درد داشتم الان خداروشکر بهترم ولم بازم هنوز درد دارم
حتما بعد از اناق عمل شوهرتون کنار تون باشه چون بواقعا بلند شدن سخته و یه همراه دیگه هم داشته باشی
اینم از تجربه ی سزارین من😊
مامان 🍒آراد🍒 مامان 🍒آراد🍒 ۲ ماهگی
تجربه ی زایمان سزارین پارت دو 🩵🎊
روز شنبه ۰۵/۰۲/۰۵

فرستادنم لباس هام رو عوض کردم و رو تخت دراز کشیدم اول ازمایش خون گرفتن بعد ان اس تی دادم و اومدن سوند رو وصل کردن با اینکه سزارین دومم بود ولی بازم به حرف مامان های گهواره کمی از وصل کردن سوند میترسیدم که خب خدایی اصلا درد نداشت که هیچ حتی سوزش هم نداشت و کمتر از چند ثانیه هم طول نکشید وصل کردنش فقط کمی حس بد داشت همین 😬🤌

یک ساعتی بلوک زایمان بودم تا کار هام انجام شد و دکترم از کلینیک به اتاق عمل اومد و شوهرم و صدا زدن و منو انتقال دادن اتاق عمل بین راه یکم ترسیده بودم و استرس داشتم چون دکتر با خودم نیاورده بودم و همون دکتر شیفت که بهم نامه داده بود قرار بود عملم کنه و راستش شناخت زیادی هم ازش نداشتم در واقع فقط همون یکبار دیده بودمش😅✋

رسیدم به اتاق عمل برخلاف دفعه ی قبلی که دکتر خصوصی داشتم و اتاق عمل خلوت بود فقط ( خودم بودم دکترم و یه اقای دکتر که دستیارش بود و یه دکتر هوشبری ) کسه دیگه ای نبود …

ایندفعه خیلی شلوغ بود 😫 کلی هم داشنجو بودن داخل اتاق عمل ‌که استرسم و بیشتر میکرد هر چند همه کار ها رو پزشک ها انجام دادن ولی وجود اون‌ همه داشنجو و شلوغی محیط استرس زیادی بهم میداد
و خب این از معایب بیمارستان دولتی هستش و باید در نظر داشته باشید 👍

ادامه رو پارت بعدی میزارم 😅😌
مامان آریا مامان آریا ۸ ماهگی
تجربه من از عمل سزارین ☺️
ما صبح ساعت پنج رفتیم زایشگاه بابک ( تهران) اومدن
اول آزمایش دادیم بعد ان اس تی گرفتن بعدش سوند وصل کردن،
سوند اصلا درد نداشت ولی یه حس بدی داشت اما قابل تحمل بود ، البته من خودمو سفت گرفته بودم باید شل کنین تا لذت ببرید 🤣
بعدش که دیگه نوبتم شد رفتم داخل اتاق عمل ،خییییلی ترس داشتم از ترس مثل بید می‌لرزیدم ....
رفتم پرسنل و دکتر خیلی خوش اخلاق بودن ، صحبت میکردن ترسم از بین بره.
آمپول بی حسی که مبخواستن بزنن بهم گفتن شل بگیر تا به تزریق دوباره نرسه منم گوش دادم...اصلا درد نداشت ...هیچ دردی نداشت حتی از سوند وصل کردن راحتتر بود ، دراز کشیدم کم کم بدنم‌گرم شد و شروع کردن به کار چند تا پرستار هم بالا سرم هعی صحبت کردن ...
که یهودکتر گفت خییییلی اب داشت کیسه ات ، بچت هم اب خورده ، دستگاه انداختن آب توی دهنش کشیدن و من خیلی ترسیدم تا صدای گریه اش اومد....
باز پرستارا اومدن به شوخی و که شبیه توی و لباش شبیه توی و این حرفا ....
ادامه شو میزارم
مامان نخودفرنگی مامان نخودفرنگی ۲ ماهگی
تجربه ی سزارین پارت ۱
سلام به همه ی دوستان .‌‌‌...منم میخوام تجربه ی زایمان سزارینمو بذارم شاید به دردتون بخوره....
من سزارین اختیاری بودم ...اما ۳۷ هفته و۲روز فشارم بالا رفت وسریع رفتم بیمارستان فشارم ۱۳ ونیم بود ...ساعت حدود ۱ونیم شب بود تا رفتم ازم ان اس تی گرفتن اومدم برم رو تخت دراز بکشم برا ان اس تی که کیسه ابم پاره شد....وااای خیلی حس بدی بود حس وحشتناکی بود ...موقع زایمانم نبود هنوز...کیسه ابم که پاره شد گفتن بچه مدفوع کرده ...سریع زنگ زدن به دکترم ...تا دکتر اومد شد ساعت ۳ صبح تااون‌موقع بااینکه من سرارین اختیاری بودم ولی دو تا ماما اصرار و اصرار که باید طبیعی بیاری وبه زور دو بار منو وحشیانه معاینه کرد ودرنهایت ناباوری گفت ۶سانت بازه دهانه رحمت ولی من هیچچچ دردی نداشتم ...اینام اصراررر که باید طبیعی بیاری نیم ساعت زور بزنی بچت به به دنیا اومده ....منم به شدت فوبیای زایمان طبیعی داشتم وتحت هیچ شرایطی حاضر به طبیعی نبودم ....دکترم که رسید اونم گفت باید طبیعی بباری هرچی گفتم دکتر من از۷ماهگی گفتم سزارین شمام قول دادین قبول نمیکرد بازم منو معاینه کرد ...اخرش باهزار خواهش التماس از من اصرار از اونا انکار منو بردن اتاق عمل ....ولی کلی منو ترسوند که سر بچت پایینه خطرناکه موقع جراحی و...
مامان یزدان👼🩵 مامان یزدان👼🩵 روزهای ابتدایی تولد
سلام عزیزان خوبید
پارت ۱
مادرای مهربون بعداز۱۶روز بالاخره وقت کردم بیام تجربه زایمان سزارین دومم رو تو بیمارستان هدایت بگم
من از هفته ۳۰بارداری رفتم بیمارستان تشکیل پرونده دادم اوایل هردوهفته یکبار برای چکاپ میرفتم از هفته ۳۵به بعد هرهفته میرفتم برای چکاپ دکتر برای ۶تیر بهم نوبت عمل زد برای ۳۸هفته و۴روز شنبه ۶تیر ساعت ۹صبح رفتم بیمارستان کارهای پذیرش وبستری رو انجام دادم ساعت ۱۲ازم آن اس تی گرفتن که خداروشکر خوب بودبعدش انژیوکت رو وصل کردن لباس عمل دادن که بپوشم وآماده باشم اتاقم روهم بهم دادن که بعداز عمل همونجا قرار بود بستری بشم ساعت ۳بردنم اتاق عمل تو اتاق عمل بهم سوند وصل کردن سرم رو وصل کردن دکتر اومد باهم سلام واحوال پرسی کردیم دکتر بیهوشی اومد اونم خیلی دکتر خوبی بود اول با لیدوکائیین کمرم رو یکم سر کرد که درد سوزن رو متوجه نشم خداییش هم اصلا نفهمیدم کی سوزن زدن ودر آوردن فقط گفتن دراز بکش بعداز چند دقیقه از کمر به پایین حس گرما گرفتم ولی بازم میتونستم پامو تکون بدم به پرستار گفتم گفت میتونی پاتو بلند کنی گفتم نه گفت پس بی حس شدی دکترم ودستیارش اومدن جلوی صورت من پرده کشیدن