۹ پاسخ

بگو همسرت تو بغل مادرشوهرت تو ماشین بچرخونه شب رو می‌خوابه

من سر این موضوع ب مامانم گفتم شده شبرو تنها تو بیمارستان میمونم ولی تو نیا و ارسلان رو نگهدار چون فقط به اون خیالم راحت بود خدا روشکر خوابیده بود

تنها استرس منم اینه،شب و‌ روز به فکرشم و میبینم دارم گریه میکنممم😭خیلی سختههه امیدوارم ی شب رو کنار بیان

مامان من شب همراه مونده بود به شوهرم گفتم ببر پارک خسته بشه خوراکی اینا خریده بودن تو ماشین انقد چرخیده بود خوابش برده بود

دختر منم اینجوری بود اون شب مادرم و خواهرم و خواهرزادم جمع شده بودن پیشش باشن

دختر منم همین بود خدا کاری کرد هفت ماهم بود بخاطر فشار بستری شدم

والا تمام فکر منم همینه، لنای منم بدون من نمیمونه حالا نمیدونم چیکار باید بکنم

خدا کمک می کنه و به طور معجزه آسا می خوابه، خواهرزاده منم همین طور بود. شب زایمان کنار من جلو تلویزیون خوابش برد

دخترمنم همین بود. البته فقط پیش مامانم میموند یه دیقه هم پیش مادرشوهرم نمیموند. دیگه شب زایمان که مامانم پیشم بود شوهرم دخترمو خونه اونا نگه داشت. خونه اونا بودن ولی شوهرم مراقبش بوده.

سوال های مرتبط