۳ پاسخ

باهاش صحبت کن بگو نباید این کار رو کنی
یاشاید هم دنبال جلب توجه
قصه براش تعریف کن که راجع به نزدن و پرت نکردن باشه

نمیدونم اقتضای سنشونه یا چیزی تو بدنشون کمه
چون دختر من هم همینجوریه
دکتر بردمش قرص ارپیرازول داد روزی ۱/۴
چند روز دادم خوب بود ولی خودم عذاب وجدان داشتم دیگه ندادم
ولی الان خیلی اذیتم میکنه خیییییلی
پرخاشگری میکنه وسیله پرت میکنه

حوصلشون سر می‌ره داخل منزل
احتیاج به تجدید قوا ، بازی ، سرگرمی متنوع دارند

سوال های مرتبط

مامان آیهان مامان آیهان ۵ سالگی
مامانا یه درمانگر چند ماه پیش به اشتباه یه تشخیص واسه پسرم داد( اوتیسم ) که بردمش پیش فوق تخصص روانپزشکی کودک گفت نه این مشکل رو نداره یه مقدار بی بی دیجیتال شده که درست میشه ، اون موقع چون من خیلی بی قراری کردم که باید همین روز ببریمش پیش متخصص شوهرم قبول نمیکرد و با عصبانیت به خونواده اش زنگ زد قضیه رو گفت حالا از اون روز به بعد خواهر شوهرم همش میگه با مشکلی که پسرت داره و ...یه بارم گفت پرت کردن از علائم اصلی اوتیسم هست که پسر تو هم زیاد پرت میکنه ،خلاصه هی جوری حرف میزنه که یعنی آره بچه تو این مشکل رو داره یه روانشناسی هم خونده فک میکنه متخصص هست ، پسر من تاخیر گفتاری داشت الان جملات شش هفت کلمه ای هم میگه رنگا اشکال هندسی و ...، تازگیا شروع کرده سعی میکنه تعریف کنه ، اما خیلی شیطون هست و یه جا نمیشینه ، من نمیدونم پسرم من مشکلی داره یا نه ولی فقط خدا میدونه چی تو دلم میگذره زندگی برام نمونده فقط گریه ، هر دفه خواهر شوهرم همچین حرفایی میزنه من ساعت ها گریه میکنم ، الان میخوام یه متخصص دیگه ببرمش ببینم چی میشه فقط تو این شبا برام دعا کنید خیلی دل شکسته ام امروزم خواهرشوهرم گفت پرت کردن وسایل تو این سن نشونه های اصلی یه سری بیماری هاست پسر من قبلا پرت نمیکرد تازگیا پرت میکنه
مامان آژوان مامان آژوان ۴ سالگی
سلام مامانای عزیز خانما من نمیدونم چجوری این رفتار پسرمو کنترل کنم پسرم وقتی کسی میاد خونمون چه غریبه چه فامیل اووونقققدر هیجانی میشه که نگم میره تموم اسباب بازیا و وسایل خونه رو بهم میریزه و میاره جلو چشم طرف یعنی خونه رو در عرض دو دقیقه جوری بهم میریزه که من یک روز کامل باید جمع و جورشون کنم در حدی هیجانی میشه که همیشه خدا یا میخوره زمین جاییشو زخمی میکنه یا سر و کلش میخوره به در و دیوار چه میدونم یا یه اداهایی درمیاره لبو لوچشو کج میکنه به طرف که اونا میگن وااا چرا اینجوری میکنی دیوونه ای نمیدونم خل و چلی و هزارتا حرف دیگه بارش میکنن من واقعا ناراحت میشم یعنی اینجور مواقع حرصصصصص میخورما میدونم بیشتر وقتا خونه ایم زیاد بیرون نمیریم تفریح و پارک و بازی کردن نداریم چجوری باشه مثلا یه دور بزنیم با ماشین همین نمیدونم دلیلش همینه که حوصله ش خیلی سر میره وقتی یکی میاد اینجوری میکنه یا طبیعیه و من خیلی حساسم بخدا یع کارایی میکنه من مغزم سوت میکشه