چقدر بعضیا اشغال و بی درکن چند وقت پیش مادر بزرگ شوهرم اومد خونه ما هی زنگ زد بگو معصومه هم بیاد با اینکه دوست نداشتم بیاد خونم ب احترامش زنگ زدم اومد بچش مریض بود گفت صبح بردمش دکتر چون دیشب نتونسته بخوابه خیلی اذیت بوده یهو قلبم ریخت پایین پسرش قشنگ چفت آریا شده بود از امروز صبح از خواب بیدار شده عطسه و آبریزش دارع بچم الان خوابه نمیتونه نفس بکشه حالم از این آدمای بی عقل بهم میخوره خب بچت مریضه نیارش یا بگو ما مریضیم بچه کوچیک داری نمیایم یا ب پسرت بگو نزدیکش نشو ک آریا نگیرع بچم انقد اذیتع دلم کبابه براش

فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری

۵ پاسخ

باز اون بچه هس جاری من سرماخورده بود شدید گفتم مریضی گف نه بخاطر سردردم هس الان منو پسرم مریضیم بچم خیلی اذیته یبارم شوهرش مریض بود بچمو بوسید دو هفته درگیر بودیم

هعی چی بگم بعضیا عقل ندارن
من بچم تب داره مریضه پیش بزرگسالا نمیبرم میگم مریض نشن چه برسه بچه کوچیک

بیشعور و بی فرهنگ
اینا حق الناسه گردنشون
یه لحظم فکر نمیکنن چرا یه طفل معصوم باید اذیت بشه
خدا لعنتش کنه

زنگ بزن عرض ادب کن

معصومه کیه

سوال های مرتبط

مامان دایان 💙👶 مامان دایان 💙👶 ۲ سالگی