دخترا با دختر عمم رفتیم هایپر خرید کنم
بعد ی مایع لباسشویی برداشتم ی دستشویی بوش پسندش نبود گفت تو کلا میخوای با من مخالفت کنی سلیقه هم نداری اینا چیه برداشتی اه اه بو گه میده
محلش نزاشتم رفتم جلوتر
اومد کنارم میگه حنا خیلی بو پیاز میدی حالا من هرچی بو میکشم بو پیاز نمیاد از بو عرق اینجوری هم متنفرم
کلا دستامو چسبوندم ب بدنم راه میرفتم وسایلا هم گفتم خودش بزاره تو پلاستیک رسیدیم تو ماشین خودمو بو کردم خدا وکیلی اصلا بو نمیدادم
ولی هم عطر زدم هم بادی
بعد رفتیم ی مغازه دیگ گفتم بو میدم؟
دراومده میگه اره
گفتم گه نخور دیگ الان زیر عطرم گفت اره اره شوخی کردم یعنی میخواسته تخریبم کنه؟
یعد برا تولد کمیل سر خود دونفرو دعوت کرده منم مجبور شدم زنگشون بزنم دختر عمه و عمه بابام منتها ی عمه دیگه هم هست اونا همیشه باهم میرن اینور اونور
میگه اونم دعوت کن دعوت کنم؟ چون رفت و امدشون درحد خونه بابا بزرگم رفتنه و خب اونقد صمیمی نیستیم ک دعوتش کنم میترسم فک کنه واسه کادو دعوتش کردم





فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری
تولد پارسال کمیل

تصویر
۱۵ پاسخ

چه دختر عمه سمی ای داری

بهش میگفتی حالا من ک بوی پیاز رو نمیفهمم ولی بوی حسودی کردنت به من کل منطقه رو برداشته عزیزم 😁

کلا پاکش کن اززندگیت

چه بی شخصیت و پرو به حرفش گوش نده

این همونه که تو داستانت ازش گفتی؟
دختر این فقط روانت و خط میزنه دمش و بچین و باهاش رفت و آمد نکن

حتما بهت حسودیش میشه

چ بی شخصیت من ب صمیمی ترین ادم زندگیم هم اینجوری نمیگم هرچقدرم راحت باشم

بهترین کار این دم دخترعمتو بچینی و نیازی نیست دعوت کنی

وای نه اصلا محلش نذار یعنی چی بو میدی چقدر رک

عزیزم بیا از من بشنو و تولد نگیر♥️با تایپک هایی که ازت خوندم اذیت میشی بی خیالش شو به جاش ببر اتله و برید رستورانی چیزی جشن نگیر به خدا

من همچین آدمی دورم باشه میخواد خواهرم باشه به طور کل میبوسم میذارم کنار ابدا تحملشون ندارم

من جات بودم خودشم دعوت نمیگردم گوزو رو

منم یه دختر عمع دارم خیلی صمیمی ام بودیم الان ک ازدواج کردع همش حالا نمیدونم از حسادت یا هرچی اول ذز شوترم ایراد مبگرف الانم از حجابم

ازش دوری کن

پاشوببر این بو‌حسادتش زندگیتو‌خراب میکنخ

سوال های مرتبط