۱۹ پاسخ

الان این خار کردنه؟ وابده بابا

وای گفتم چی شدههههه
الان با این کار بچت چطوری خورد شد نمیفهمم
چقد سخت میگیرید زندگی رو

عزیزم واسه چیزای کوچیک خیلی حساس نشو و بیخال باشو ازشون رد شو وگرنه خودت اذیت میشی

تو این شرایط همون لحظه بگید بچه رو تو کاری که بهش ارتباط نداره دخالت ندید، اینجوری اتفاقی هم پیش نمیاد که بی دلیل بچه رو سرزنش کنید.
سعی کن در لحظه دفاع کنید.

ب نظرم چیزی نیس ک ب خاطرش بخوای ناراحت بشی اصلاا ارزش نداره

اخخخخ اگر یکی بچتو تو جمع خار کنه میخوام جررررررررشون بدم

حالا چیز خاصی هم نیست ها خیلی حساسی

خب چرا همون لحظه چیزی بهش نگفتی؟

چه عیبی داره منم خیلی کاربه بچم میدن خودمم میدم میگم یادبگیره هرچیوازمن نخوادبراشون خوبه برااینده

بیخیال این اصن‌مهم‌نبوذ

با خودت بگو نفهمه دیگه تمام . بهش فک نکن به پشمتم نباشه

خودم وجای شما گذاشتم اصلا ناراحتی نداره سخت نگیر حالا گفته دیگه

میفهمم دقیقا چی‌میگی
چون‌همسر من این مریضی رو هی‌میخواد بچرو وادار کنه‌به‌یه کاری
شاید بعضی ها‌درک‌نکنن فکر‌کنن مسئله ای نیست ولی من‌دقیقا درکت میکنم

والا زنعمو هم یکم کرم ریخته،وگرنه بگه ای جانم مرسی عزیزم و ساعتشو بگیره،اینا دیگه کی ان!!!!

خودت بلند می‌شدی میگفتی. نمی‌خواد مامان جان بشین... بعد موقع دادن ساعت میگفتی زنعمو ساعتشو میخواست خودش پامیشد برمیداشت...

خیلی مسئله بزرگی نیست عزیزم

خب میگفتی دخترم داشت بازی میکرد اصلا حواسش به ساعت نبود ک برداره خراب کنه سرگرم اسباب بازی دخترم

جالب اینه اگه این چیزارو به آقایون بگی میگن به چه چیزایی گیر میدی این اصلا چیز خاصی نیست😂😕!!

واای اگه جای من بودی چیکار میکردی خانواده شوهر من که افتضاح نمیرم اصلا سالی یه بارم میرم کلی داستان دارن اصلاسم سم

سوال های مرتبط

مامان عسل مامان عسل ۳ سالگی
خانوما توقع شما از مهد کودک چیه؟
جدای از آموزش..
من یه مهدی رفتم که با چشم خودم میدیدم مربی کاردستی درست میکنه میده بچه و مادر هم فکر میکنه بچه درست کرده
یا مثلا وقتی مامان میومد دنبال بچه ،،مربی کلا مهربون میشد و با خوشحالی از بچه خداحافظی میکرد..
امروز به مربی گفتم فلان رفتار طبیعیه تو بچه من؟
اومده به من میگه برو کلاسهای فرزندپروی و بگذرون و کلی غر زد...
درحالیکه اگر نگران نبودم غیر طبیعی بود و من کلی دوره فرزندپروی گذروندم..
یه بچه ای مامان باباش دکترن تو مهد بود..بچه اومد پسر من و اذیت کرد و هیچی بهش نگفت منم فقط گفتم عجب بچه شیطونی....آقا این و گفتم مربی سریع اومد یقه من و گرفت که نباید اینجوری بگی..این خانوادش دکترن و بچه افسرده ای بوده اومده مهد و...اصلا از خودم بدم اومد بچه رو بردم اونجا..
بهش میگم چرا بچه ها تو مهد یادنگرفتن اسباب بازی و به هم اشتراک بزارن؟
بچه من میره سمت اسباب بازی ها یکی دیگه از دستش میگیره و طردش میکنه..
میگه اینا بچه هستن نمیفهمن.. نمیدونم ببرمش یا نه..
از طرفی خیلی به خونه ما نزدیکه..
اومده میگه چند روز دیگه بچه خودتم اسباب بازی به بقیه نمیده..
میشه راهنمایی کنید نظرتون و بگید چکار کنم. راستش رفتار مربی خورد تو ذوقم.