۵ پاسخ

این مامانا چرا اینجورین من ب مامانم میگم تا گریه میکنه چیزی بهش نده بخدا بد اخلاق میشه باد میکیره با گریه ب خاسته اش برسه بهش برخورده میگ میخای ن تو بیای خونه من ن من بیام خونه تو؟؟من بد تربیت میکنم بچتو 🤣🤣🤣

پسر من عاشق مارمولکه.

دقیقا من دخترم از بس اذیت می کرد خواهر شوهرم از گاری ترسوندنش ولی عیدی رفتیم مسافرت تو گاری های اسب سواری سوار شد ترسش ریخت فقط من الان نگاش می کنم می ترسه

وا چرا مامانت انقدر بد حرف زده راست گفتی دیگه فردا اکه ببینه میترسه براش وحشتناک میشه

ن نترسونش از هیچی فردایی تو خیابون یه مارمولک می بینه از جیغ لال می شه من خودم بچه بودم از رعدو برق منو ترسوندن الان لکنت زبان دارم

سوال های مرتبط

مامان عسل مامان عسل ۳ سالگی
خانوما توقع شما از مهد کودک چیه؟
جدای از آموزش..
من یه مهدی رفتم که با چشم خودم میدیدم مربی کاردستی درست میکنه میده بچه و مادر هم فکر میکنه بچه درست کرده
یا مثلا وقتی مامان میومد دنبال بچه ،،مربی کلا مهربون میشد و با خوشحالی از بچه خداحافظی میکرد..
امروز به مربی گفتم فلان رفتار طبیعیه تو بچه من؟
اومده به من میگه برو کلاسهای فرزندپروی و بگذرون و کلی غر زد...
درحالیکه اگر نگران نبودم غیر طبیعی بود و من کلی دوره فرزندپروی گذروندم..
یه بچه ای مامان باباش دکترن تو مهد بود..بچه اومد پسر من و اذیت کرد و هیچی بهش نگفت منم فقط گفتم عجب بچه شیطونی....آقا این و گفتم مربی سریع اومد یقه من و گرفت که نباید اینجوری بگی..این خانوادش دکترن و بچه افسرده ای بوده اومده مهد و...اصلا از خودم بدم اومد بچه رو بردم اونجا..
بهش میگم چرا بچه ها تو مهد یادنگرفتن اسباب بازی و به هم اشتراک بزارن؟
بچه من میره سمت اسباب بازی ها یکی دیگه از دستش میگیره و طردش میکنه..
میگه اینا بچه هستن نمیفهمن.. نمیدونم ببرمش یا نه..
از طرفی خیلی به خونه ما نزدیکه..
اومده میگه چند روز دیگه بچه خودتم اسباب بازی به بقیه نمیده..
میشه راهنمایی کنید نظرتون و بگید چکار کنم. راستش رفتار مربی خورد تو ذوقم.
مامان لنا سادات مامان لنا سادات ۲ سالگی
این حمید بیشعور اومده خونه هیچوقت حوصله بچه رو نداره لنا هم هی بابا بابا میکنه اونم حوصلش نمیکشه درست جواب بچه رو نمیده
وقتی هم خونس لنا پیش من نمیاد چون کمتر باباشو میبینه وقتی میاد خونه بیشتر پیش اونه. ما جدا میخوابیم من تو اتاق خوابم اونا تو پذیرایی
لنا مدام میگه قصه بگو برام اونم چندبار قصه گفته بعد دیگه هی غر زده هی غر زده سر بچه گفته من چه گناهی کردم گیر تو افتادم
من اگه ادمم کشته بودم تا الان تاوان داده بودم خدایا مرگ منو برسون کاش بمیرم راحت شم تو بی بابا بشی
انقد غصه به دل بچم کرده که لنا بغض کرده بی صدا کلی گریه کرده فقط صدای فین فینش میومده از بس غصه به دل این بچه کرده
بهش گفتم ح‌صله نداری میای خونه چیکار نیااا خونه انقد این بچه رو زجر نده میگه من زجر میکشم میگم تو خودتو با بچه مقایسه میکنی به درک که زجر میکشی چرا انقد غصه به دل بچم میکنی گناه داره نیا خونه که اینجوری باهاش رفتار کنی.
اه دلم میخواد بمیرهه از ته دلم ارزو میکنم شب که میخوابه صبح چشم باز نکنه دیگه
مامان یارا مامان یارا ۲ سالگی
بدن همه ما آدمها ارزش داره و‌ محترمه!

وقتی بچه ای رو میزنید بهش این پیام رو میدید که بدن تو بی ارزشه و قابل احترام نیست. اون بچه هرچی بزرگتر میشه همین حس رو به بدنش داره که شما از بچگی بهش دادین.

با تنبیه بدنی هیچ بچه ای،هیچ بچه ای! عبرت نمیگیره. یا عادت میکنه و میگه خوب فلان کارو میکنم فوقش ی کتک میخورم. و یا میترسه و اعتماد بنفسشو از بین بردید.
در هر دو حالت عزت نفس این بچه آسیب میبینه و جبرانش در سالهای اول زندگی با محبت کردن با عذرخواهی و توجه کردن ب کودک شروع میشه و هرچی این سالها جلوتر بره جبران آسیبهاش سختتره و‌ نیاز به جلسات درمان خواهد داشت و چه بسا کاملا هم نشه اون آسیبها رو درمان کرد.

کودکی که با تنبیه بدنی بزرگ‌ میشه همین روال رو‌ یاد میگیره و در آینده ممکنه در نوجوانی سر ی بحث با همکلاسیش بهش صدمه جبران ناپذیر وارد کنه و خدایی نکرده سراز جایی دربیاره ک فکرشم‌ نمیکردید!
یا شمای والد با تنبیه بدنی کودک که شما هم نسلهای قبلی تون این خصوصیت رو‌به ارث‌ بردید؛ این کینه و تربیت رو ب نسلهای بعدی منتقل میکنید
و‌ قطعا عذابش رو‌ در آینده خواهید دید.