۲۹ پاسخ

من رفتم دکتر مادرشوهرم اونجا بود منو دید پسندید ای کاش پام شکسته بود نمی‌رفتم بدبختم کرد

من با پسر خاله شوهرم اول دوست بودم بعد با شوهرم دوست شدم یعنی با جفتشون هم زمان دوست بودم😅جفتشونم قصدشون ازدواج بود وضع شوهرم بهتر بود اونو پیچوندم با این ازدواج کردم 😂

استادم بود تو دانشگاه

خدا زن بابامو لعنت کنه رفتم خونه مادرش
شوهرم همسایشونه اونحا منو دید عاشقن شد😂😂😂 شوخی میکنم چون زود اردواج کردیم خیلی اذیت شدیم ولی شُکر🌹🤍

من پسر عمو بابام هست از هم خوشمون میومد ولی هیچکدوممون نشون نمی‌داریم حسمونو ...حتی رومون نمیشد ب هم نگاه کنیم 😂😂😂تا این ک زن عمو بابام پیشنهاد داد و ی. دوستای با هم حرف می‌زدیم بعدم اومد خاستگاری از ازدواجم خیلی راضیم ولی کاش کمی سیاست بلدبودم

سنتی بود پدربزرگ شوهرم فامیل بابام بود میومد خونمون گاهی پدرشوهرم هم بابام عمل کردن اومد عیادتش در من باز کردم دیگه بعدش مادرشوهر وخواهر شوهر وجاری هام اومدن دیدن من به یه بهونه ای 😑😂😂😂

پدرم فوت شد با مادرش عید اومدن خونمون عرض تسلیت من چقد عید خسته بودم مهمون مبومد عیدسیاه داشتیم پسزعموم زنگ دارن میان چقد فوش دادم سرظهر چ وقت اومدنه مهمونیه اومدن چای اوردم عاشق شد تلویزیون خاموش بود از داخلش منو دیدمیزد😂😂😂نوه دایی بابامه

ما تو اینستا آشنا شدیم بعد الکی به همه گفتیم دوست شوهر خواهرم البته شوهرخواهرم خیلی پایه بود کلی کمکمون کرد تو این دروغ😂😂

باهم دوست بودیم تویه مطب دکترهم دیگرودیدیم دوسه سال باهم ارتباط بودیم دیگ ازم خوشش اومداومدخاستگاری دوسش دارم ولی بیشتراوقات باهم بحث میکنین درکم نمیکنه خیلی کم بهم محبت میکنه خیلی خسته شدمه

شوهرم دوست صمیمی داداش خدابیامرزم بود اما نمی دونست که داداشم خواهرداره مامانش بهش گفته بود اونم بدون اینکه منو ببینه از داداشم خواستگاریم کرده بود و ما کلا همو بعد عقد دیدیم ۹۷عقدکردیم و من ۱۳سالم بود

جلو مدرسه آشنا شدیم من کلاس ششم بودم شوهرم هشتم بود خیلی پیله شد تا پا دادم 14سالم بود اومد خواستگاریم 😁

من سنتی وازطریق مراسم خواهرزاده ام مادرشوهروخواهرشوهرم دیده بودن بعدهمسرهم چون مهندس بودکسی روقبول نمیکردعکس منویواشکی باگوشی گرفته بودن برده بودن به همسرم نشون داده بودن همون روز گفته بودقبول خداروصدمرتبه شاکرم همسرنیست فرشته زندگیم هستش همه چیزش من هستم

سنتی اصلا راضی نیستم

دوست بودیم تو لاین آشنا شدیم چند سال در حد دوست معمولی بودیم از سال ۹۶ دیگه عشق و عاشقی شروع شد سال ۹۹ نامزد کردیم ۱۴۰۰ ام عقد کردیم . خداروشکر راضیم

ما ازدواج سنتی معرفمون هم دایی همسرم بود با مادرشوهر دختر عمم ،ولی خب هرجا میریم ازمون میپرسن شوهرم میگه دوست دخترم بود 🤣در این حد که خانواده خودش ی مدت فکر میکردن این معرف سوری بود 🤣🤣

نوه خاله ی مادرم میشد ۱۶ سالگی عروسی برادرم منو دید بهم نگاه میکرد همو نمیشناختیم اصلا ...تا رفت ۲۲ سالگی اینستا خااهرم عکس منو گذاشته بود شوهرمم تازه فهمید من همونیم ک عروسی دیده ...درخواست داد بهم پیام دادیم بهترین شب زندگیم بود چون منم همون عروسی ازش خوشم اومده بود ...۹۵ باهم دوس شدیم تا ۹۷ .۹۷ نامز کردیم ۹۹ عروسی کردیم
خداروشکر خیلی از. زندگیم راضیم جونمون برای هم در میره 😊😇

من دانشجو معلم بودم کرونا شد دانشگاه و مدارس انلاین شد و خونه نشین شدیم
شوهرمم معلم کلاس سوم بود و مدیر مدرسه دانش اموزایی که گوشی نداشتن و وضع مالیشون بد بود رو ساپورت مالی میکرد می فرستاد پیش من باهاشون خصوصی کار کنم و تکالیفشونو برا معلمشون بفرستم
دانش اموزای من همه کلاس سوم بودن
دیگه شوهرم از طریق همین تکالیف فرستادنا روم کراش زد و چون تو شهر کوچیکیم تحقیق کرده بود و تصمیمش ازدواج بود
دیگه بهم پیام داد و نظرمو پرسید منم از رو استوریاش عکساشو دیده بودم و فهمیده بودم همسایه ی خالم اینا و همبازی دوران بچگیمه
بچه بود خیلی لاغر بود ولی الان که مردی شده بود برا خودش،هیکل ورزشی و خوشتیپ
هیچی دیگه خواستگاری کرد و حضوری همو دیدیم بیشتر عاشق شد (کلا ذوق که میکنه هول میکنه همه چیزو لو میده😂)
الانم دومیو براش اوردم😂

ولا ریدم تو ساعت آشنایی مااااا بخودا😉😉😉😃😃😃

سنتی بود فامیل دور بودیم خانواده ها تصمیم گرفتن فعلا هم یکم به مشکل خوردیم

من تو راه مدرسه وقتی دوم دبیرستان (۱۶ سالم )بود دوست شدیم و اتفاقا امروز ۱۵ امین سالگرد دوستیمونه و ۳ تایی با دخترم جشن گرفتیم🥰

دانشگاه باهم همکلاس بودیم😁یادش بخیر برام دونات میخرید

ما توی یه چنل تلگرامی اشنا شدیم و بهم پیام داد و به ازدواج کشید😂😂😂من مشهد بودم اون کرمانشاخ

من دم خیابون وایستاده بودم منتظر ماشین که از روستا بیام شهر اونم از سرکار میومد منو اورد شهر فرداش اومد خاستگاری کامل هم قیافه اشو ندیده بودم

لایو اینستا البته شهرمون کوچیکه خیلی تو سطح شهر همو میدیدیم اون موقع دبیرستان بودم هر روز ظهر میومد دم مدرسه😂😂دوماه تلاش کرد تا باهاش دوست شدم

شماره داد؟؟
خطا نمی‌کردین خخخ

سنتی پسر عمه دختر دایی هستیم معرف هم نداشتیم خانواده ها معرف بودن 😂😂😂😂
چ عکس خوشگلی ماک از این عکسا نداریم🫠

سنتی فامیل بود اصلا خوب نیس

همسرم دوست خانوادگی دامادمون بود اینجوری با هم آشنا شدیم یهو دید عاشق شده خانواده ش و آورد خواستگاری 😉

ساعت منم این شکلیه شاید بگم ۱۰ سال بیشتر مامانم از عراق برام اورد

سوال های مرتبط