#شیر #پوشک #تب #استامینوفن

تصویر
۵ پاسخ

حالا پسر من جایی بره بیاد راستشو میگه مو ب مو ولی اطرافیان مخفی کاری دارن یا حقیقت رو پنهان میکنن وفتی حرفی ک پسرم گفته رو میگم میخکوب میشن و ب تته پته میفتن
مثلا چن روز پیش برادرشوهرم پسرمو دیده دم در... ما تو ی ساختمونیم.. و پسرمو برده خونشون.. و بعد خودش رفته حموم... پسرم گفته بچها بیاین بازی کنیم... جاریم گفته ب بچهاش.. ن باهاش بازی نکنید بزارید گمشه بره خونشون ک هر چی میکشیم از دست مادرش میکشیم... و در نهایت انقد محل ندادن... پسرم اومده بود بعد از ده دیقه.. گفتم چرا زود اومدی گفت... مامانشون نزاشت باهام بازی کنن اینجور گفت.. منم شب برادرشوهرم و تو حیات دیدم بهش گفتم که بچه منو حق نداری ببری خونت ظهر بردی خودت رفتی حموم زنت این حرفو زده.. زنش ب تته پته افتاد و دختر خودش ک 5سالسه تایید کرد ک مامانش اون حرف رو زده

در قالب یه داستان بچه گانه بهش بفهمون که راست بگه و خیالبافی نکنه و یا دروغ نگه ، با امر و نهی رفتار بچه ها بدتر میشه ولی با داستان میشه غیرمستقیم بهشون فهموند

فکر میکنم اقتضای سنشونه
یادمه پسر بزرگم به شدت بزرگنمایی داشت از مشاوره پرسیدم گفتم اون اصلا نمیدونه دروغ چیه اقتضای سنشه نه بها بده نه بگو جرا دروغ میگی‌واینا.هرچند من زیاد با حرفای این مشاوره ها موافق نیس خیلی اشتباه درمیاد

سوال منم هست

دختر منم همینه‌..مثلا امشب رفت خونه پدربزرگش پاستیلشم با خودش برد...بعد اومد گفت پاستیل میخام...منم گفتم برو بیار از خونشون...اول گفت اره جا گذاشتم اونجا...بعد گفتم اگ جا گذاشتی بیار بخور گفت نه خوردمشون..اخرش متوجه نشدم..هیچوقت درستشو نمیگه...نه اینکه بخاد دروغ بگه ها...بلد نیست انگار

سوال های مرتبط

مامان سامیار مامان سامیار ۴ سالگی
مامان ایلی جون مامان ایلی جون ۴ سالگی
مامان مهیار❤ مامان مهیار❤ ۴ سالگی
مامان امیرسام مامان امیرسام ۴ سالگی