۱۰ پاسخ

سلام عزیزم حالتو درک میکنم چندسال پیش مادر منم همینجوری بود
من انگار تمام دنیا برام ب آخر رسیده بود حالم خیلی بد بود فقط دعا میکردم فقط دعا.

مامانم عمل کرد پرتو درمانی مرد سیمی درمانی کرد
پروسه خیلییییییی سختی رو پشت سر گذاشت
همش می‌خواست درمانشو متوقف کنه
ولی من نذاشتم حتی داداشی هم نداشتم ک بیفته دور کار و بار مادرم
همششششش گردن من بود.

خلاصه خدا کمک کرد و دعاهام جواب داد و تنهایی با کمک خدا بعد دکترا مامانم خوب خوب شد

نترس عزیزم بسپار بخدا باید پروسه درمان انجام بشه و مطمئنم زود زود خوب میشه

انشالله انشالله زود زود خوب بشه بغلش کنی کنار هم چایی بخورین و حرف بزنین و‌کیف کنین ... خوب میشه حتما خوب میشه انشالله ما هم‌از ته‌قلب براش دعا کردیم 🥺🌹🌱🌱🌱🌱

انشالله سلامتیشو بدست میاره نذرش کن

الهی بحق بزرگی خدا
سایه مادرت بالا سرتون باشه
تندرست و سلامت زندگی کنه
خدا ببخشه بهتون عزیزم 🤍

انشاالله به زودی سلامتیشونو به دست بیارن، خدا همه مامانارو حفظ کنه

انشالله که سریع خوب سه واقعا آدم اذیت میشه
من پدرم از پشت بوم افتاد کمرش و لگنش آسیب دید داغون شدم واقعا سخته
نگران نباش عزیزم انشالله خدا به دلت نگاه کنه و زود خوب شه

انشالله خوب میشه عزیزم،علائمش چی بودقبلا؟

عزیزم انشالله زودی سلامتیش و بدست میاره برای بهتر شدن وضعیت جسمیش و اینکه تومور برنگرده بعد تخلیش الان که داره فصلش میرسه هسته زردآلو بدین بهش هر روز چند وعده بدین بخوره خیییییییییلی خوبه و اینکه سعی کنین مهمونی برگزار کنین شاد باشه محیطش و مسافرت برین خیلی بهش کمک میکنه و امیدتون فقط به خدا باشه اون هرچی خوبه و براتون رقم میزنه

امیدوارم حال مادرت هرچی زودتر خوبشه

مامانت چی شده

سوال های مرتبط

مامان نیلا مامان نیلا ۱ سالگی
من دخترام ۳۰هفته دنیااومدن یه قول و خدا برداشت واسه خودش یه قول و داد به من تا ۴۰روزو شب تو بیمارستان من موندم و دخترم جفتمون عذاب کشیدیم تا اون روزا تموم بشه اومدیم خونه بچم تا ۷ماهگی چشاش معاینه میشد اینقد زجر کشید که نگو.خیلی دعا کردم خیلی گریه کردم تا دکتر بگه چشاش شبکیش کامل شده یهو تو آخرین معاینه ثفت شبکیه چشاش کامل بچت چشاش سالمه نزدیک ب ۸ماهگی بود دعا میکردم بچم بشینه شب با استرس میخوابیدم یهو چندروزبعدش دیدم نشست خودش یک سالگی ام بابا مامان دد به به جی جی و ....چند کلمه دسگ رو تاالان میگه بچه باهوشیه منتظر شدم ۴دست و پا بره اما اصلا همکاری نکرد بازم دست ب دعا شدم بازم استرس وجودموپرکرد اما ۴دست و پا نرفت ب جاش نشسته دیدم همه جا رو میره .الانم روز و شب از خدا میخوام ب بچم توانیی بده پاضه بتونه راه بره میدونم خدایی ک خیلی نگا ب من و بچم کرد اینجام نگامون میکنه
ازتون میخوام ب بچه هاتون نگاه کنید وقتی راه میرن میان بغلتون برای دختر منم دعا کنید خدا بهش قدرت بده راه بره ی روز بیام بهتون بگم دختر منم راه افتاد
مامان ماتیار👶🏻❤🧿❤ مامان ماتیار👶🏻❤🧿❤ ۲ سالگی
چقدر سخته که خودت شدید مریض شده باشی گلو درد، گوش درد، سردرد شدید بیحالی، تب، سردرد شدید دارم
اول همسرم مریض شد بعد من گرفتم، فقط خدا به ماتیارم رحم کنه ان شاالله اون دیگه مریض نشه، تحمل مریضی شو ندارم، دیشب با اینکه استامینوفون خورده بودم نتونستم بخوابم پسرمم چند باری بیدار شد، منم خودم حالم خیلییی بد بود از شدت مریضی خوابم نمیبرد، از ساعت ۵و نیم خوابش نبرد بیدار بود تا ساعت ۷ تیکه بزور رو پام خوابش برد با اینکه خوابش میومد ولی مقاومت میکرد
الان فقط نگران پسرمم، خانواده م پیشم نیستم تنهام، همسرمم صبح ساعت ۸ صبح رفته سرکار تا شب، صبحونه براش حاضر کردم راهیش کردم رفته با حال بد کارامم کردم الان خوابم نمیبره نمیدونم چیکار کنم
میگم خدا خودت به بچه هامون رحم گن ان شاء الله مریض نشن، تورو خدا خیلی برامون دعا کنین، دعا کنین پسرم دیگه مریض نشه چون تنهایی سخته خودتم حالا بد باشه احتیاج به مراقبت دارم، دعا کنین خودمم زودی خوب بشم ان شاء الله بتونم مراقب پسرم باشم
خدا انشاء الله بچه هاتون براتون حفظ کنه و سلامت باشن
اینجا از صبح داره بارون میاد تاریک و دلگیر شده 😥😔