۱۳ پاسخ

دوست و رفیق داره ؟
یه کیک بگیر با یکم خوراکی
دوستاش رو دعوت کن خانه بازی

یکشنبه تولد۲سالگی دخترمه ولی متاسفانه پول نداریم

من هرسال پدرمادر خودمو همسرم بهمراه دوتا عموهای مجردش دعوت میکنم.یه جشن کوچیک خانوادگی.کیک میگیرم.شام یچیزی میپزم و چندتا بادکنک ب دیوار میزنم.پارسال صبحش کیک گرفتم پک آماده کردم بردم مهد کنار دوستاش جشن گرفت و شبم با خانواده.امسالم همینکارو میکنم.صبحش توو مهد با دوستاش شبم خانواده یه جشن کوچولو و جموجور

بنظرم برین تو پارک یا طبیعت و خب نمی‌خواد آنچنانی بگیری مثلا شام یه جوجه بده بقیشم که کیک و چندتا بادکنک و یکم تنقلات

بله من دیشب براش گرفتم چرا نگیرم تنها دلخوشی بچه ها جشن های کوچیک ماست

من یکسالگی و دوسالگیش خانوادکی و بزرگ گرفتم،سه سالگی ساده ساده سه نفری تو خونه،چهارسالکی هم رفتیم مسافرت لب دریا سه تایی تولدشو گرفتیم، حالا امسال بزرگتر شده میگه تولد قشنگ میخام احتمالا امسال باز تولد بزرگ براش بگیرم اگه موقعیتش باشه،بنظرم میخای مناسب در بیاد عصر جمعه تو پارک بگیر هوا هم خوبه ، ساندویچ الویه درست کن با کیک و پاپ کورن،واسه شامم نهایتا اش رشته بردار ،بگو گفتم الویه عصری سنگین بود دیگه یچیز سبک درست کردم دور هم باشیم

سلام
خیر من فقط تولد یک سالگیش رو مفصل گرفتم دو سالگیشم بردمش فیلمبرداری باغ اتلیع
ولی سه سالگیش و چهار سالگیش خودمونی فقط مامانم اینا اومدن
امسالم برنامه همینه هم هزینه ها خیلی زیاد شدن هم هم اثاث کشی دارم هم خوصله ندارم خخخ ایشاللا تولد ۷ سالگیش که میخاد بره مدرسه میگیرم

منم همین مشکل رو دارم
الان از نظر مالی صفرم
اونم اطرافیان جشن تولد گرفتن خیلی دو داره
موندم چه کنم

ما تعدادمون زیاد نیس یه خواهر شوهر دارم دوتا داداش با پدرمادرامون
مادرشوهرم هر سال قبل تولد میگه شام میزارم میریم پایین یه تزیین کوچیک با کیک خونواده خودمم میگم
امسال هم همین طوره

مثل هر سال براش تولد خانوادگی میگیرم فقد خانواده خودم وخواهرم کادوتولد هم دوچرخه میخواد چون دل دخترم با همینا شاد میشه پس جنگ معنی نداره البته تولد دخترمن ۵ اردیبهشت ایشالله ک تا اون موقع تموم بشه جنگ

حالا کو تا 3ماه دیگه ببینیم چی پیش میاد

من فقط جشن دو‌سالگیشو خانوادگی گرفتم پارسالم تو‌کلاسش با دوستاش گرفتم
امسالم به احتمال زیاد دوتا از دوستاش و بگم ی کیک بگیرم ببرم پارک

من هر سال یک ماه قبل میبرم اتلیه
شب تولدشم میبرم پارک با کیک

سوال های مرتبط

مامان نفسم مامان نفسم ۵ سالگی
شماها برای شیر دادن بچه جلو بقیه راحتین؟
من اصلا نمیتونم بذارم کسی بدنمو ببینه دختر اولم که دنیا اومد میرفتم تو اتاق شیر بدم از اون طرف دختر برادرشوهرم که دوازده سالش بود مدام با مادرشوهرم میومد خونمون هر دو ثانیه یه بار صدام میکرد میگفت شیرخورد؟ شیرخوردنش تموم شد؟ و....
چقد از دستش حرص میخوردم و خجالت می‌کشیدم چیزی بگم هی سکوت کردم
الان که دومی دنیا اومده این یه ماه که خونه خودم بودم تو شهر دیگه خداروشکر خیالم راحت بود از این نظر
ولی چند روز دیگه قراره بریم شهرمون و چند روزی باید برم خونه مادرشوهر از الان استرس گرفتم
چون می‌دونم این یکی جاریم و بچه هاش اصلا مراعات نمیکنن بدون در زدن بدون اجازه گرفتن میان تو اتاق
چندماه پیش که باردار بودم رفته بودم خونه مادرشوهر، یه اتاق اونجا برای ما هست جهیزیم و تختمون و یه سری وسایلمون توشه هروقت میریم اونجا میخوابیم، بخاطر بارداری حالم بد بود رفتم رو تخت دراز کشیدم چشامو بستم چند دقیقه بعد چشممو باز کردم دیدم جاریم بالای سرم وایساده بدون در زدن اومده بود تو
بقیه جاری هام خداروشکر از این نظر خوبن بدون اجازه نمیان
نمی‌دونم شایدم من زیادی برای شیر دادن دارم سخت میگیرم ولی واقعا نمیتونم جلو بقیه شیر بدم
مامان آیهان مامان آیهان ۵ سالگی