همسایمون سه تا بچه داره همیشه میان پیش پسرم بازی میکنن باهاش ، ببین هر ۰ی تو خونه داشته باشم در میارن میخورن ولی همیشه هر کاری هم میکردن بخاطر اینکه هم بچه آن هم بچه ام از تنهایی در میاد همیشه باهاشون با مهربونی رفتار میکردم حالا این وسطا گاهی پسر من در حد یه ربع اینا خونه اونا میرفت ، امروز پسرم رفته بود خونشون رفتم بیارمش صداشون بلند بلند میومد میگفتن ببرش ببرش شلوارش خیسه انگار جیش کرده ، این بچه رو ببر ...یعنی مامان و بابا و ...هر کدوم یه ور داد میزدن که این بچه رو ببر ( به دخترشون میگفتن ببرش) یعنی دنیا رو سرم خراب شد خیلی حالم خراب شد ، در و زدم گفتم پسرم بیاد ببرمش هر کاری میکردم نمیومد آخرش به زور آوردمش و زدنش و گفتم وای به حالت خونه کسی بری دیگه ، خیلی حالم بده ، بچه ام چقد اونجا مظلوم بود ، چقد داغونم ، بهش پیام دادم که رفتاری که شما داشتین با بچه من میکردین هیچوقت من بت بچه های شما نکردم
#فرزندپروری
#شیرخشک
#پوشک

۱۵ پاسخ

هیچ وقت نزار بچت خونه ی همسایه بره و به بچه های همسایه هم رونده که بیان خونتون من که اصلأ دوست ندارم

اشنباهترین کار همینه بچت بداری بره خونه همسایه یا بچه های همسایه خونت راه بدی

نه بیار نه ببر تنهایی بهتره تا حرفاشون

کاری ندارم به رفتار اونا
ولی من دخترمو تنها خونه خاله و دایی و عموشم نمیفرستم
چه برسه به همسایه
واقعا دوره ی بدیه خیلییییی بیشتر باید مواظب بود

عزیزم بچت خودشو خیس کرده همسایت پول قالیشویی داده شاید نماز میخونه و خونش نجس شده

حالا پیام دادی خانومه در جواب چی گفت؟؟؟؟

اصلا نباید بچه تو بذاری بره خونه همسایه
چه میدونی چه خطری در کمینه
اونا بیان ولی نذار بره

چه دلی داری میزاری پسرت بره خونه همسایه
واقعا اشتباه ترین کاره

بچه ات عادت دادی بچه ماهم تنها هست ولی فیلم میبینه خودش بازی میکنه عادت کرده

دیگه نزار بره خونه شون

عزیزم خودتو ناراحت نکن نزار بره دیگه
اون چی جواب داد؟

چقدررر بیشعور
منم همسایم اینطوری بود
هر چی داشام میاوردم میخوردن
اون خوراکی داشت دقیقا حلو بچع من میاورد میخورد

حتی مامانش بخاطر لینک بچش بخوره شیر و ی لبولن میریخت بیاااا بخور کمه میدم فلانی بخورهاااا چن بار بی محلی کردم اما شعورش همین بوذ

صبحا سرگرمش کن شبا ببرش پارک اونجا دوست پیدا کنه سرگرم شه جلو چشم خودت

به نظرم نذار دیگه بره اونارو هم نذاربیان

عزیزم من خیلی از این حس و روزا دیدم قران بخون بگو دلتون رو بشکنه

سوال های مرتبط

مامان فندق کوچولو مامان فندق کوچولو ۴ سالگی
امروز رفتم پارک با پسرم ولی برای اولین بار با یه خانم دعوا کردم: پسرم یه مقدار بازیگوشه مخصوصا وقتی میریم بیرون ، توی پارک هم دوس داره با همه بازی کنه و میره دنبالشون بعضی بچه ها هم مخصوصا دخترا دوست ندارن و همش میگن که چرا میای دنبال ما و پسر منم عصبانی میشه یا هی میره دنبالشون اونام دعواش میکنن. مدامم بهش گفتم با کسی دوس نداره باهات بازی کنه بازی نکن ولی گوش نمیده باز میره میخواد بازی کنه. امروزم یه دختری که حدود ۹-۱۰ سالش بود بهش خورد بعد فرار کرد سمت مامانش پسرم هم رفت دنبالش به حالت هل دادن ولی خیلی یواش به دختره زد و تا من برسم بهش دیدم مامان دختره سر پسر من که کوچیکه با صدای بلند داد میزنه که چرا دختر منو هل میدی و داد و بیداد میکرد سرش پسر منم نشست زمین گریه کردن منم رسیدم عصبانی شدم به زنه گفتم چرا سر بچه داد میزنی گفت چون دختر منو هل میده گفتم هرچی میخواستی بگی به من میگفتی نه سر بچه کوچیک . دست بچمو‌گرفتم بردم دعواشم کردم که چرا هل میدی و …
هنوز اعصابم خورده که چرا بعضی بزرگترا متوجه نیستن که با بچه کوچیک چجور حرف بزنن و حتی بچه هایی که بزرگترن هم درکی ندارن نسبت به بچه های کوچیکتر. من خودم همیشه به پسرم تذکر میدم اگه کار اشتباه کنه یا یا ببینم با بچه ای درحال دعوان میرم باهاشون حرف میزنم حتی اگه اونا مقصر باشن میگم باهم قشنگ بازی کنید هیچوقت دعواشون نمیکنم چون میگم اونا هم بچه ان.ولی بعضی پدرمادرها اصلا انگار نمیتونن به بچه ها بگن با هم تعامل کنن تازه از بچه ها بدتر رفتار میکنن و انگار فقط بچه اونا بچس برای بقیه انگار نیست.
نمیدونم کارم درست بود یا نه اعصابم خورده هنوز . باید چیکار کنم؟؟
مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۵ سالگی
سلام مامانا با توجه به مشکل یبوست و بی اختیاری دخترم که سه شنبه بردنش دکتر دکترش گفت بعد از هر خواب و بعد از هر وعده غذایی حتما ببرش دستشویی حالا چه پی پی داشته باشه چه نه هنوز که لرچی دارو میدم همچنان یبوست رو دارا و هی کوچولو کوچولو می کنه گاهی وقت ما بین دوتا وعده غذایی پی پی می کنه گاهی عصر ها خیلی وقتا بعد از غذا نیست یه وقتایی هم میشه واسه بعد از غذا کلا تایم مشخصی نداره خواهرم میگه فقط به اون چیزی که دکتر گفته اکتفا نکن تو دائم ببر دستشویی میگم آخه نمیشه صحبت یه روز دوروزم نیست هم بچه کلافه میشه می ترسم دیگه همکاری نکنه هم خودم هم از اون طرف دلی خیلی اذیت می کنه خرف وقت خواارشو نی برم دستشویی اونم میاد هی باهاش حرف نی زنه اذیتش می کنم مسخره بازی در میاره یه وقتا می اندازتش بیرون درو قفل می کنم که اینم تمرکز داشته باشه رو کارش یعنی یه بساطی دارما با این دوتا بچه 🥴🥴حالا به نظر شما کاری که دکتر گفته بکنم یا چیزی که خواهرم میگه ،؟؟امروز روز ۴ ام وهنوز موفق نشدم تو دستشویی کارشو بکنه وعده ی جایزه هم دادم دکترش هم گفت هر بار کرو یه ستاره بچسبون براش