۱۳ پاسخ

رونده نمیشه بچه روخفه کردبعد۱۰شب تا۹صبح استراحته
و گلم ساعت۲تا۴ظهرهم استراحته

درو باز نکن جلو در پارس کنه بره .اپارتمان صدا داره

وای چقد بد منم سال دیگه باید برم خونمون 5طبقس ما اولیم نکنه بالایی ماهم اینجوری باشه یا پایینیمون همش بیاد دمه در اعتراض چه استرس اوره

والا طبقه بالای ماه الان یک ماه داره کابینت میبنده خونه رنگ می‌کنه چهارپایه رومدام می‌کشه شبا تا دوسه بیدارن دخترش همش میدوه امروز بهش پیام دادم میگه خب خونه تکونی میکنم

کلا آپارتمان نشینی سخته

چقدر سخته این موضوع،برای بچه ها و مامانا،منم صبح تا شب هی میگم ندو ندو آروم راه برو،هم خودم سر درد میگیرم هم بچه هام عصبی کلافه میشن،دیوونم کرده همسایه پایین بس که اومده،
همش میگم کاش پول داشتیم ویلایی میخریدیم ،بچه هام آزاد میشدن

وای خدا، شما تا جایی که میتونین مراعات کنین ولی دیگه زندگیتونو بکنید بهش توجه نکنین،فکر کنم چاره داشته باشه میاد میگه چرا نفس میکشین

ما هم دقیقا همین مشکلو با یه همسایه نفهم داریم،،، خودش زندگیش مشکل داره،، مطلقس، تلافیشو سر ما خالی میکنه،، عقده ای نفهم.....

دقیقا همین مشکل من دارم با تفاوت اینکه همسایه پایینمون خودش پسر بچه به شدت شلوغ داره اما از دختر من انتظار داره ساکت باشه اینسری اومد جلودر هرچی ازدهنم دراومد بارش کردم درم بستم بره گمشه اگه با احترام حرف میزد اینطوری جواب نمی‌گرفت

شما میتاجری یا صاحبخونه؟من مستاجرم گرفتارم بخدا

وای شما عین منین پدر منو درآورده پایینیم

بعضیااعصاب ندارن دست خودشون نیست......مشکل روحی دارن وسازگاربااین مسائل نیستن اذیت میشن
بایدشانس بیاری همسایت اینطوری نباشه فقط

وای یا علی🤕🤕🤕🤕
سر همین چیزاست از آپارتمان نشینی متنفففرم،،بچه روانی میشه که🥺

سوال های مرتبط

مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۵ سالگی
سلام مامانا با توجه به مشکل یبوست و بی اختیاری دخترم که سه شنبه بردنش دکتر دکترش گفت بعد از هر خواب و بعد از هر وعده غذایی حتما ببرش دستشویی حالا چه پی پی داشته باشه چه نه هنوز که لرچی دارو میدم همچنان یبوست رو دارا و هی کوچولو کوچولو می کنه گاهی وقت ما بین دوتا وعده غذایی پی پی می کنه گاهی عصر ها خیلی وقتا بعد از غذا نیست یه وقتایی هم میشه واسه بعد از غذا کلا تایم مشخصی نداره خواهرم میگه فقط به اون چیزی که دکتر گفته اکتفا نکن تو دائم ببر دستشویی میگم آخه نمیشه صحبت یه روز دوروزم نیست هم بچه کلافه میشه می ترسم دیگه همکاری نکنه هم خودم هم از اون طرف دلی خیلی اذیت می کنه خرف وقت خواارشو نی برم دستشویی اونم میاد هی باهاش حرف نی زنه اذیتش می کنم مسخره بازی در میاره یه وقتا می اندازتش بیرون درو قفل می کنم که اینم تمرکز داشته باشه رو کارش یعنی یه بساطی دارما با این دوتا بچه 🥴🥴حالا به نظر شما کاری که دکتر گفته بکنم یا چیزی که خواهرم میگه ،؟؟امروز روز ۴ ام وهنوز موفق نشدم تو دستشویی کارشو بکنه وعده ی جایزه هم دادم دکترش هم گفت هر بار کرو یه ستاره بچسبون براش
مامان عزیزدل مامان عزیزدل ۵ سالگی
هروقت بچه خواهر شوهرم میاد خونه ما من از حرص تا مرز جنون میرم و دیونه میشم
از دختر من چند ماهی بزرگتره
ولی اندازه یه زن ۵۰ ساله زرنگ و مارموزه،یه سره در گوش دختر من دو پچ می‌کنه و به دخترم یاد میده حرف من و گوش نده خونه رو بهم بریزن وسایل و خراب کنن یا به دختر من میگه فلان وسیله رو باید بدی به من اینا رو آروم و با سیاست در گوش دخترم میگه و اون وقتی میگه نه تهدید می‌کنه که باهات بازی نمی‌کنم خونمون رات نمیدم قهر میکنم باهات دختر منم از ترسش همه حرفاش و قبول می‌کنه
یا خوراکی میبرم براشون برمیداره خودش یکیش و زیاد می‌کنه یکیش و کم در گوش دخترم میگه زیاده برای کنه کمه برای تو اونم از ترس همین تهدید ها قبول می‌کنه
منم از درد اینکه مهمونه و چیزی بگم میره به مامانش میگه و از اونجایی که مامانش از خودش صد مرتبه بدتره
هیچی نمیگم بهشون
تروخدا شما بگید من چیکار کنم
خیلیییی عصبی میشم از دست مارموز بازی های یه الف بچه و باج دادن های دختر من
فرزند پروری #
#پوشک
#تربیت
مامان آیهان مامان آیهان ۵ سالگی
مامان دو تا عشق مامان دو تا عشق ۵ سالگی
فرزند پروری فرزندپروری فرزند پروری
پوشک بچه تربیت شیرخشک
داشتم جواب یه مادر عزیزی رو میدادم دیدم پاک کردن خواستم تجربه خودم رو بگم من دو تا بچه دارم قطعا روزایی هست حوصله ندارم خسته ام یا مثل الان استرس فشار .... اما وقتی عصبانی هستم اول از همه خودم قبول میکنم حال دلم خوب نیست
دوم تلاش می‌کنم سریع تر خودم رو به روز رسانی کنم
سوم واقعا مطالعه راجب کتک زدن کودک آگاهی و کنترل ما رو بیشتر میکنه
من از اول بچه ها رو کتک نزدم ولی خیلی عصبانی بشم
بهشون میگم دارم ناراحت میشم .این یعنی خیلی عصبانی هستم
واسه همین با شنیدن این کلمه اونا هم ناراحت میشن و معمولا در ادامه میگم بشین به کارت فکر کن
دخترم سریع میره اتاقش و مدتی فکر میکنه و بعد میاد میگه مامان میخای راجب موضوع حرف بزنیم
اما پسرم خیلی عاطفی هست اگه بهش بگم داری منو ناراحت میکنی خیلی شیرین زبونی میکنه میگه مامانا از بچه ها ناراحت نمیشن آخه من عشق تو هستم
این کلمات رو از خودم یاد گرفته واقعیت همینه همونجوری من و پدرش باهاشون رفتار میکنیم اونام همونا رو بازتاب میدن
مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۵ سالگی
شوهرم اومد باهاش مشورت کردم در مورد ماهلین توروخدا نگید پیله کردید به بچه به خدا پیله نکردم دکترا یه جوری حرف می زنند آدمو به شک و ترید می اندازن در صورتی که خودمون کلامون رو قاضی می کنیم می فهمیم امروز با شوهرم حرف زدم گفتم ببین تمرینایی که با ماهلین انجام دادم رد ببین خداییش این بچه الان دیگه مشکل آی کی یو داره ؟؟این تمرینات سخت رو انجام میده اینو میگم چون دکترشم فقط رو همین محور داره کار می کنه و همه چیو ربط میده به آی کی یو چه خجالتی بودنش چه نگفتن مساله ی پی پیش که مشاورش یه حرف خوبی زد بجه ای که مشکلش حاد باشه جیش رو هم نمی تونه بگه چه برسه به پی پی و به من گفت واسه خجالتی بودنشم تو کلاس های تائتر شرکتش بده و بعدشم تو مهد کلاس جدا بزاریش خوب میشه الان خاله ها تمرینات ماهلین رو ببینید خداوکیلی بچه ای که آی کیوش پایین باشه می تونه این هارو حل کنه ؟؟من نهایتا یکی دوتاش رو راهنمایی کرده باشم بقیه رو خودش انجام میده بدون کمک گرفتن از من بدون حضور دلوین چون دیگه نوبتی باهاشون کار می کنم دکترشم همینارو کار می کنه نمیگم از اول خیلی خوب بوده واقعا ضعیف بود ولی با ۶ و ۷ ماه درمان از نظر من اوکی شده و دکترشم از الان به بعد فقط به فکر جیب خودشه چون به محض اینکه گفتم ماهلین خیلی خوب شده ۱۲ تا صفحه رو به خوبی حل کرد میگه نه اصلا این بچه آی کیوش پایینه و جالب تر اینکه ملاحضه بچه رو هم نمی کنه جلو خودش میگه و اعتماد به نفسش رو شدیدا پایین میاره من با شوهرم تصمیم گرفتیم دیگه نبریمش از مهر هم که میره مدرسه بهترم میشه خودمم کلی کتاب از قبل گرفتموباهاش کار می کنم دیگه نمی برمش چون بچم آسیب می بینه به نظرم حالا تمرینایی که باهاش می کنم یکی یکی میزارم شما خودتون قضاوت کنید
مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۵ سالگی
بچه ها من سفت و سخت موندم چه کنم دلم‌می خواد بدونم جای من بودید چه تصمیمی می گرفتید؟؟؟درمان ماهلین رو ادامه میداد یا ولش می کردید آخه من نیبینم تو خونه همه چیش خوبه به خدا با دلوین فرقی نمی کنه از همه لحاظ مشکل من حالا این پز پی نگفتنشه که اونم گذاشتم با گذر زمان درست بشه بعد ماهلین یه جوریه که به یه غریبه نیرسه خیلی ارتباط نمیگیره و زود قاطی نمیشه دکترش میگه دیگه بعد ۶ ماه که داره میاد باید ارتباطش باهام خوب شده باشه با دوتا فیلم بهش ثابت کردم که ماهلین من فقط خجالتیه و در نهایت اعتماد به نفس پایینه داره اگر نه دوبه دو با هم از دیوار راست بالا نیرن و منو واقعا خسته کردن🙄نمی دونم تشخیصش واسه یه دکتر اینقدر سخته از اون طرف با مشاور مهدشون صحبت کردم میگه خوب قاعدتا بعد این همه مدت باید ارتباط بگیره خانوم دکترم طبق همون میگه این مشکل داره ولی از نژر خودم به خدا پشکل حادی نیست من از اول به خاطر نگفتن پی پیش بردمش که تا گفتم گفت ماله آی کیو و این حرفا قضیه رو ربط داد به چیزای دیگه ک کلا از پحور اصلی درمان خارج شد الان واقعا موندم چه کنم یه دلم میگه ادامه بدم یه دلم‌میگه نه چه پولیه واقعو این سری هم‌که رفتم ویزیت رو کرده ۸۵۰ که با هزار التماس شد ۷۵۰ هفته ای یه بارم باید ببرمش بابام‌که مدام میگه به خدا کلک پوله این بچه هیچیش نیست خیلی هم زیرک و باهوشه ولی دکترش توقعش خیلز بالاس مشاورش مبگه اگه اینجوری نباشه فردا اگه این بچه خوب نشد میای یقه ی دکترو میگیری که تو گفتی خوب میشه ولی نشد الان ازتون راهنمایی می خوام ببینم جتی من بودید چا تصمیمی می گرفتید؟؟
مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۵ سالگی
مامانا یه مشورتی داشتم باهاتون البته راه حل گذتشتن جلوی پای من که دوقلو دارم خیلی سخته خیلی الان با شما در میان میزارم فرداکه می برمش پیش روانشناسش با اون هم مشورت می کنم که یه راهی رو جلوی پام بزاره
انروز در کمال ناباوری دیدم ماهلین بدون هیچ غلطی و اشتباهی ۱۱ صفحه از کتاب های هوشی رو انجام داد البته اینو بگم قبلا در این حد نبود حتی وقتی تنهایی کار می کردم باهاش بعد الان امشب که خودش تنها بود و خواهرش نیست در کمال تعحب دیدم ۱۱ تا صفحه رو بدون غلط حل کرد 😳اصلا هم لجبازی نکرد احساس می کنم وجود خواهرش خیلی اعتماد به نفسشو پایین میاره هنش یا میگه بلد نیستم یا به زور انجام میده خدا شاهده وقتی دلی باشه ماهلین ۲ صفحه به زور کار می کنم همش باید بکم‌زود باش انجام بده شاید رفتن دلوین دنبال باباش امشب یه تلنگری بود که من به مشکل اصلی برسم از اون طرف میگم‌نکنه وجود دلی هم باعث شده که اینجوری کنه و تو خودش پی پی کنه خلاصه سرتون رو در نیاره حسابی این بچه منو گیج و گنگ کرده حالا به نظرتون من دلوینو چی کار کنم وقتی اونم عست چه جوری با ماهلین کار کنم ؟؟دلوین به هیچ عنوان نمیزاره یکی یکی بشینیم جیغ و گریه که منم می خوام مشق بنویسم😃😃راه حل شما چیه؟؟