۷ پاسخ

گاهی آدما مجبورن ولی من خودمم بخاطر دخترم قید کار رو زدم

احساس میکنم دیدمش
قدیمیه؟

با نظریه آخرت با کمال احترام موافق نیستم عزیزم این حرف آخر شما یعنی مادر خودشو فدا کنه درحالیکه میشه بگونه ی دیگر نیز مادری کرد. مادر قبل اینکه مادر بشه انسانه فقط مادر نیس اینجوری به بچه هامون یاد میدیم از خودت بگذر من به شخصه فقط مادری کنم حالم خوب نیس من باید حالم خوب باشه تا بتونم مادر خوبی هم باشم

آره دیدمش واقعا ناراحت کننده س من اگه شاغل بودم اصلا بچه دار نمیشدم

من ک اصلا دلم نمیادی ساعتم پسرم جایی باشه همه جاباخودم میبرم باخودمم میارم

الان رفتم دانلود کردم دیدم... من پرستارم و بیست و چهار ساعت پیش دخترم نیستم یه شهر دیگه شیفتم. ولی چهار روز پیشش هستم یعنی هر بیس چاری ک نیستم در عوضش چهارروز خونه هستم. اون بیس چاری هم پیش باباش هست. ولی هردفعه ک میرم شیفت فقط ب استعفا فکر میکنم😞

من خیلی وقت پیش دیدم واقعا غم انگیز بود😢

سوال های مرتبط

مامان رادمهرورادوین مامان رادمهرورادوین ۵ سالگی
ای مامانیی که نصفه شبی پامیشید به بچه هاتون شیر بدین خدابهتون قوت بده میدونم خسته اید کلافه اید دلتون میخوادیه کم بیشتر بخوابید ولی این بار که خواستین به بچه هاتون شیر بدین تورو خدا برای دل منم دعا کنید، و بدونید که من حاضرم دوسال بعد این هم نخوابم اما بتونم به رادوین شیر بدم بدونید که خیلی دلم میخوادیه کم جای شما باشم ، که یه کم رادوینو بغل کنمو توی بغلم آروم بگیره نه که بذاره بره، تورو خدا برام دعا کنید بتونم زندگی قبلی م رو از سر بگیرم دارم از غصه شیر نخوردن رادوین دیوونه میشم، به هرکی بگم مسخره م میکنه ،نمیتونم دردمو به کسی بگم ، نمیدونم شاید اگه شیرم از اول کم بودیا بچه سینه رو از اول گرفته بود اینقدر غصه نمیخوردم ، دردم اینکه که رادوین از اول میلی به گرفتن سینه نداشت تا میذاشتمش زیرسینه جیغ میزد گریه میکرد، انگار بچه م هیچ وقت منو دوست نداشت😭😭😭یه سال و دوماهه رادوین سینه منو نگرفته تمام مدت گریه میکنم ،خیلی به شوهرم گفتم پول بده شیردوش برقی بخرم گفت نمیخوادمن شیرخشک میخرم به بچه میدم مادرمم به شوهرم میگفت ولش کن نمیخوادبخری خیلی ازشون ناراحتم دخترا
من با همه وجودم میخواستم به بچه م شیر بدم ،ولی تا بچه گریه میکرد یکی پامیشد یه شیشه شیر درست میکرد بچه رو میبرد منم که با رادمهرگرفتارشده بودم چون دوروز بیمارستان مونده بودم برگشته بودم رادمهر همش بیقراری میکرد میچسبید به من--بقیه توی کامنت
مامان آیهان مامان آیهان ۵ سالگی
مامان البرز مامان البرز ۴ سالگی
سلام سلام
امروز نشستم مفصل همه پیام ها و جواب ها و گفتگوها رو خوندم. چقدر چیزای زیادی بود برای یاد گرفتن. کاش بیشتر سوال و جواب کنیم. من به نظرم رسید در مورد یک موضوعی توضیح بدم بد نباشه.
کلمه خانواده اصلی، برای اشاره به خانواده زیستی غلطه. خانواده اصلی همون خانواده ایه که بچه رو بزرگ می کنه. که ممکنه خانواده زیستی باشه، ممکنه خانواده فرزندپذیر. بنابراین اگر به یک خانواده فرزندخوانده دار بگین، خانواده اصلیش... در واقع داریم میگیم که اصل رابطه ژنتیکیه و نه رابطه والد و فرزندیه تو.
یک غلط مشابه هم اینه که میگن، بچه خود خودت. برای اشاره به فرزند زیستی. نه!! فرزند خوانده هم بچه خود خود آدمه. حالا بچه آدم یا بچه زیستی آدمه یا بچه فرزندخوانده.
اگر از این دید به ماجرا نگاه کنیم مشخص میشه چرا این حرف درسته:
بچه بزرگ کردن، یک تعهده. یک تعهد که من مسئولیت پرورش کودک رو به عهده می گیرم. حالا این کودک ممکنه بچه زیستی ما باشه و ممکنه که فرزندخوانده ما. کسی که مسئولی رو قبول می کنه و درست انجامش میده والده. مادره یا پدره. آدم ها بابت زحمتی که برای اون بچه می کشن، حالا چه زیستی باشه چه فرزندخوانده، دوستش دارند. آدم ها برای عمر صرف کرده برای کودکشون عاشقش می شن. برای بیدارخوابی ها برای دنبالش دوودنها و برای هر چیزی. بنابراین والد اصلی همون کسیه که این کارها رو کرده. نه کسی که به هر دلیل نخواسته یا نتونسته این کارها رو برای بچه زیستیش بکنه.
به یک کسی که فرزندخوانده داره، نگین خانواده اصلیش، نگین بچه خودتم اگر بود، ... کلا این بچه بچه خودشونه و این خانواده هم خانواده اصلی بچه است.
مامان هیرمان مامان هیرمان ۵ سالگی
امروز میخاستم خودمو بکشم از دست بچه ها😓آخه چرا چرا من دختر شدم چراااا😭😭😭دوسدارم بشینم ی ساعت گریه کنم برا خودم ولی نمیشه ینی ایقد درگیرم ک نمیتونم ی ساعت بشینم زار بزنمممم😭😓آخه خدا یا چرا من پسر نشدم ک برا خودم بخورم بخابم چراااا😭😭😭بخدا اگ از گناه اون دنیا نمیترسیدم خودمو خیلی وقت پیش خلاص میکردم اونم فقط فقط بخاطر اذیت بچه ها چرا ایقد باید حرص بخوریم چرا😭😓رفتم بهداشت یکی از سوال هایی ک از چند تا مامان اونجا می‌پرسید یکیشون این بود قرص آرامبخش مصرف نمیکنید😭 حتی همه میدونن ک با مادر شدن باید این قرصا مصرف بشه چون از دست بچه و زندگی روانی میشیم چقد ما زنا بدبختیم 😓اگ بخاطر بچه ها نبود میزاشتم میرفتم ی جای دورررر خیلی دور تو شهر غریب ک کسی نه بشناسم نه بشناسنم، 😭خیلی اذیتم میکنن خیلییییی ای خدا کی میشه زودی بزرگ شن ی کم راحت شم اون زن بگیره بره اینم ازدواج کنه بره نبینمشون 😓بخدا امروز چنان زدم تو سر خودم ک مغزم هنوز درد میکنه خاب ک ندارن ظهرا حتی ی ساعت از صبح بیدارن تا ۱۲ شب همش در حال جیغ و داد زدنم 😭😭😭چیکار کنم آخه کجا برممممممم😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭