شماها برای شیر دادن بچه جلو بقیه راحتین؟
من اصلا نمیتونم بذارم کسی بدنمو ببینه دختر اولم که دنیا اومد میرفتم تو اتاق شیر بدم از اون طرف دختر برادرشوهرم که دوازده سالش بود مدام با مادرشوهرم میومد خونمون هر دو ثانیه یه بار صدام میکرد میگفت شیرخورد؟ شیرخوردنش تموم شد؟ و....
چقد از دستش حرص میخوردم و خجالت می‌کشیدم چیزی بگم هی سکوت کردم
الان که دومی دنیا اومده این یه ماه که خونه خودم بودم تو شهر دیگه خداروشکر خیالم راحت بود از این نظر
ولی چند روز دیگه قراره بریم شهرمون و چند روزی باید برم خونه مادرشوهر از الان استرس گرفتم
چون می‌دونم این یکی جاریم و بچه هاش اصلا مراعات نمیکنن بدون در زدن بدون اجازه گرفتن میان تو اتاق
چندماه پیش که باردار بودم رفته بودم خونه مادرشوهر، یه اتاق اونجا برای ما هست جهیزیم و تختمون و یه سری وسایلمون توشه هروقت میریم اونجا میخوابیم، بخاطر بارداری حالم بد بود رفتم رو تخت دراز کشیدم چشامو بستم چند دقیقه بعد چشممو باز کردم دیدم جاریم بالای سرم وایساده بدون در زدن اومده بود تو
بقیه جاری هام خداروشکر از این نظر خوبن بدون اجازه نمیان
نمی‌دونم شایدم من زیادی برای شیر دادن دارم سخت میگیرم ولی واقعا نمیتونم جلو بقیه شیر بدم

۱۹ پاسخ

شما خیلی سخت میگیری عزیزم مگه چیه همه خانمم هستن که

هممون خانومیم دیگ چ ایرادی داره پسرمم چون هرلحظه شیر میخاد من راحتم پیش بقیه اصلا کلا تو شهرما همه اینجورین کلا راحتن

آرامش مادر موقع شیر دادن خیلی مهمه. روی نوزاد هم اثر داره. حتما بهشون تذکر بده بگو وقت شیردهی نیاید تو اتاق.

مشکلی نداره همه خانومن حساس نباش

داری سخت میگیری برا شیر دادن من جلو بابامم راحتم اونا که زنن. خونه مادرشوهرم برادرشوهرم باشه شال میند ازم رو سینه ام و صورت بچه

یه روسری بنداز روی بدنت
یا اینکه رک و صریح هیچکس بدون در زدن تو اتاق من نیاد

سخت نگیر گلم

یه چیزی بنذاز رو سینه ت ، کاری نداره که

از خانوما دليلي نداره خجالت بكشي باز اقايون يه يزي اونم كه يه شال ميندازي رو دست و سينه ات اگر محارمت بودن حساس نباش

چه عیبی داره شیر دادن جلو نامحرم فقط ایراد داره بقیه زن هستند دیگه بچه ام سینه دهنش هست و چیز آنچنانی معلوم نی
سوتین شیردهی ببند و شیر بده راحت چیزی اصلا معلوم نمیشه زیادی سخت گرفتن درست نیست

من جلو بقیه هم شیرمیدادم ولی قشنگ سینمو میپوشوندم با شالم دیدم بعضی،خانما توخیابون هم راه میرن شیرمیدن

ببین تازه زایمان کردی حوصله چرت و پرتای بقیه رو نداری حتی اگه اون حرفا منظوری توش نباشه مثلا من خودم یادم میاد که میگفتن شیرش بده خب گشنشه یا شیرت کمه و فلان دلم میخواست اون آدما رو خفه کنم یعنی هم شیر بدی هم چرت و پرتای بقیه حین شیر دادن انگار مثل مته رو مخته دلت میخواد دهن طرف رو جر بدی

منم بخاطرهمین کلا بعد ۴ ماهگی شیر ندادم خیلی اذیت میشدم حالا من خونه کسی نمیرفتم زیاد خونمم مهمون نمیومد ولی باز همون خونه مادرشوهر یا خونه مامانم نمیتونستم همش میرفتم تو اتاق خواب تنها می موندم

گفته بودی که خونه خودتونه که مادر شوهرت داره توش زندگی میکنه خب کلید این اتاقم دستته احتمالا اگه نباشه بگیر و برو در و قفل کن بگو دارم شیر میدم بعدشم بخوابونم دو بار اینکارو کنی دیگه حساب کار دست طرف میاد واقعا بیشعوریه طرف تو هر اتاقی بدون در زدن بره اومدیم یکی اصلا لخت باشه

همه خانومن خجالت نداره میتونی شال بندازی رو خودت به اوناهم میفهمونی که خوشت نمیاد نگات کنن . من همیشه میرفتم اتاقی جایی که مرد نباشه ولی خانوما برام مهم نبودن خخخخ پدرشوهرم پیر بود نوزادی پسرم میومد بالاسرم میگفت تو شیر هم داری بدی بچه بیچاره😂مادرشوهرم بزور میومد ردش میکرد 😂

درو قفل کن

منم همینم امااعلام کردم به همه وخودم رعایت کردم وقبل رفتن به اتاق برای شیردادن بلنداعلام کردم دارم میرم شیربدم تموم بشه میام صداباشه بچم شیرنمیخوره. دومی که از بعدجنگ شدشیرخشکی

منم دوست ندارم ولی خب چون خونم با مادرشوهرم توی یه ساختمونه مادرشوهرمم خیلی میاد بالاسرم وایمیسه شیرخوردن بچه رو ببینه خجالت میکشم خیلی ولی یه لباسی شالی چیزی میزارم که اومد بزارم رو سینم پیدا نباشم

میشه دقیق رو ب در نشست،ک کسی هم همینطوری بیاد وقت داشته باشی جمع و جور کنی،یا شال دورت باشه بندازی روی خودت،لخت ک نمیشی موقع شیر دادن،

سوال های مرتبط

مامان دخترا🥺😍 مامان دخترا🥺😍 ۴ سالگی
خانوما اونایی که زایمان سوم طبیعی داشتن میشه یه لحظه بیایین ؟
من باردارم سومی رو از الان استرس روز زایمانم رو دارم 😓😓😓
میشه اونایی که تجربه کردین بیاین تعریف کنید یه ذره بهم امید بدین همش میگم من سر این زایمانم میمیرم 😓😓😑 در این حد وحشت دارم
زایمان اولم خوب بود ها دومی هم خیلی بهتر از اولی بود ولی سر دومی موقعی که گفت سرفه کن جفت در بیاد همین که سرفه کردم عین شیر آب خون می‌ریخت یه هویی گفت نکن نکن بسه همه ریختن سرم گفتن رحمت پاره شده باید ببریم اتاق عمل بخیه بزنیم
بعدش نمیدونم چی شد یه دکتر اومد نمیدونم چیکار میکرد ولی می‌گفت تحمل کن به نظرم دستش داخل رحمم فشار میداد چون خیلی دردم می‌گرفت چند بار این کارو کرد و تموم بعدش گفت اگه دوباره خون ریزی کردی زیاد می‌بریم اتاق عمل
دیگه خون ریزیم طبیعی بود و اینا بردنم بخش و شبش مرخص کردن
حالا از همون موقع اس که من وحشت دارم کابوس شده برام 😭😭😭😭😭
الان سه سال از زایمانم گذشته الان ۷ هفته باردارم
شما تا حالا اینطور شدید ؟ یا کسی اطرافیان اینطور بوده که بعد این مشکلات زایمان کرده باشه چطور بوده زایمانش ؟؟؟
مامان ارس مامان ارس ۴ سالگی
با احترام به نظرات بقیه... این نظر شخصیه خودمه... نیایید هی بگید اه و وای حال آدمو بگیریدااااا.‌‌...
من خودم تک فرزندم همیشه دلم میخواست یه خانواده شلوغ داشتم هر هفته میرفتم خونه بابام اینا خواهر و برادرهام دورم بودن بچه هامو دوست داشتن ..‌ ولی همیشه تنها بودم. دوست خوبم داشتماااا ولی دوست خانواده نمیشه.. ازدواح که کردم گفتم نمیزارم بچه هام مثل خودم تنها باشن سه تا بچه حداقل میخوام. الان دو تا بچه دارم... به معنای واقعی دهنم سرویس شده... بچه هام فوق العاده شیطون و وابسته ان... از اینا که هر دو دقیقه میگن مامان... خودمم شاغلم کلی از مسیولیتهای خونه و بچه ها و مامانم که الان تنهاست با خودمه... یعنی به زور قرص فلوکستین زندم... ولی بازم تو ذهنم تصور میکنم پیر که میشم بچه هام دورمن.. همون سفره شلوغ رو تصور میکنم دلم یه بچه دیگه میخواد که فاصله سنیهاشون خیلی زیاد نشه... از یه طرف فکر میکنم تو این مملکت داغون با این اوضاع اقتصادی حتی مادر شدن رو هم به دل مردم میزارن... شما چی بیایید درد و دل کنیم.
مامان مهدی یار و ملیکا مامان مهدی یار و ملیکا ۴ سالگی
سلام مامانا پیامم طولانی ولی خواهشا اگر کسی میدونه کمکم کنه
امروز پسرم ۴/۵ سالم با ماشین فلزی محکم زد تو سر خواهر کوچکترش که اومده بود وسط بازیش و داشت بهم میزد بازیشو
من با جیغ وحشتناک دخترم متوجه شدم انقدر عصبانی شدم نتونستم و خودمو کنترل کنم منم ماشینشو از پنجره پرت کردم تو کوچه ؛پسرم تا پدرش برسه حدود یک ساعتی فقط پا میکوبید زمین و گریه شدید میکرد که برم ماشینشو بیارم انقدر گریه کرد به لکنت افتاده بود دیگه اخرشم پدرش اومد و اوضاع رو دید رفت ماشینشو اورد و داد بهش تا آروم شد
واقعیتش اصلا نمیدونم چه عکس العملی باید نشون بدم قبلا پیش اومد بود خواهرش اذیت کنه من همیشه با تذکر دادن قانون خونه یا بی محلی و بی توجهی یا محروم کردن از تفریح مثل پارک و دوچرخه سواری عکس العمل نشون داده بودم ولی احساس میکنم اصلا بازدارنگی نداشته چون شدت پرخاشگری اش از اولین بار تا حالا هر بار بیشتر شده
کتاب های مختلف در این باره که احساساتشو کنترل و مدیریت کنه هم گرفتمو و براش خوندم حتی یه جلسه انلاین با مشاورم در میان گذاشتم و راهکاری که گفتن و انجام دادم ولی بی فایده بوده
دیگه واقعا نمیدونم باید از چه روشی استفاده کنم 😥