چند وقت پیش رفته بودیم جایی دو شب بمونیم
واقعا میگن آدمها رو باید خونه خودشون شناخت بعد شاید ۱۰ سال ب اصرار خودشون رفتیم
بعد یه بچه اش ک ۸ ۹ سالش بود همش بچه کوچکم رو دعوا می‌کرد و میگفت میزنم تو سرت اک بیای اتاقم اونم بچه هست ۱ سال ونیمش هست هر چی میوردمش باز میرفت
بهش میگفتم بهش اسباب بازی بده نیاد تو اتاقت نمی‌داد خیلی کلافه شده بودم راه برگشتی هم نداشتم بچه بزرگترم ک میرفت پیشش میگفت بیا بازی کنیم ولی اجازه نمی‌داد با وسایل هاش بازی کنه ب شدت عصبی شده بودم و دلم برای بچه هام میسوخت
یه وسیله بازی داشت زدم تو نت ۲ خوردی قیمتش بود بچم هر چی میگفت تا با این بازی کنیم میگفت ن و بلند داد می‌کشید
بعد پدر مادرش ب جای اینکه بچه خودشون رو آروم کنن مادرش میگفت صدای تی وی بلند کن حرفای بچم صداش نیاد اینجا.تعجب کردم هر چی ب بچم میگفتم بیا از اتاق بیرون نمیومد اون اسباب بازی هم خودش شکسته بود چند جاش سالم هم نبودا ب هر چی دست میزد میگفت ن
ب زور رفتارش تحمل کردم تا برگشتیم

۵ پاسخ

کاش یه اسباب بازی مخصوص خودشون ک بهش علاقه دارن ببرین باخودت...

عزیزم شما باید هرجا میری اسباب بازی برای بچه های خودت ببری من همین کارو میکنم چون از دعوا بین بچه ها جلوگیری میشه هرکی با اسباب بازی خودش بازی می‌کنه بخوانم میتونن باهم دیگه شیر کنن

متاسفانه بعضی پدر مادرها فقط یاد گرفتن درمقابل بی تربیتی بچشون بگن بچه هست! و نباید بین بچه ها رفت.
اگه هم شما و هم پدر مادر میزبان دخالت میکردن و هرکس با بچه خودش صحبت میکرد ب شما هم اینقدر سخت نمیگذشت

در واقع مشکل از بزرگتر اون خونه بوده، قبل از حضور شما باید با فرزندشون صحبت میکردن و بچه رو آماده پذیرایی میکردن، البته 9 ساله دیگه بچه نیست
پسر من با این سن کم چند وقت پیش که یک شب مهمان داشتیم با وجودی که می‌دونم تو سن مالکیت قرار داره اما اینقدر اسباب بازی هاشو در اختیار قرار داد، چون قبلش باهاش حرف زده بودم که اینا همش مال توعه فقط یک شب قراره با بچه های مهمونمون شریک بشی
با اینکه سه تا بچه همه جور سنی داشتن، اینقدر بهشون خوش گذشته بود که مامانش فردا تماس گرفت گفت ما از لحظه ای که از خونتون اومدیم فقط رایبد رایبد میکنم، از بس بچه دانا و مهربونی بود و از صمیم قلب تشکر کرد

منم هرجا برم بچم بش خوش نگذره ب منم خوش نمیگذره و اذیت میشم سریع بر میگردم خونه

سوال های مرتبط

مامان مو خرمایی مامان مو خرمایی ۵ سالگی
اشتراک تجربه....
چند روزی دختری سرما خورده بود و توی خونه بود منم چون که خیلی حال و حوصله نداشت میذاشتم تلویزیون بیشتر ببینه... ولی دیگه امروز حالش خوب شده بود و گفتم شروع کنم تایم تی وی رو کم کنم ، ولی چنان مقاومتی کرد و گریه و جیغی راه انداخت که نگو ، من تی وی رو خاموش کردم و گفتم وقتش‌ تمامه... فک کنم حدود نیم ساعتی جیغ زد و گریه کرد ، آخریا دیگه کم آورده بودم میخواستم برم روشن کنم دوباره تی وی رو ، ولی گفتم نه...‌ مشاور کودکشم گفته بود وقتی میخواین یه عادت بچه رو ترک بدین دیگه اگه شروع کردین نباید برگردین و کم بیارین چون بچه میفهمه که میتونه با داد و بیداد به خواسته هاش برسه
خلاصه خیییییلی سعی کردم آروم باشم و باهاش حرف بزنم ولی دیدم راه نداره اصلا... رفتم سراغ کارای خودم بعد نیم ساعت اومد گفت بیا باهم بازی کنیم ، گفتم آروم شدی پس؟؟ چه بازی کنیم؟ دیگه پیشنهاد بازی داد و رفتیم بازی کردیم و تی وی رو بیخیال شد 😁😁
خلاصه که مامانا مقاوما کنین اگه اعصابتون میکشه 😮‍💨🤪
مامان گیلاس🍒 مامان گیلاس🍒 ۵ سالگی
سلام مامانا خونه داداشم با خونه مامانم کنار همه آپارتمانیه بعد دخترم خیلی دوس بچه داره و به کسی نمیزنه دختر داداشم میاد خونه مامانم باهم بازی می‌کنن و مثل خیلی از بچه های دیگه دعوا هایی هم دارن ما داداشمو و زن داداشم میگن بچمون اصلا گریه نکنن و حساسیت نشون میدن هی به دخترم میگن نکن بکن یا اسباب بازی ها و بده دستش نمیزارن خودشون بازی کنن بچه و بچه خودشون میدن البته زنش داداشم این وسط زیاد میونمون یا زن دادشم خوب نیست پس زیاد پر داداشم و بچش میکنه من اصلان دخالت نمیکنم میگم بچه بچه خودشون میدونن حتی اگ بزنن بهم هم فقط باهم آشتیشون میدم ولی خب من تا جایی ک بتونم وقتی اینا هستن کم میرم ک کمتر باهم رو به رو بشن خاله دیشب زنگ زد ک بیاین خونه همه مون دعوت کرد منم اول قبول نکرد ک ای کاش اصلا قبول نمیکردم ک اصرار کرد رفتیم اونام آمدن اول بچه ها بازی کردن بعد یه ماشین حساب بود دخترم نمی‌داد دست دختر دادشم ایناهم یه تیکه میگن بده یا همش به بچه من میگن نکن بشین بدش بغبش نکن در صورتی ک دختر خیلی دوست دختر داداشم داره وقتی اینا اینجور عکس العمل نشون میدن دختر منم لج میکنه وسایلا و نمیده گاهی اوقات یعنی تو خونه خالم یتکه میگفتن بدش نکن منم اعصاب نکشید زنگ زدم باباش امد دنبالش رفتیم گفتم تا بحثی پیش نیومده آخه نمیگن ولشون کنیم بچه بچه خودشون میدونن بزرگتر نباید بره تو بحث بچه بنظرتون کارم اشتباه بود خالم امروز زنگ مامانم زده ک من نباید اینجور عکس العمل نشون میدادم باید بیخیال باشم راستی دادشمم امد در گفت این دوتا نباید کنار هم باشن باهم نمیسازن من باید چیکار کنم بنظرتون زیادی عکس العمل نشون دادم البته این مورد زیاده ها من یدونش تعریف کردم .. شما بودین چیکار میکردین؟