۸ پاسخ

من که سزارین کردم خیلی راًضی بودم دیگه ام نمیخوام باردار بشم ولی خداروشکر اصلا اذیت نشدم گشادم نشدم

معلوم بوده خیلی هم بهش سخت نگذشته که گذاشته چهارمی هم بشه ول کن حرف مردمو نصف حرفاشون دروغه

عزیزم زایمان طبیعی و سزارین هر کدوم داستانای خودشو داره...خودتو هیچوقت با کسی مقایسه نکن...فقط از خدا بخواه زایمان خوب و راحتی داشته باشی

عزیزم اون بنده خدا چسبندگی داشته که برا زایمان سوم و چهارم امکانش هست .چیزای بد به خودت تلقین نکن همش بگو خدروشکر تو این زایمان اذیت نمیشم خدارو شکر خیلی راحتو لذت بخش بود خدارو شکر هردومون سالمو سرحال میایم خونه ..روزی جن بار بنویس ..حتی بنویس بزار تصویر زمینه گوشیت معجزشو میبینی .بهت قول میدم .

جون خودت ول‌کن همش تو فکر این چیزا نباش خیالت راحت خیلی خوب زایمان میکنی

سلام عزیزم، اینقدر خودت رو اذیت نکن،، فقط توکل به خدا کن، واز خدا بخواه تا زایمان رو برات راحت کنه،

اینقدر افکار منفی ب خودت جذب نکن معلومه خیلی فکرای منفی میکنی ک افسردگی گرفتی.. بارداری تا بارداری زایمان تا زایمان فرق داره

برا من که ماساژ ندادن گفتن یکم سرفه کن جفت بیاد بیرون منم الکی سرفه کردم اومد بیرون

سوال های مرتبط

مامان مامان فلفلی مامان مامان فلفلی ۴ سالگی
چند وقت پیش رفته بودیم جایی دو شب بمونیم
واقعا میگن آدمها رو باید خونه خودشون شناخت بعد شاید ۱۰ سال ب اصرار خودشون رفتیم
بعد یه بچه اش ک ۸ ۹ سالش بود همش بچه کوچکم رو دعوا می‌کرد و میگفت میزنم تو سرت اک بیای اتاقم اونم بچه هست ۱ سال ونیمش هست هر چی میوردمش باز میرفت
بهش میگفتم بهش اسباب بازی بده نیاد تو اتاقت نمی‌داد خیلی کلافه شده بودم راه برگشتی هم نداشتم بچه بزرگترم ک میرفت پیشش میگفت بیا بازی کنیم ولی اجازه نمی‌داد با وسایل هاش بازی کنه ب شدت عصبی شده بودم و دلم برای بچه هام میسوخت
یه وسیله بازی داشت زدم تو نت ۲ خوردی قیمتش بود بچم هر چی میگفت تا با این بازی کنیم میگفت ن و بلند داد می‌کشید
بعد پدر مادرش ب جای اینکه بچه خودشون رو آروم کنن مادرش میگفت صدای تی وی بلند کن حرفای بچم صداش نیاد اینجا.تعجب کردم هر چی ب بچم میگفتم بیا از اتاق بیرون نمیومد اون اسباب بازی هم خودش شکسته بود چند جاش سالم هم نبودا ب هر چی دست میزد میگفت ن
ب زور رفتارش تحمل کردم تا برگشتیم