۱۶ پاسخ

خانما برای نابودی این این حروم زاده ها دعا کنید اسلام پیروزی میدان هست اینشالله

اینا ب هیچکس رحم نمیکنن از ایرانیا متنفرن

تهرانم بمب باران کرد من بزور میخوابیدم باز باصداش بلند میشدم سرشب خوب بودپدافند کارمیکرد بعدش دیگه خبری ازپدافند نبود فقط میزد چنان خونمون میلرزید

صبحم قفل کرده بودروخرمشهر😅من صداشوشنیدم برگشتم خوابیدم واقعاهیچکاری ازدستمون برنمیادچرابه خودمون بی دلیل استرس بدیم

دیشب اصفهان هم شدیدا میزدن...

وای نگو تبریزو میزنن صداش با ما که ۴ ساعت فاصله داریم باهاش میاد خیلی بده لعنتیا دارن مناطق مسکونیو شدیدا میزنن بیمارستانام که نگم ..

من تا صبح نخوالیدم انقدر میزدن قشنگ روی پشتبوم صدا هواپیما بود
باردارم هستم خدا رحم کنه
زودتر اینارو سر جاشون بنشونن

حتما چیزی پیداکردن
خدا کمکمون کنه همه مون درپناه امن حداباشیم

همه جارو میزنه اینبار هدفش همه جاست خدا به دادمون برسه😭😭😭😭

الان دوباره بانه رو زد

شهریار تهران کرج ک غوغا بود تا ۷ صب

جنگنده بود ک میومد میزد فقط

مگه پدافند کار نمی‌کنه خدا کمک کنه

سرشب ساعت۹شب پارچین باb2انقدرزداسمون روشن میشدافتضا

وااای اصفهانم افتضاح بود یعنی بالا سرمون بود جنگده مگهه میرفت جوری میزد خونه میلرزید

هرشب یجا قفل میکنه

ما چی بگیم ک شیشه های ساختمونمون ریخت
الان کمی دور تر از خونه اومدم
ولی نگران خونه زندگیمم

سوال های مرتبط

مامان شهریار مامان شهریار ۴ سالگی
مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۵ سالگی
سلام یه مشورتی باهاتون دارم دیروز که می خواستم ماهلین رو ببرم پیش دکترش گفت خواهرشم بیار گفتم باشه و بردمشون هر دو همزمان تو اتاق بودن من بیرون نشسته بودم چون نمیزارن مادر باشه ولی بیرون کاملا صدای خانوم دکتر میاد جلوی هر دوشون تمرین گذاشته بود ماهلین اصولا وقتی همزمان با هم بخوام تمرین کنم همکاری نمی کنه و انگار اعتماد به نفسش پایین میاددیدم دکتر هی داره بهش تذکر میده که ماهلین بالای صفحه رو نگاه کن ماهلین بیشتر دقت کن بعد دیدم عصبانی شد سرش یه کمی داد کشید و دعواش کرد که چرا اینجوری می کنی اونم افتاد به گریه هی بهش می گفت گریه نکن توجه کن و درآخر گفت ببین خواهرتو من می دونم وقتی با هم بخوام کار کنم‌ماهلین اذیت می کنه در بیشتر مواقع و من و باباشم دیوونه کرده با این کاراش لجبازی داره هیچکس غیر از من بچشو نمیشناسه ولی من میگم من بی سوادم مادرشم و یه دیپلم ساده دارم ولی چرا دکتر مملکت اینجوری باید رفتار کنه اگه تنها بود اینقدر ناراحت نمیشدم ولی چون خواهرشم باهاش بود میگم اعتماد به نفس بچه رو سرکوب کرده من از این لحاظ خیلی ناراحت شد این خانوم استاد مشاوره بچه هامه من با مشاورشون راحتم گفتم تلفنی جریان دیروز رو باهاش در میون بزارم کار و تشخیص خانوم دکتر عالیه ولی این رعتارشو نپسندیدم و بهشم گفتم اینا با هم باشن اذیت می کنند و به صورت جداگانه خیلی عملکردشون بهتره تا وقتی با هم کار بشه بعد جلوی ماهلین گفت دلوین خیلی بهتره ولی این اذیت می کنه خوب این بچه می فهمه احمق که نیست ماهلین خیلی دختر حساسیه و زود بهش برمی خوره من فوق العاده از این کاره خانوم دکتر ناراحت شدم به نظرتون چی کار کنم ؟؟نمی تونم درمانشم قطع کنم به نظرتون گذشت کنم اینبارو؟؟یا تذکر بدم ؟؟