سلام کسی اینجا هست بچه‌اش تاخیر داشته باشه بچه من در حال حاضر نه حیوونها رو بلده نه رنگها رو نه شمارش گفتار درمانی و کاردرمانی هم می‌برمش ولی موقع یاد گرفتن اسم حیوونها و میوه‌ها که میشه مقاومت می‌کنه مثلا عکس حیوونهای مشابه رو کنار هم می‌ذاره عکس میوه‌های مشابه رو کنار هم می‌ذاره اسباب‌بازی بهش می‌دم هم رنگ‌ها و هم شکل‌ها رو جدا می‌کنه شباهت و تفاوت رو می‌فهمه ولی اسم‌هاشون رو نمی‌خواد یاد بگیره دیشب تو یکی از تاپیک‌ها گفتم چند نفر اومدن گفتن شوخی می‌کنی الان که دیگه بچه‌ات بزرگه چرا بلد نیست و فلان؟ گفتم خدایا اطرافیان که یه جور به من سرکوفت می‌زنن غریبه‌ها تو مجازی هم یه جور دیگه من مادریم که از صبح تا شب بچه‌مو این کلاس اون کلاس می‌برم از همه چیز خودم زدم به خاطر آموزش بچه وقتی یاد نمی‌گیره چیکار کنم همه هم غریبه و آشنا بهم سرکوفت می‌زنن خدایا شکرت😔
فرزندپروری پوشک شیرخشک مای بیبی

۸ پاسخ

سعی کن اموزش براش مثل بازی کنی تا به یاد گیری علاقه بیشتری نشون بده مثلا اینکه بخوای فقط عکس حیوان ها نشون بدی بگی این فیله این موشه اینطوری نه عکس گوسفند مثلا بش بده مثلا خودت علف هم رو به کاغذ دیگه بکش گوسفند به جا بزار علف به جا بعد گوسفند رو برسون به غذاش . یا مثلاً بده عکس ها با چسب بچسبونه رو دیوار . خلاصه با بازی و داستان بش یاد بده

به نظر من که پسرت همه رو هم بلده فقط دوست ندارن وقتی می‌پرسی بگه تو بازی و اینجور چیزا بهش بگو ولی اصلا ازش نخواه بگه یه جا خودت میبینی وسط بازی با خودش و حرف زدن با خودش همونا رو تکرار میکنه

سلام عزیزم پسرمنم تاخیرگفتاری داره وفرق من باشما اینه که من جایی نبردمش دوجلسه گفتاربردم دیدم خوب نیس آوردمش واونجا گفتن یجانمیشینه تمرکزبکنه یادبگیره،من توخونه باهاش کارمیکنم ازطریق بازی،گوش کردنی به حرفام یادمیگیره
منم از طعنه های فامیل،آشناها که چراحرف نمیزنه وفلان....خسته شدم فقط کسی منو درک میکنه که مشکلمو داشته باشه بقیه بلدن ته دل آدموخالی کنن،اینجام توجه نکن به بعضی حرفاوگرنه آدم استرسی میشه ازدست بعضی مادران ناآگاه

بنظرم بچت بلده فقط لجبازی میکنه
بفرستش مهدکودک واسه خودش یلی میشه

عزیزم چه مدت کلاس میبری ؟

نباید زود ناراحت بشی عزیزم بقیه چون تو شرایط شما نیستن درکی از حال احوال شما ندارن برای همین میپرسن البته حق میدم یسریا موقع حرف زدن خوب حرف نمیزنن ولی باز بزاریم ب حساب نادانیشون ..انشالله پسر گل شمام زودی یاد میگیره
البته باز ناراحت نباش یسری بچها تو جیز های دیگ مهارت دارن ...شما نقطه قوتش رو هم تقویت کن تمرکز نکن ک وای دیر حرف میزنه اینا ببین نقاشی دوسداره یا اب بازی یا هرجیزی ک دوسداره تشویقش کن اعتماد ب نفس ب نظم از هرچیزی مهمتره تو بچه امید وارم موفقیتش ببینی عزیزم

سلام عزیزم ببخشید تو خصوصی نمیشه پیام بدم خواستم بدونم دارویی هم به پسرتون برای تاخیر دادین و چه درمانی براش انجام دادین پسر منم تاخیر داره

امیدوارم یه روزی بیاد که ماهم خوشحال باشیم ومشکل بچمون حل بشه،و وقتی یه مادری رو دیدیم که بچش مشکل داره طعنه نزنیم سرکوفت نزنیم،لااقل همدردی کنیم باهاش

سوال های مرتبط

مامان عسل نازم مامان عسل نازم ۵ سالگی
سلام مامانا
می‌خوام یه درد دل بکنم
از روزی که بچم به دنیا اومد همه فکر و ذکر شد دخترم. کارم رو به خاطر دخترم گذاشتم کنار و به خاطر کار شوهرم که بیرون شهر بود شهر زندگیم هم عوض کردم و الان غربت نشین شدم. حالا هم به یه زن افسرده و زودرنج تبدیل شدم که هیچ چیزی خوشحالش نمیکنه. هم خودمو نابود کردم و هم دخترم داره مثل خودم افسرده میشه. تصمیم گرفتم برگردم به شهر خودم هر چند که از همسرم دور میشم و دیگه کمتر همدیگه رو میبینیم ولی باز می‌دونم تو شهر خودم چی به کجاست و همه جاهاش رو میشناسم و ممکنه روحیه‌م رو دوباره به دست بیارم. من به خاطر اینکه دخترم شبها بابا بالای سرش باشه حاضر شدم بیام تو شهر غریب ولی خودم دارم دیوونه میشم چون اینجا هم که هستیم خیلی امکاناتش کمه واسه همین گفتم به خاطر خودم و دخترم که شده باید دوری رو تحمل کنم ولی هر چی فکرشو میکنم میگم چرا زندگی من باید اینقدر دچار چالش باشه چرا نباید مثل دیگران زندگی کنم چرا باید یه موقعیت رو فدای یه موقعیت دیگه بکنم و هزارتا چرای دیگه و تنهایی و غم و اشک😔
مامان ايمى مامان ايمى ۴ سالگی
سلام دوستان
بچه های شما در مقابل قلدری بقیه بچه ها چه می کنند؟
دختر من اگه طرش دختر باشه با داد و بیداد مقابله می کنه ولی اگه پسر باشه قاعدتا رورش نمیرسه و گریه میکنه و اکثرا به من کیگه.
مثلا چند وقت پیش سه نا پسر ۸ ساله دوچرخه دخترم رو برمیداشتن یا از قصد دوچرخه رو زمین میکوبیدن و دخنرم جیغ و گریه کنم رفتم به بچه ها به صورت جدی تذکر دارم که نبینم دیگه مزاحم دخترم بشید.
دیروز هم دو تا پسر تقریبا هم سنش یا کمی از خودش بزرگتر بادکنکش رو برداشتن و فرار کردن منم دویدم دنبالشون‌و بادکنک دخترم رو پی گرفتم و باز گفتم مبینم کارتون رو تکرار کنید..
به دخترم کفتم هر کی اذیتت کرد بیا به من بگو ولی دوستم که بچش از همون پسر بچه های کرمو هست بهم میگه بهش بگو از خودش دفاع کنه!
به نظر شما چطوری میشه اموزش دفاع داد؟
البته من به دخترم گفتم اگه کسی تو رو زد بهش با صدای باند بگو حق نداری منو بزنی و دساش رو بگیر تا حدودی هم انجام میده ولی همیشه کارساز نیست!
هیچ وقت بهش مگفتم اگه کسی تو رو زد تو هم بزن ولی متاسفانه دارم به چشم میبینم چه دوران بدی شده و چقدر بعضی بچه ها بی تربیتن.
شما این جور موارد چی کار می کنید؟
مامان Lia&Dia مامان Lia&Dia ۵ سالگی
بچه ها چرا من آرامش ندارم
مدام یه دلشوره ای ته دالم هست
یا بچه ها که میخوابم صبح تا شب رو با خودم مرور میکنم تا یه چیزی بالاخره پیدا میکنم که گیر بدم به خودم عذاب وجدان بدم که مادر خوبی نیستم یا چرا فلان موقع فلان چیزو به بچه گفتی با اینکه همش با خودم درگیرم و صبوری میکنم خودخوری میکنم ولی به بچه سخت نمیگیرم
ولی خب آدمیزاد یه وقتایی هم قبرش تموم میشه ولی این حق رو به خودم نمیدم

شوهرمم مدام غر میزنه یا مثل یه بچه کوچیک مدام رسیدگی میخواد یا از بچه داری م ایراد میگیره میخ لوسشون نکن تقصیر توعه که میچسبن بهت تقصیر توعه با هم دعوا میکنن تقصیر توعه فلان بیشتر
بخدا دارم دیونه میشم تحت این فشار

خدایا چقدر بچه پشت هم سخته
دختر بزرگمم وقتی دوسال و نیکش بود خواهرش دنیا اومد بهش گفتیم از بیمارستان آجی خریدیم برات به خاطر همون فکر میکنه بچه ها رو از بیمارستان می‌خرم وقتی با خواهرش بدرفتاری میکنه باباش میگه میبرم خواهران پس میدم اینم ناراحت میشه و گریه
امروز خیلی اذیتم کرد یه کم از کوره در رفتم گریه میکنه مامان منو پس ندی بیمارستان هاااا
منم گفتم مه کلم نه عزیزم هیچ وقت پست نمیدم بعدم گفتم بیمارستان بچه ها رو پس نمیگره فقط میفروشه

میخوام به زبون بچه گونه بهش بگم که بچه ها از شکم مامانشون میان چطوری بگم ؟!؟شماها چطوری گفتید😔

خیلی ناراحتم مدام فکر میکنم واسه یکیشون کم گذاشتم
😭
مامان نفسم و پسرم💚 مامان نفسم و پسرم💚 ۱۲ ماهگی
سلام خانوما من به دخترم از اول شیرخودمو دادم با شیرخشک ولی شیرخشک روزی یبار بهش میدادم وزن گیریش عالی بود تا سه ماهگی دقیقا سه ماهگی اعتصاب شیر کرد هم سینه رو نمیگرفت هم شیشه رو دیگه من شیشه بهش ندادم و سینمو گرفت ولی خب دیگه خیلی شیر نخورد دکتر هم سر کولیکش گفت این خیلی شیرمیخوره دل دردش بیشتر میشه بهش پستونک بدید دیگه پستونک و شیشه و سینه من میخورد که وقتی اعتصاب شیر کرد من پستونک و شیشه رو کم کم قطع کردم ولی باز شیر خودمو دیگه مثل قبل خوب نخورد و وزن نگرفت خوب منم شیرم کم شد تا قبلش زیاد بود خلاصه این دخترمن خیلی لاغر موند نه با غذا خو گرفت نه با شیر. الان سر این بچه شوهرم میگه اولویتت شیر خشک باشه که تپول شه مثل اون لاغر نشه تو بخوای شیرش بدی مثل اون میشه لاغر
من خیلی دوست داشتم بچم شیر خودمو بخوره و خوب بخوره تا تپول شه حتی فکر میکردم شیرخشک با سرنگ بهش بدم نه با شیشه شیر که سینمو ول نکنه
حالا شوهرم اینجوری میگه من گفتم یه شیشه بگیرم سرشیشه پهن مشابه سینه مادر باشه که ول نکنه سینمو ولی شوهرم میگه مهم نیست فقط ضدکولیک باشه
نمیدونم چیکار کنم شما نظرتون چیه؟
مامان آسناو آرتین مامان آسناو آرتین ۵ سالگی