۶ پاسخ

اگه بدنت درد می‌کنه خونه تکونی نکن ،خدایی نکرده یه اتفاقی میوفته این همه زحمت کشیدی تا اینجا رسیدی ،به نظر من نمی ارزه اصلا

من ک آخر ماه اثاث کشی داریم خورد خورد دارم‌جمع میکنم مامانم خواهر شوهرم اینا گفتم‌ آخر ماه میان‌کمک

ماه آخراستراحت کن خطرناکه دورازجونت جاریم تو۳۵ هفته به خونریزی افتادبچش توشکمش مرد سزارین کردند بچه ازجفتش جداشده بود

اگ شرایطتت نرمال کار کن وگرنه نه زایمان زودرس خیلی بد من ۳۳ زایمان کردم خیلی اذیت شدم
انشالله ب وقتش زایمان کنی

بخوای استراحت کنی زایمان سخت میشه تحرک داشته باشی بهتره ولی ن کارای سنگین کارای روزمره انجام بده

منم همه کار کردم تحرک به زایمان کمک میکنه

سوال های مرتبط

مامان نفسم مامان نفسم ۴ سالگی
شماها برای شیر دادن بچه جلو بقیه راحتین؟
من اصلا نمیتونم بذارم کسی بدنمو ببینه دختر اولم که دنیا اومد میرفتم تو اتاق شیر بدم از اون طرف دختر برادرشوهرم که دوازده سالش بود مدام با مادرشوهرم میومد خونمون هر دو ثانیه یه بار صدام میکرد میگفت شیرخورد؟ شیرخوردنش تموم شد؟ و....
چقد از دستش حرص میخوردم و خجالت می‌کشیدم چیزی بگم هی سکوت کردم
الان که دومی دنیا اومده این یه ماه که خونه خودم بودم تو شهر دیگه خداروشکر خیالم راحت بود از این نظر
ولی چند روز دیگه قراره بریم شهرمون و چند روزی باید برم خونه مادرشوهر از الان استرس گرفتم
چون می‌دونم این یکی جاریم و بچه هاش اصلا مراعات نمیکنن بدون در زدن بدون اجازه گرفتن میان تو اتاق
چندماه پیش که باردار بودم رفته بودم خونه مادرشوهر، یه اتاق اونجا برای ما هست جهیزیم و تختمون و یه سری وسایلمون توشه هروقت میریم اونجا میخوابیم، بخاطر بارداری حالم بد بود رفتم رو تخت دراز کشیدم چشامو بستم چند دقیقه بعد چشممو باز کردم دیدم جاریم بالای سرم وایساده بدون در زدن اومده بود تو
بقیه جاری هام خداروشکر از این نظر خوبن بدون اجازه نمیان
نمی‌دونم شایدم من زیادی برای شیر دادن دارم سخت میگیرم ولی واقعا نمیتونم جلو بقیه شیر بدم
مامان نفسم و پسرم💚 مامان نفسم و پسرم💚 ۱ ماهگی
سلام خانوما ببخشید بابت سوالم من میل جنسیم بالاست توبارداری هم دکتر گفته ممنوعیتی نداری میتونی رابطه داشته باشی ولی شغل شوهرم ۶ ماهه جوریه شبا خیلی دیر میاد اصلا وقت نمیشه یا باید تند تند باشه که من چون تو دخول ارضا نمیشم و پیش نوازی طولانی میخوام اذیت میشم بعدم تا حموم برم بخوام بخوابم اذان صبحم گفته به شوهرم میگم هروقت زود اومدی رابطه داشته باشیم چون ۶ ماهه تو این کاره ساعت کاریش دست خودشه از روز اول من گفتم ساعت کارتو درست کن چون میتونه ولی نمیکنه هر سری یه بهونه میاره میگم صبح زودتر برو شب زودتر بیا بدنم کم خوابی اذیت میشه خلاصه تو این مدت کلا سر جمع یه هفته دوساعت زودتر اومده همین جمعه و روز تعطیلم نداره
تو روز هم که بچه بیدار میشه یکی دوبارم تو روز داشتیم ولی چون من بعدش ضعف میکنم و عضله هام اسپاسم میشه سختمه تو روزچون دیگه نمیتونم بعدش بخوابم
الان چند روزه من هی از خواب پا میشم یا نصف شب از خواب پامیشم از نیاز جنسی ب نظرتون چیکارکنم؟
فرزندپروری تب سرماخوردگی
مامان نفسم و پسرم💚 مامان نفسم و پسرم💚 ۱ ماهگی
سلام خانوما من با مادرشوهرم اینا توی یه ساختمونم بعد دخترم هرروز میگه برم چون از نوزادیش مادرشوهرم هرروز میبردش عادت کرده اینم بعد دوتا نکته هست هم اینکه دخترمن بخاطر مشکل رفلاکس دکتر گفته باید ۵ یا ۶ وعده بخوره چون تو هروعده حجم خیلی کمی میتونه بخوره یه رژیمی هم داره که نباید خیلی چیزا رو بخوره و چون وزنش کمه باید چیزاش اجرا بشه
خلاصه وقتی میره اونجا اینقدر دیر میاد که یکی از وعده های غذاش حذف میشه
بعد الانم مدتیه ریه دخترم حساس شده بخصوص شبا خیلی سرفه میکنه و مادرشوهرم نزدیک اذان مغرب اسپند دود میکنه اینقدر زیاد که بعد از دوساعت در خونه رو باز کنی باز بو میاد و ایم برای ریه ی دخترم بده سرفه هاش ببشتر میشه
الان من نمیدونم کی بزارم بره خونه ی اونا اگر قبل ناهار بره که دیگه ناهار نمیاد اونجا میخوره من باید تنها ناهار بخورم که خیلی سختمه اگر بعد ناهار بره که تازه عصر میبرنش بالا پشت بوم و سه چهارساعت بعد میاد و وعده های غذاش حذف میشه و به اسپند دود کردن هم میخوره
امشب یکم پیش گذاشتم بره باز بوی اسپند میومد میترسم باز سرفه هاش شدید بشه
چیکار کنم بنظرتون؟
مامان آیهان وآیلین مامان آیهان وآیلین ۴ سالگی
سلام دوستان بالاخره یکم وقت کردم بیام اینجا از زایمانم براتون بگم

توی ۳۸ هفته ، دو روز قبل زایمانم رفتم برا معاینه لگن که اونم ماما گفت دهانه رحمت کاملا بسته هس برام قرص گل مغربی گذاشتن گفتن دو روز دیگه باز بیا برا معاینه منم خیلی نگران بودم آخه از هفته ۲۲ به خاطر کوتاهی طول سرویکسم شیاف استفاده میکردم و استراحت نسبی بودم نگران بودم که زایمانم خیلی سخت میشه از هفته ۳۶ هم ورزش میکردم ، با خودم گفتم برم پیاده روی شاید دهانه رحمم باز بشه روز اول با پسرم رفتم یکم پسرم اذیت شد روز دوم تنها رفتم بعد موقع برگشت یه سگ ولگرد بهم حمله کرد و افتاد دنبالم خیلی ترسیدم بعدش دیگه انگار فلج شده بودم یه جورایی لگنم قفل شده بود اصلا یک سانت هم نمیتونستم تکون بخورم یا پامو تکون بدم کل شب بیدار بودم نمیتونستم بخابم بعد ساعت ۳ و نیم شب اینا بود دیدم یه درد پریودی شکممو میگیره و ول می‌کنه منظم هم بود ساعت ۴ گوشی شوهرم زنگ خورد میخواست بره سر کار گفتم حالم خوب نیس یکم بمون همون موقع کیسه آبم پاره شد منم خیلی وحشت زده شده بود یه فامیل دور داریم اینجا بنده خدا توی بارداریم کمک حالم بود رفت اونو با موتور بیاره پیش پسرم منم آماده شدم