بیخیال خواهر همون دوتارو بزرگ کن تامام
من قبل از ازدواج و اوایل ازدواج میگفتم چهار تا بچه بیارم الان میگم همین یکی خوبه نهایت خیلی با خودم کلنجار برم یکی دیگه شاااااید بیارم اونم بعیده
کدوم سفره بابا الان دیگه بچه ها بزرگ شن هر کدوم میرن به راه خود
ما دوتا هستیم سالی یکی دوبار اگه خونه هم بریم
خونه مادرمم سه چهار ماه یکبار باهم شاید بریم بقیه ش خودم تنها میرم اونم مشغول زندگی خودشه
به نظرم فکرتو تغییر بده همه چیز درست میشه
اگه شما تک فرزندی یااگه خیلیای دیگه خودشون تکن یا یدونه بچه دارن مسبب همه ی اینا فشارومشغله ی بیش از حد مملکت وجامعمونه که متاسفانه روی دوش همه البته بغیراز قشر مرفه حسابی سنگینی میکنه وکمر همرو خم کرده.من خیلیارومی شناسم که تازه ازدواج کردن اما میگن تواین مملکت بچه دار نمیشیم که بدبخت بشه.خانومایی رو می شناسم که حسرت مادرشدن به دلشون مونده وبه قول خودشون از پس مخارج خودشون برنمیان بااینکه زن وشوهر هردو کار میکنن.بهرحال عقاید باهم فرق داره وصلاح کارخویش خسروان دانند.
منم تک فرزندم تا به امروز همش دلتنگی و بیکسیو حس کردم بخصوص بعد فوت پدرعزیزم .من بیش از حد وابسته پدرو مادرم بودم ی جورای هم پدرم بود هم برادر.مادرمم هم مادر هم خواهرمه.ولی الان مادرم بعد تصادف پدرم تنهاس تو خونه مون .منم اینجا تنهام سعی میکنم زود زود بهش سر بزنم یا تفریحی جای ببرمش ولی بارزم ب هر حال تنهاس .و این تنهایش شده غم بزرگی رودلم
منم به همین خاطر شده عقده برام وجود خواهرو برادر میگم اگر داشتم حتی واس مادرممم خیلی خوب بود هر روز یکی مون بهش میرسیدیم .الان تمام فکرو ذخنم اینه که چهار تا بچه داشته باشم .شکر خدا دودا دارم .ولی میخوام دونا دیگم بیارم که اونم چند ماه تو اقداممم ولی نمیشه تنملی شدید گرفته تخمدانم .همه میرن خونه پدر وکادرشون چند نفر میشن ولی من میرم هیمن خونواده خودمو مادرم تنها بخصوص تو جمع های که همه زیادن و ما تنها خیلی سخته حتی بچه هام مردم حرف از دای و خاله میزننن اینا اصلا نمیدون چی هست
یا میشننن از خواهرو برادراشون میگن یا هرچی من خودم دلم میگیره کیگم کاش حداقل ی خواهر داشتم
من دوتا خواهر ی بردار دارم
خودمم ی دختر دارم ب دومی فکر میکنم فعلا ک خدا بهمون نداده شوهرم 4 تا بچه دوست دارم خودم دوتا
منم مثل شمام ولی یدونه بیشتر ندارم و جرعت ندارم تو این اوضاع به دومی فک کنم با این که قبلا به این فکر میکردم که دوسه تا پیشت هم بیارم😅
من دومی تو راه دارم، واقعا میگم دوتا کافیه
درسته آدم دورش شلوغ باشه خوبه، ولی دو و سه اینقدر تفاوت نداره که آدم تو این شرایط ریسک کنه بیاره
حداقل بذار اوضاع جامعه تکلیقنش مشخص بشه بعدا با خیال راحت تصمیم بگیر
منم از وقتی ازدواج کردم
همیشه تو ذهنم ۳ تا بچه هست ،ولی نمیدونم بشه یا نه ولی واقعا دوست دارم نی نی
من ۳ تا دارم دوتا پسر ی دختر خودم خواهر ندارم همیشه دلم ی خواهر میخاست ک دخترم هم خواهرم هم دوستم هم دخترم 🥰
ما ۷تا برادر خواهر بغیه ها همه بزرگ من داداشم کوچیک بودم خونه پدرم همه مراسم ها سفره پهن بود به عنوان که پدرم هیچ شغل دولتی رسمی نداشت کارگر بود الان چند سال هیچ سفره خونه پدرم پهن نمیشه همه درگیر زندگی کار خودشون شدن یعنی شرایط اونا این طوری کرده خرج خودشون موندن بچم ۶ساله هیچ کدوم خونه من نیومدن همین تلفنی سلام علیک احوال پرسی من دعوت نکردم که بخوان برای خونه من کادو بیارن یا بچم چون میدونم خودشون درگیر روزمرگی های زندگی هستند هرزگاهی خودم به بچه سوم فکر میکردم حداقل بچه هام دور ورم باشند بعدا شرایط جامعه میبینم میگم چطور برسونم من پیر بشم مثلا یک حقوق بازنشستگی یک سفره ساده برای بچم میتونم پهنکنم حالا بیشتر نه توقع بچه ها زیاد اونا کمک میخوام
منم دوتا دارم ولی دوتای دیگه دلم میخواد
دروغ چرا منم گاهی به بچه سوم فکر میکنم
چون عاشق نوزادم
بعضی وقتا با خودم میگم ینی دیگه من قرار نیست لذت تکون خوردنای بچه تو شکمم رو حس کنم ؟
یا واقعا دیگه نوزادی نیست ک بغلش کنم و بوش کنم ؟
کلا اون دوره رو خیلی دوست دارم
اما نه الان
الان ۲۵ سالمه دوست دارم بچه هام بزرگ تر بشن درک داشته باشن کمک کنن
ولی بعدش میگم خب تو ۳۰ یا ۳۲ سالگی هم اگ بیارم من ۴۲ سالم بشه بچم ۱۰ سالشه
جدا از اون شرایط واقعا طوری شده که آدم گاهی شرمنده بچه هاش میشه
و بازهم جدا از همه ی این مسائل خب من تازه دارم راحت میشم تازه خودمو پیدا کردم میخوام زندگی کنم بچه هام بزرگ شدن پشت هم چرا خودمو تو دردسر بندازم باز
درکل ک الان اصلااااااا نمیخوام و شاید هم تو این دوتا بمونم 🙂
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.