۵ پاسخ

متاسفانه خواهرزاده های منم دارند.پسر منم هر اخر هفته میریم میبینه اونارو.چند باری بهمم گفته.گفتم زمانی که انقد بزرگ شده باشی که نیاز واقعی داشته باشی بهش میگیرم.نمیدونم تا چقد میتونم مقاومت کنم ولی نظر منو بخوای هرچی دیرتر بهتر ۱۳ سالگی که سهل ۱۸ سالگی خوبه ولی میدونم تو عصر جدید با وجود رفتن به مدرسه نهایت به قول شما تاپایان ابتدایی بتونم کنترلش کنم.

یکیو داریم از بچگی گوشی خرید و تبلت الان فوق العاده عصبی و حتی موقع دستشویی گوشی دستشون هست من تا جایی که بتونم با پسرم گوشیمو شریک میشم بخدا خودم اول دبیرستان بودم یه گوشی داشتیم منو مامانم و داداشم با هم

پسر منم گوشی داره ولی سیم‌کارت نزاشتیم و شبکه های مجازی رو نصب نکردیم فقط هر از گاهی باهاش بازی میکنه مهمونی بیرونی جایی بریم که اصلا از اون بچه هایی نیستن که با گوشی سرگرم بشن و یه جا بشینن

ما خودمون نمیدیم چون میدونه اصلا ب ما نمیگه گوشی بده ولی خب هروقت بره پیش خاهرزاده برادرزاده ام میگیره گوشیشونو باهم بازی میکنن خداروشکر راهمون دوره سال دوبار همدیگرو میبینن

به نظرمن وقتی وارد دبیرستان شدن،ولی اگه بچه ها زور نشن،

سوال های مرتبط

مامان ارس مامان ارس ۴ سالگی
با احترام به نظرات بقیه... این نظر شخصیه خودمه... نیایید هی بگید اه و وای حال آدمو بگیریدااااا.‌‌...
من خودم تک فرزندم همیشه دلم میخواست یه خانواده شلوغ داشتم هر هفته میرفتم خونه بابام اینا خواهر و برادرهام دورم بودن بچه هامو دوست داشتن ..‌ ولی همیشه تنها بودم. دوست خوبم داشتماااا ولی دوست خانواده نمیشه.. ازدواح که کردم گفتم نمیزارم بچه هام مثل خودم تنها باشن سه تا بچه حداقل میخوام. الان دو تا بچه دارم... به معنای واقعی دهنم سرویس شده... بچه هام فوق العاده شیطون و وابسته ان... از اینا که هر دو دقیقه میگن مامان... خودمم شاغلم کلی از مسیولیتهای خونه و بچه ها و مامانم که الان تنهاست با خودمه... یعنی به زور قرص فلوکستین زندم... ولی بازم تو ذهنم تصور میکنم پیر که میشم بچه هام دورمن.. همون سفره شلوغ رو تصور میکنم دلم یه بچه دیگه میخواد که فاصله سنیهاشون خیلی زیاد نشه... از یه طرف فکر میکنم تو این مملکت داغون با این اوضاع اقتصادی حتی مادر شدن رو هم به دل مردم میزارن... شما چی بیایید درد و دل کنیم.
مامان سورن مامان سورن ۴ سالگی
اگه امکان بازگشت به گذشته رو داشتم، باز هم انتخابم سورن بود. با همه‌ی ویژگی‌هایی که داره، حتی با وجود اوتیسم. چون من بچه‌ی خودم رو می‌خوام؛ دقیقاً همین بچه رو. سورن همه‌ی چیزیه که من از این دنیا می‌خوام و عاشقشم.

پس این تاپیک رو می‌نویسم چون شاید این اطلاعات یه روز به درد کسی بخوره.

امروز می‌دونیم که اوتیسم یه اختلال چندعاملیه؛ یعنی هیچ عامل واحدی باعثش نمی‌شه و ژنتیک، عوامل محیطی و شرایط دوران بارداری، همه می‌تونن در کنار هم نقش داشته باشن.

از بین عوامل مختلف، دو مورد برای من تجربه‌ی شخصی بوده:

یک: پره‌اکلامپسی در دوران بارداری
پژوهش‌ها نشون داده مادرهایی که در دوران بارداری دچار پره‌اکلامپسی می‌شن، نسبت به جمعیت عمومی احتمال بیشتری برای داشتن فرزند مبتلا به اختلال طیف اوتیسم دارن.

من هم در بارداری سورن پره‌اکلامپسی داشتم.

دو) ابتلای مادر به ADHD

مطالعات نشون دادن مادرهایی که مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی (ADHD) هستن، نسبت به سایر مادرها بیشتر در معرض داشتن فرزند مبتلا به اختلال طیف اوتیسم قرار دارن.

من هم سال ۱۳۹۰ توسط دکتر سرگلزایی، روان‌پزشک و استاد دانشگاه فردوسی، تشخیص ADHD گرفتم.

باز هم تأکید می‌کنم که این‌ها علت قطعی اوتیسم نیستن؛ فقط از عواملی هستن که پژوهش‌ها نشون دادن می‌تونن با افزایش احتمال بروز این اختلال همراه باشن.

این‌ها فقط دو تجربه‌ی شخصی من بودن که اتفاقاً با یافته‌های علمی هم همخوانی دارن.