اگه امکان بازگشت به گذشته رو داشتم، باز هم انتخابم سورن بود. با همه‌ی ویژگی‌هایی که داره، حتی با وجود اوتیسم. چون من بچه‌ی خودم رو می‌خوام؛ دقیقاً همین بچه رو. سورن همه‌ی چیزیه که من از این دنیا می‌خوام و عاشقشم.

پس این تاپیک رو می‌نویسم چون شاید این اطلاعات یه روز به درد کسی بخوره.

امروز می‌دونیم که اوتیسم یه اختلال چندعاملیه؛ یعنی هیچ عامل واحدی باعثش نمی‌شه و ژنتیک، عوامل محیطی و شرایط دوران بارداری، همه می‌تونن در کنار هم نقش داشته باشن.

از بین عوامل مختلف، دو مورد برای من تجربه‌ی شخصی بوده:

یک: پره‌اکلامپسی در دوران بارداری
پژوهش‌ها نشون داده مادرهایی که در دوران بارداری دچار پره‌اکلامپسی می‌شن، نسبت به جمعیت عمومی احتمال بیشتری برای داشتن فرزند مبتلا به اختلال طیف اوتیسم دارن.

من هم در بارداری سورن پره‌اکلامپسی داشتم.

دو) ابتلای مادر به ADHD

مطالعات نشون دادن مادرهایی که مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی (ADHD) هستن، نسبت به سایر مادرها بیشتر در معرض داشتن فرزند مبتلا به اختلال طیف اوتیسم قرار دارن.

من هم سال ۱۳۹۰ توسط دکتر سرگلزایی، روان‌پزشک و استاد دانشگاه فردوسی، تشخیص ADHD گرفتم.

باز هم تأکید می‌کنم که این‌ها علت قطعی اوتیسم نیستن؛ فقط از عواملی هستن که پژوهش‌ها نشون دادن می‌تونن با افزایش احتمال بروز این اختلال همراه باشن.

این‌ها فقط دو تجربه‌ی شخصی من بودن که اتفاقاً با یافته‌های علمی هم همخوانی دارن.

تصویر
۲۴ پاسخ

من هلاک این چهره ی جذابشم خداااااا😍😍😍😍😍عمیقا دوسش دارم 😍

عزیزم درمورد اولی توضیح میدین ؟

کاش پسر منم مثل سورن بود . متاسفانه رادمان گفتار ندارن هنوز 😢

قشنگترین تعریف از مادر همینه اینکه تو با تمام سختی هایی که تو راه شناخت اتیسم پشت سر گذاشتی اگه برگردی عقب باز انتخابت سورن جانم🥰من بهت افتخار میکنم فرزانه تو الگوی من و خیلی های دیگه ای دختر

دقیقا همینطوره ما بیشتر مامانا هرچی بشه بازم همین بچمونو میخایم و عاشقشونیم

چه خوب عزیزم خدا حفظتون کنه ..‌من یوقتایی خیلی حس بدی نسبت به پسرم پیدا میکنم خودم بعداً از این حسم میترسم حسی شبیه به تنفر

عزیزم گزینه دو رو که گفتی فقط برای مادر نیست
پدر هم داشته باشه به بچه میرسه

عشق منه سورن جانم

سورن عزیزم در پناه خدا باشه😘من هم یک ADHD در سطح شدید هستم😵‍💫

مگه میشه این جذاب تو دلبرو رو ازش گذشتو انتخاب نکرد خدا حفظش کنه با مامان گلش💞
یه جایی تو اینستا فک کنم دیده بود که می‌گفت روح والدین و فرزند از قبل همو ملاقات و انتخاب کردن و سالها منتظر می‌مونن تا شما پدرو مادرش بشین چون برای رشد و تکامل تو این دنیا یک چیزی در وجود شما و وجود خود بچه برای شماست که باعث تلنگر میشه و اون احساسات در شما بیدار میشه
چقدر صحت داره رو دقیق نمیدونم ولی فکت باحالیه خودم میشه گفت دوس دارم باورش کنم

ماشالله چقدررر هم زیباس😍😍😍

خدا حفظش کنه پسر قشنگو

چقدر دوست داشتم adhd باشم.
پسرتون واقعا زیباست و‌جذاب.

چه خوب که اطلاعاتت رو با همه درمیون میزاری،خیلی قلب پاکی داری،خدا سورن قشنگم رو حفظ کنه

عزیز دلمممم چقدر پسرت نازه ، خدا برات حفظش کنه فرشته کوچولوت و و آفرین ب شما مادر نمونه ک همچین حسی ب بچه ت داری واقعا جای تحسین داره لذت بردم 👌👌👌

خدا حفظش کنه فرشته کوچولو

عزیرم 😘❤️❤️❤️ مادر بودن چیز عجیبیه...

جاریم ۹بارداری گذروند همه چی خوب نزدیک زایمان پره اکلا مپسی شد و دور بچه شما و بچه های دیگه بچه اش فوت شد

سورن قشنگ 😍😍😍
خدا نگهش داره برات عزیزم

فرزانه جون شما ماشالله خیلی با تجربه ای میشه کمکم کنید دخترم چند روز یبوست شدید داشت و دفع با خونریزی با دارو یکم بهتر شد ولی هنوز دفعش سفت اذیتش میکنه چکارش کنم😭یکمم ترسیده ب راحتی دسشویی نمیکنه

چقد نازه قشنگ من ♥️🩵🌈🩵🌈🌈

واای ماشاالله پسرت چه نمکیه🧿🥰😍عاشق چهره ی جذابش شدم😍خیلی جذابه وتو دل برو هست♥️

چه نازه ماشالا😍خدا براتون حفظش کنه🙏🏻🩷

عزیزم یکم بیشتر راجب اوتیسم توصیح میدی؟مثلا بچه های اوتیسم بیشترین مشکلشون چیه؟

سوال های مرتبط

مامان سورن مامان سورن ۴ سالگی
🧩 دوستان تا امروز بارها از من پرسیدین از کجا فهمیدم سورن اوتیسم داره؟
گفتم اینجا یه بار تجربه‌ی خودمون رو بنویسم که اگر بعدها کسی سؤال داشت، راحت‌تر بهش ارجاع بدم.
اول از همه بگم این‌ها فقط تجربه‌ی ماست، نه معیار قطعی تشخیص.
چیزهایی که کم‌کم باعث شد نگران بشیم این‌ها بود:
• وقتی اسمش رو صدا می‌زدیم، خیلی وقت‌ها برنمی‌گشت یا واکنش کمی نشون می‌داد. • ارتباط چشمی‌اش محدود بود. • برای درخواست چیزی یا نشون دادن چیزی به ما اشاره نمی‌کرد. • گفتارش نسبت به هم‌سن‌وسال‌هاش عقب‌تر بود و از کلمات کمتر برای ارتباط استفاده می‌کرد. کلمه‌هایی که یاد می‌گرفت، فراموش می‌کرد. • بیشتر ترجیح می‌داد تنها بازی کنه و بازی‌های خیالی نداشت. • به روتین خیلی وابسته بود و با تغییرات کوچیک به‌هم می‌ریخت. • نسبت به صدا، نور، بو یا لمس بعضی چیزها حساسیت زیادی داشت. • حرکات تکراری مثل بال‌بال زدن، پریدن یا راه رفتن روی پنجه یا چرخیدن داشت. • روی بعضی موضوعات یا وسایل خاص، علاقه‌ی خیلی شدید و وسواس‌گونه نشون می‌داد. • ارتباط گرفتن و بازی کردن با هم‌سن‌وسال‌ها براش سخت بود.
🧩 فقط یه خواهش...
اگر فرزندتون یکی دو تا از این ویژگی‌ها رو داره، لطفاً نترسین. داشتن یکی دو مورد از این‌ها به‌تنهایی به معنی اوتیسم نیست.
اما اگر چند تا از این نشانه‌ها هم‌زمان وجود داره و احساس می‌کنین روی ارتباط، بازی یا روند رشدش اثر گذاشته، به نظرم ارزشش رو داره که هرچه زودتر با متخصص رشد یا روان‌پزشک کودک مشورت کنین. 🤍
#اوتیسم #اتیسم
مامان سورن مامان سورن ۴ سالگی
🪷 مامانی‌های مهربون🪷
بیاین یه کم درد دل کنیم. 🤍
سخت‌ترین بخشِ مادر بودن برای شما تا امروز چی بوده؟ شاید از دلِ نوشته‌های همدیگه، راهی پیدا بشه یا دست‌ِ کم بدونیم توی این راه تنها نیستیم.
سخت‌ترین چالش من تا امروز، جدا کردن سورن از خودم یا باباش بوده. هیچ‌جوره دلش نمی‌خواد مهدکودک بره یا حتی چند دقیقه با مامان‌بزرگش تنها بمونه. هر جا که می‌ره، باید من یا جم کنارش باشیم.
تنها جایی که بدونِ ما می‌ره، کاردرمانی و گفتاردرمانیه؛ چون از حدود دو سالگی اونجا رو می‌شناسه و به درمانگرهاش اعتماد کرده.
چند باری مهد و مهدواره بردمش. هر بار  یک هفته برای آشنا شدن و جدا شدن آروم‌آروم زمان گذاشتم، اما گریه‌هاش به‌اندازه‌ای بود که کبود می‌شد. از جانب پرسنل مهد هم سرزنش شدم و آخرش گفتم بی‌خیال، دیگه ادامه ندم. هر بار هم سه چهار میلیون هزینه دادیم که برباد رفت.
پزشک نورولوژیست برای کم شدن این دلواپسی، چهارسی‌سی فلوکستین نوشت، اما هیچ اثری نکرد. درمانگرش می‌گه اتیسم همراه با توان شناختی بالا، گاهی می‌تونه اضطراب جدایی رو بیشتر کنه و من هم هرچه بیشتر درباره‌اش خوندم، دیدم این حرف پایه‌ی علمی داره.
فعلاً این، بزرگ‌ترین چالش منه و هنوز  راهی پیدا نکردم.
حالا نوبت شماست... 🤍
بزرگ‌ترین چالش شما با فرزندتون چی بوده؟ تونستین راهی براش پیدا کنین یا هنوز دارین راهتون رو پیدا می‌کنین؟
نمی‌خوام نقش قربانی یا مادرِ بی‌نقص رو بازی کنم فقط در پی راهکار هستم. اینجا نوشتم شاید دوستی تجربه‌ای داشته باشه که به درد من بخوره. 🌱
مامان علی جانم مامان علی جانم ۵ سالگی
مامان دردونه خانم😍 مامان دردونه خانم😍 ۵ سالگی
یعنی شما مادرهایی که بچه ی اروم دارید روزی هزاررررررر بار خداروشکر کنید
شوهر اگه بد باشه فوقش ادم طلاق میگیره ولی بچه به قول قدیمی ها لباس اتشینه بپوشی میسوزی،در بیاری هم میسوزی،چهار سال و نیم یه روز خوش نداشتم با این بچه،،یعنی فقط نشستم میگه خدایا منو بکش
تا نوزاد بود زردی و کولیک و رفلاکس و بی خوابی و گریه...
یک سال به بعد غذا نخوردن و یبوست و مریضی و گریه.....
دوسال به بعد هم که هم چنان غذا نخوردن و کم وزنی و قد و گریه....
تا امروز که چهار سال و هشت ماهش شده هنوز همه ی این غذا نخوردن و وزن و فلانش کمه که سرش حرص میخورم هیچ یه بچه ی غرغرو گریه کن و جیغ جیغو که یکسره در حال غر زدن الکی ،
یعنی روزی بیست بار باید گریه کنه با بهونه های الکی
بچه دور و اطرافم اینجوری ندیده بودم تو کل عمرم.به جایی رسیدم فقط میخام بمیرم از دستش،
همه ی اینارو نوشتم که فقط بگم شما مادرهایی که بچه ی خوب و اروم دارید شکر کردن یادتون نره،همین که بچه تون بیش فعال یا اذیت کن نیست ده هیچ از بقیه جلویید،لذت ببرید از مادر بودنتون

خدایا بازم شکرت
مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۵ سالگی
سلام یه مشورتی باهاتون دارم دیروز که می خواستم ماهلین رو ببرم پیش دکترش گفت خواهرشم بیار گفتم باشه و بردمشون هر دو همزمان تو اتاق بودن من بیرون نشسته بودم چون نمیزارن مادر باشه ولی بیرون کاملا صدای خانوم دکتر میاد جلوی هر دوشون تمرین گذاشته بود ماهلین اصولا وقتی همزمان با هم بخوام تمرین کنم همکاری نمی کنه و انگار اعتماد به نفسش پایین میاددیدم دکتر هی داره بهش تذکر میده که ماهلین بالای صفحه رو نگاه کن ماهلین بیشتر دقت کن بعد دیدم عصبانی شد سرش یه کمی داد کشید و دعواش کرد که چرا اینجوری می کنی اونم افتاد به گریه هی بهش می گفت گریه نکن توجه کن و درآخر گفت ببین خواهرتو من می دونم وقتی با هم بخوام کار کنم‌ماهلین اذیت می کنه در بیشتر مواقع و من و باباشم دیوونه کرده با این کاراش لجبازی داره هیچکس غیر از من بچشو نمیشناسه ولی من میگم من بی سوادم مادرشم و یه دیپلم ساده دارم ولی چرا دکتر مملکت اینجوری باید رفتار کنه اگه تنها بود اینقدر ناراحت نمیشدم ولی چون خواهرشم باهاش بود میگم اعتماد به نفس بچه رو سرکوب کرده من از این لحاظ خیلی ناراحت شد این خانوم استاد مشاوره بچه هامه من با مشاورشون راحتم گفتم تلفنی جریان دیروز رو باهاش در میون بزارم کار و تشخیص خانوم دکتر عالیه ولی این رعتارشو نپسندیدم و بهشم گفتم اینا با هم باشن اذیت می کنند و به صورت جداگانه خیلی عملکردشون بهتره تا وقتی با هم کار بشه بعد جلوی ماهلین گفت دلوین خیلی بهتره ولی این اذیت می کنه خوب این بچه می فهمه احمق که نیست ماهلین خیلی دختر حساسیه و زود بهش برمی خوره من فوق العاده از این کاره خانوم دکتر ناراحت شدم به نظرتون چی کار کنم ؟؟نمی تونم درمانشم قطع کنم به نظرتون گذشت کنم اینبارو؟؟یا تذکر بدم ؟؟