۱۹ پاسخ

والا منم همون موقع دیدم بیچاره چیزی هم بهت نگفته بود مامان آراد ناراحت نشیا ولی تو هم یکم خاله زنکی بعدم یه مادر باید آنقدر قوی باشه که با یه حرف معمولی اینطور بهم میریزی

اهمیت نده بابا
نمیدونم بعضیا چی پیش خودشون فک میکنن ک دوس دارن نظرشونو ب همه مامانا تخمیل کنن و فک میکنن فقط عقل اونا کامله . درست فکر میکنن
الان خوده من دختر من حتی نسبت ب همسناش جلوتره حتی بدون اموزش خودم اعدادو مینویسه حروف الفبا . انگلیسی مخونه و مینویسع و چیزای دیگه
ولی نمیخام بفرستم
چون چیزی از اموزش پرورش ایران ندیدم ک بخام اینهمه هزینه کنم اخرم بره همینایی ک بلده یادش بدن یا همیربازی کنن یا از 9ماه فقط 1ماهشو بره و ب بهونه های مختلف تعطیل باشع
بلخره هر مادری فکر خودشو داره و هر بچه شرایط خودشو
شمام نسبت ب فکر و شرایط خودت تصمیم بگیر
اون خانمم فقط برا بچع خودش مادری کنه کافیه

پاسخت رو خوندم
ناراحت شدن تو غیرعادی نبود منم بودم ناراحت میشدم

بنده خدا حرف بدی نزده
فقط میخواست مامانا اگاه بشن
و بچه ها رو اگه شرایطش هست بفرستن پیش ۲

عزیزم بهت حق میدم منم جای شما بودم ناراحت میشدم. ان شاالله خدا خودش به هممون کمک کنه عزیزم.

کدوم پاسخت چرا من پیدا نکردم

الهی آمین🥺🥺🥺🥺

سلام میشه درخواستمو قبول کنید

خدا نگه داره چقدر لبخندش شیرینه

شما نمیخوای ببری؟

الهی آمین

عزیزم حرف مردم را رها کن پشت گوشت همچو موی

این جماعت پشت خدا هم حرف می‌زنند

سلام به همگی فال تاروت فال پاسور میگیرم فقط کافیه یکبار امتحان کنی مطمعن باش که پشیمون نمیشی هزینه ی فال کامل 180 تومان 09965111660

من که چیزی ندیدم اما با اینکه گاهی اوقات واقعا ناراحت میشم از بعضی حرفا سعی میکنم بی اهمیت فقط عبور کنم دختر من موقعی که هیجان داره و استرس میگیره برای شروع جملش ،کلمه اول رو چندین بار تکرار می‌کنه که البته پرسیدم و گفتن مشکلی نداره فقط با آرامش بهش گوش بدین امسال هم که میتونن برن اگر خودش دوست داشت میفرستمش

پاسخ هاتون رو دیدم چیزی متوجه نشدم

بیخیال بابا،اهمیت نده،من ک پسرمو نمیفرستم ، چون بعضی کلمات رو درست ادا نمیکنه میترسم بچه ها مسخره ش کنن ،این براش بدتره که،سال دیگه میفرستم ب امید خدا, بذار بقیه بذارن پای تنبلی،هر کسی صلاح بچه خودش رو بهتر میدونه،قطعا تو این یک سال پسر من پیشرفت میکنه و راحت تر کنار میاد

قشنگم ناراحت نباش
بعضی خانوما لحنشون تنده
شما خودتو قوی کن ماشالله پسر به این دسته گلی داری
زنداییم دخترشو نه مهد فرستاد نه پیش ۲
یه راست رفت کلاس اول
پسر منم ۲ شهریوره واقعا میبینم برا تحصیل خیلی کوچیکه اکثر همکلاسیاش نیمه دومه ۹۹ هستن
تصمیم داشتم نفرستم ولی خب چون بازیگوشه گفتم بذار یکم پایش قوی تر بشه

چه اشکالی داره شما یسال دیرتر بفرس

یعنی چی؟بچه های عادی؟؟؟؟؟؟
واقعا چرا بچه ها رو از هم جدا میدونن؟
تاخیر در گفتار برای خیلی از کوچولوها پیش میاد و همین که بچه نمیتونه حرفشو منظورش و کامل برسونه هم خودش کلافه میشه هم اون معلم.
والا پسر منم ۱۴۰۰ هست نیمه اول،من میگم خیلی کوچولوعه واسه پیش دبستانی،با اینکه ثبت نامش کردم اما همچنان نگرانم.
عزیزمن غصه نخور درست میشه....همیشه کسایی هستن که بخوان به بچه برچسب بزنن.من خودمم کم نکشیدم

ینی خاک بر سرشون چطو دلشون میاد اینجوری دل بشکنن

سوال های مرتبط

مامان البرز مامان البرز ۴ سالگی
سلام سلام
امروز نشستم مفصل همه پیام ها و جواب ها و گفتگوها رو خوندم. چقدر چیزای زیادی بود برای یاد گرفتن. کاش بیشتر سوال و جواب کنیم. من به نظرم رسید در مورد یک موضوعی توضیح بدم بد نباشه.
کلمه خانواده اصلی، برای اشاره به خانواده زیستی غلطه. خانواده اصلی همون خانواده ایه که بچه رو بزرگ می کنه. که ممکنه خانواده زیستی باشه، ممکنه خانواده فرزندپذیر. بنابراین اگر به یک خانواده فرزندخوانده دار بگین، خانواده اصلیش... در واقع داریم میگیم که اصل رابطه ژنتیکیه و نه رابطه والد و فرزندیه تو.
یک غلط مشابه هم اینه که میگن، بچه خود خودت. برای اشاره به فرزند زیستی. نه!! فرزند خوانده هم بچه خود خود آدمه. حالا بچه آدم یا بچه زیستی آدمه یا بچه فرزندخوانده.
اگر از این دید به ماجرا نگاه کنیم مشخص میشه چرا این حرف درسته:
بچه بزرگ کردن، یک تعهده. یک تعهد که من مسئولیت پرورش کودک رو به عهده می گیرم. حالا این کودک ممکنه بچه زیستی ما باشه و ممکنه که فرزندخوانده ما. کسی که مسئولی رو قبول می کنه و درست انجامش میده والده. مادره یا پدره. آدم ها بابت زحمتی که برای اون بچه می کشن، حالا چه زیستی باشه چه فرزندخوانده، دوستش دارند. آدم ها برای عمر صرف کرده برای کودکشون عاشقش می شن. برای بیدارخوابی ها برای دنبالش دوودنها و برای هر چیزی. بنابراین والد اصلی همون کسیه که این کارها رو کرده. نه کسی که به هر دلیل نخواسته یا نتونسته این کارها رو برای بچه زیستیش بکنه.
به یک کسی که فرزندخوانده داره، نگین خانواده اصلیش، نگین بچه خودتم اگر بود، ... کلا این بچه بچه خودشونه و این خانواده هم خانواده اصلی بچه است.
مامان ارس مامان ارس ۴ سالگی
با احترام به نظرات بقیه... این نظر شخصیه خودمه... نیایید هی بگید اه و وای حال آدمو بگیریدااااا.‌‌...
من خودم تک فرزندم همیشه دلم میخواست یه خانواده شلوغ داشتم هر هفته میرفتم خونه بابام اینا خواهر و برادرهام دورم بودن بچه هامو دوست داشتن ..‌ ولی همیشه تنها بودم. دوست خوبم داشتماااا ولی دوست خانواده نمیشه.. ازدواح که کردم گفتم نمیزارم بچه هام مثل خودم تنها باشن سه تا بچه حداقل میخوام. الان دو تا بچه دارم... به معنای واقعی دهنم سرویس شده... بچه هام فوق العاده شیطون و وابسته ان... از اینا که هر دو دقیقه میگن مامان... خودمم شاغلم کلی از مسیولیتهای خونه و بچه ها و مامانم که الان تنهاست با خودمه... یعنی به زور قرص فلوکستین زندم... ولی بازم تو ذهنم تصور میکنم پیر که میشم بچه هام دورمن.. همون سفره شلوغ رو تصور میکنم دلم یه بچه دیگه میخواد که فاصله سنیهاشون خیلی زیاد نشه... از یه طرف فکر میکنم تو این مملکت داغون با این اوضاع اقتصادی حتی مادر شدن رو هم به دل مردم میزارن... شما چی بیایید درد و دل کنیم.
مامان فندق کوچولو مامان فندق کوچولو ۴ سالگی
امروز رفتم پارک با پسرم ولی برای اولین بار با یه خانم دعوا کردم: پسرم یه مقدار بازیگوشه مخصوصا وقتی میریم بیرون ، توی پارک هم دوس داره با همه بازی کنه و میره دنبالشون بعضی بچه ها هم مخصوصا دخترا دوست ندارن و همش میگن که چرا میای دنبال ما و پسر منم عصبانی میشه یا هی میره دنبالشون اونام دعواش میکنن. مدامم بهش گفتم با کسی دوس نداره باهات بازی کنه بازی نکن ولی گوش نمیده باز میره میخواد بازی کنه. امروزم یه دختری که حدود ۹-۱۰ سالش بود بهش خورد بعد فرار کرد سمت مامانش پسرم هم رفت دنبالش به حالت هل دادن ولی خیلی یواش به دختره زد و تا من برسم بهش دیدم مامان دختره سر پسر من که کوچیکه با صدای بلند داد میزنه که چرا دختر منو هل میدی و داد و بیداد میکرد سرش پسر منم نشست زمین گریه کردن منم رسیدم عصبانی شدم به زنه گفتم چرا سر بچه داد میزنی گفت چون دختر منو هل میده گفتم هرچی میخواستی بگی به من میگفتی نه سر بچه کوچیک . دست بچمو‌گرفتم بردم دعواشم کردم که چرا هل میدی و …
هنوز اعصابم خورده که چرا بعضی بزرگترا متوجه نیستن که با بچه کوچیک چجور حرف بزنن و حتی بچه هایی که بزرگترن هم درکی ندارن نسبت به بچه های کوچیکتر. من خودم همیشه به پسرم تذکر میدم اگه کار اشتباه کنه یا یا ببینم با بچه ای درحال دعوان میرم باهاشون حرف میزنم حتی اگه اونا مقصر باشن میگم باهم قشنگ بازی کنید هیچوقت دعواشون نمیکنم چون میگم اونا هم بچه ان.ولی بعضی پدرمادرها اصلا انگار نمیتونن به بچه ها بگن با هم تعامل کنن تازه از بچه ها بدتر رفتار میکنن و انگار فقط بچه اونا بچس برای بقیه انگار نیست.
نمیدونم کارم درست بود یا نه اعصابم خورده هنوز . باید چیکار کنم؟؟
مامان دردونه خانم😍 مامان دردونه خانم😍 ۵ سالگی
یعنی شما مادرهایی که بچه ی اروم دارید روزی هزاررررررر بار خداروشکر کنید
شوهر اگه بد باشه فوقش ادم طلاق میگیره ولی بچه به قول قدیمی ها لباس اتشینه بپوشی میسوزی،در بیاری هم میسوزی،چهار سال و نیم یه روز خوش نداشتم با این بچه،،یعنی فقط نشستم میگه خدایا منو بکش
تا نوزاد بود زردی و کولیک و رفلاکس و بی خوابی و گریه...
یک سال به بعد غذا نخوردن و یبوست و مریضی و گریه.....
دوسال به بعد هم که هم چنان غذا نخوردن و کم وزنی و قد و گریه....
تا امروز که چهار سال و هشت ماهش شده هنوز همه ی این غذا نخوردن و وزن و فلانش کمه که سرش حرص میخورم هیچ یه بچه ی غرغرو گریه کن و جیغ جیغو که یکسره در حال غر زدن الکی ،
یعنی روزی بیست بار باید گریه کنه با بهونه های الکی
بچه دور و اطرافم اینجوری ندیده بودم تو کل عمرم.به جایی رسیدم فقط میخام بمیرم از دستش،
همه ی اینارو نوشتم که فقط بگم شما مادرهایی که بچه ی خوب و اروم دارید شکر کردن یادتون نره،همین که بچه تون بیش فعال یا اذیت کن نیست ده هیچ از بقیه جلویید،لذت ببرید از مادر بودنتون

خدایا بازم شکرت