سلام سلام
امروز نشستم مفصل همه پیام ها و جواب ها و گفتگوها رو خوندم. چقدر چیزای زیادی بود برای یاد گرفتن. کاش بیشتر سوال و جواب کنیم. من به نظرم رسید در مورد یک موضوعی توضیح بدم بد نباشه.
کلمه خانواده اصلی، برای اشاره به خانواده زیستی غلطه. خانواده اصلی همون خانواده ایه که بچه رو بزرگ می کنه. که ممکنه خانواده زیستی باشه، ممکنه خانواده فرزندپذیر. بنابراین اگر به یک خانواده فرزندخوانده دار بگین، خانواده اصلیش... در واقع داریم میگیم که اصل رابطه ژنتیکیه و نه رابطه والد و فرزندیه تو.
یک غلط مشابه هم اینه که میگن، بچه خود خودت. برای اشاره به فرزند زیستی. نه!! فرزند خوانده هم بچه خود خود آدمه. حالا بچه آدم یا بچه زیستی آدمه یا بچه فرزندخوانده.
اگر از این دید به ماجرا نگاه کنیم مشخص میشه چرا این حرف درسته:
بچه بزرگ کردن، یک تعهده. یک تعهد که من مسئولیت پرورش کودک رو به عهده می گیرم. حالا این کودک ممکنه بچه زیستی ما باشه و ممکنه که فرزندخوانده ما. کسی که مسئولی رو قبول می کنه و درست انجامش میده والده. مادره یا پدره. آدم ها بابت زحمتی که برای اون بچه می کشن، حالا چه زیستی باشه چه فرزندخوانده، دوستش دارند. آدم ها برای عمر صرف کرده برای کودکشون عاشقش می شن. برای بیدارخوابی ها برای دنبالش دوودنها و برای هر چیزی. بنابراین والد اصلی همون کسیه که این کارها رو کرده. نه کسی که به هر دلیل نخواسته یا نتونسته این کارها رو برای بچه زیستیش بکنه.
به یک کسی که فرزندخوانده داره، نگین خانواده اصلیش، نگین بچه خودتم اگر بود، ... کلا این بچه بچه خودشونه و این خانواده هم خانواده اصلی بچه است.

۴ پاسخ

عاشق تایپیکت شدم سمیه خیلی قشنگ بود نگاهت به این مقوله عالی بود و ای کاش کسایی که هنوز این مسئله رو درک نکردن فرزند قبول نکنن اونجوری هم خودشون آسیب میبینن هم بچه

دمتگرم افرین به این توضیح قشنگت ♥

چقدر متنت برام ملموس بود خدا حفظت کنه

احسنت به شما و نگاه عمیقتون به مسائل.

سوال های مرتبط

مامان ارس مامان ارس ۴ سالگی
با احترام به نظرات بقیه... این نظر شخصیه خودمه... نیایید هی بگید اه و وای حال آدمو بگیریدااااا.‌‌...
من خودم تک فرزندم همیشه دلم میخواست یه خانواده شلوغ داشتم هر هفته میرفتم خونه بابام اینا خواهر و برادرهام دورم بودن بچه هامو دوست داشتن ..‌ ولی همیشه تنها بودم. دوست خوبم داشتماااا ولی دوست خانواده نمیشه.. ازدواح که کردم گفتم نمیزارم بچه هام مثل خودم تنها باشن سه تا بچه حداقل میخوام. الان دو تا بچه دارم... به معنای واقعی دهنم سرویس شده... بچه هام فوق العاده شیطون و وابسته ان... از اینا که هر دو دقیقه میگن مامان... خودمم شاغلم کلی از مسیولیتهای خونه و بچه ها و مامانم که الان تنهاست با خودمه... یعنی به زور قرص فلوکستین زندم... ولی بازم تو ذهنم تصور میکنم پیر که میشم بچه هام دورمن.. همون سفره شلوغ رو تصور میکنم دلم یه بچه دیگه میخواد که فاصله سنیهاشون خیلی زیاد نشه... از یه طرف فکر میکنم تو این مملکت داغون با این اوضاع اقتصادی حتی مادر شدن رو هم به دل مردم میزارن... شما چی بیایید درد و دل کنیم.
مامان دختر اصفهونی مامان دختر اصفهونی ۴ سالگی