۱۲ پاسخ

بچه های منم ۲سال و ۱۱ ماه اختلاف سنی دارن
خیلی خوبه. و هم بازی ان
اگر دوست داری الان سنش خوبه باردار شو

منم دوس داشتم پشت هم باشن اما ن کمکی ن مالی ن روحی هیچکدوم ندارم😅😅

دختر منم تک فرزنده ولی خوشبختانه اصلا نی نی نمیخواد ماهم ب خوشی بگیم عصبی میشه گریه میکنه میگه نمیخوام

نه بابا کجاش خوبه جاریم دوتا داره همش دعوا دارن با اینکه بزرگ شدن کلاس چهارک و پنجمن

سلام✋

پسرای من چهار سال اختلاف دارن یکم سختم بود ولی میگم کاش یکم فاصلشون کمتر بود واسه مدرسه منظورمه که با هم تو یه مدرسه باشن

اصلانم بنظرمن خوب نیست خیلی سخته

تک فرزندی سخته منم پسرم اذیت میشد هر جا میرفتیم دیگه نمی‌خواست برگرده خونه بعد از مهد هم میگفت چرا کسی خونمون نیست باهام بازی کنه و.. بالاخره دست ب کار شدیم خواهرش این هفته ب دنیا میاد... تو این نه ماه هر جا فروشگاه و داروخونه و لباس فروشی رفتیم... هر چقدر گفتیم چی دوسداری بردار... برا خودش هیچی ولی برا خواهرش همه چی خریده انواع گل سر و کش انواع جوراب لباس و رکابی همه چی شیشه شیر پستونک

عزیزممم😂😂😂
سنش خوبه اگ شرایطشو داری یکی دیگ بیار واقعا تک فرزندی سخته برا بچه.
دورازجون شما من همش میگفتم اگ منوشوهرم بمیریم بچم تنهامیمونه هیچ همخونی نداره ب دادش برسه تمام مشکلات و کفن و دفنم و خییییلی چیزای دیک میوفته رو دوش دخترم

خودت هیچ مامانت هم باید چندتا بیاره😆

پسرای من 8سال اختلاف سنی دارن ...خیلی خوبه ..بزرگه مستقله و کوچیکه اونو الگو خودش گذاشته ..خیلی خوبه خداروشکر

آره خوبه اما با سختی های بارداری و سختی های بعد از اون اصلا نمیتونم کنار بیام مخصوصا که مامانمم شهر خودم نیست کمکم باشه از طرفی هم ابن طفلکی ها حق دارن پس فردا فقط خودشونن و خودشون واقعا نمیدونم چی میشه

سوال های مرتبط

مامان گیلاس🍒 مامان گیلاس🍒 ۵ سالگی
مامان ارین کوچولو مامان ارین کوچولو ۴ سالگی
فرزند پروری فرزند
سلام مامانا خواهش میکنم اگه تجربه ای دارین کمکم کنید من پسرم از صب بیدار میشه بهونه میگیره همش گریه میکنه میگه مثلا اتوبوس میگم اتوبوس الان خونشه یه ۳۰ دقیقه فقط برای اتوبوس گریه میکنه خودشو میکوبه زمین منم همونو جواب میدم بعد اروم میشه این بار گیر میده به مثلا بالشت پتو ببریم تو ماشین دراز بکشم میگم ماشین خرابه یه نیم ساعت برای اون گریه میکنه وحشتناک مثلا خودشومیکوبه زمین بعد این بار میگه بریم پیش عمو بهمن میشه داماد همسایمون مثلامیبینی ساعت ۳ اونا دارن ناهار میخورن یا کار دارن نمیتونم اون لحظه ببرمش بعد وقتی یه چیزی میخواد اصلا با چیز دیگه ای گول نمیخوره دیگه اروم میشه میبرمش بیرونی جایی باز؟همینا رو تکرار میکنه از صبح بهونه و گریه تا شب دیگه خانما دیوانه شدمیا مثلا ۶ و نیم بیدار میشه میگه آجی باید پیتزا درست کنه آجی هم ۶ و نیم بیدار نمیشهاین دیگه تا ۹ که اجیش بیدار بشه همینو تکرار میکنه؟گریه میکنه چه خاکی بریزم تو سرم راهکاری دارین