۱۲ پاسخ

خسته نباشی ولی خب اول اینکه دستشویی و کاشی ها فرار نمی کردن که غذا می خوردی بعد می رفتی میشستی،دوم اینکه دخترت بیدار شد ۵ دقیقه می دادی همسرت نگهداره ناهار می خوردی یا لینکه شیر درست کردی بده همسرت بهش بده،قرار نیست همه کار ها رو خودت انجام بدی که

هر کسی گفته غلط کرده

چرت گفتن
ما نصفه شب باید پاشیم شیشت بشوریم درحالی که چشامون نیمه بازه
باید ای ولرم کنیم یوقت داغ نیاشه
نشسته شیر بدیم پس ما مادر نیستیم

والا ما هم شیر خودمونو میدیم میگن شیر خشک میدادی بهتر بود همه ویتامیناش کامله تو خسته میشی شیر بد میدی به بچت در هر صورت حرف هست

به حرف مردم توجه نکن عزیزمن درهرصورت یه چیزی دارن ک بگن تا بسوزوننت پسر بزرگ من کم وزن تا الان که چهار ساله شده با حرفاشون هی جوش میزدم و دلم می‌گرفت ..تو نه ماه توی شکمت نگهش داشتی سالم و درد زایمان و تحمل کردی و الان هم همش نگرانی که مبادا خدا نکرده مریض بشه یا شب بیداری هاشو تحمل کردی ایناهم جزیی از وظایف مادری هستش اینارو نمیبینن فقط میخان یه چیزی پیدا کنن تایه عیبی بزارن اگ شیر خودتو میدادی و کم وزن بود خدا نکرده باز میگفتن چرا شیرخشک نمی‌دی بچه ات ضعیفه و........ به حرفاشون توجه نکن

شوهرت دسشویی میشوره بازم نرسیدی غذا بخوری😂شوهرمن ک هیچ کارنمیکنه غذاشم من. جلوش میزارم یه دختر5ساله ام دارم ک هم دهنموسرویس میکنه هم بریزبپاش جای من بودی چی

منم‌خونواده شوهرم خیلی اذیتم میکنن اگه شیر خودتو میداد بچه انقد لاغر نمی موند مریض نمیشد همش بخاطر شیر خشکه خودشون دیدن پسرم ۳ روز که دنیا اومده اصلا سینمو نگرفت از گرسنگی تب کرد دکتر براش شیر خشک نوشت هرچقدر سعی کردم حتی شیرمو دوشیدم تو شیشه دادم باز نگرفت

من شیر خودمو میدم بنظرم شیر دادن در قبال بقیه کارا که برای نی نی انجام میدیم خیلی راحته

هرکی گفته شکر خورد والله هزار برابر دردسر داریم من خودخواسته شیر ندادم از ۳ ماهگی ولی این حرف چرت رو قبول ندارم ،خدا قوت میفهمم منم از صبحانه چیزی نخوردم الان بچمو خوابوندم برم یه چی بخورم سرما هم خوردم یه عالمه دارو میخورم

پس منم مادر نیستم پس چرا دارم ب چوخ میرم🙁

بی جا کرده اونی که گفته
والا من هر دوتاش رو میدم شیر مادر دادن خیلی راحتتر هست

حرف مفت زیاد میزنن

سوال های مرتبط

مامان لنا مامان لنا ۸ ماهگی
من از شیردهی خیلی بدم میومد، حتی قبل بارداریم... کسیو میدیدم شیر میده به بچه ش میگفتم چرا‌شیرخشک نمیده...
تا سه ماه عم با هزار زور و دعوا و تهدید و قربون صدقه و دوشیدن شیر بالاخره به لنا شیر دادم... بعد قرار شد فقط صبح تا شب به لنا شیرخشک بدم و شب تا صبح شیر خودمو...
بعدم که پاستور رو زدن چون خونه ما اونجاس و من خواب بودم بسیار بد و با ترس از خواب بیدار شدم زمانی که پاستور رو زدن و کلا یه سینه م شیرش قطع شد و با یه سیمه م شیر میدادم به لنا، بعد دیدم به مرور سیر نمیشه و قرص خوردم و کلا شیرم خشک شد.... کاری ندارم.
تو این یک ماهی که لنا شیرخشک میخوره واقعا راضیم، واقعا حالم خوبه... دیگه از اینکه تو بیرون لنا گشنه ش بشه بدم نمیاد... دیگه خجالت نمیکشم... حتی دیگه خیلی راحت تر میرم بیرون، میرم رستوران... با اینکه قبلا هم جایی میرفتم شیرمو میدوشیدم تو شیشه....
حتی الان گاهی لنا بی قراری میکنه سینه مو میخوام بدم بهش بدم میاد، خیلی بیشتر از قبل... حتی از اینکه دراز کشیده و تو خواب بهش بدم.... نمیدونم چجوری حسمو توصیف کنم ولی قبلا هرکاری میکردم شیر خوردنشو زودتر تموم کنه، الان با شیشه بهش شیر میدم اگر نخوره هی دو سه دیقه یه بار شیشه رو بهش میدم که ببینم میخوره یا نه.... هیچوقت نتونستم با این حس بدم کنار بیام... حتی وقتی که لنا شیر میخورد