ن ارزوم بود تنها بشم 🙂سر دومی ک بچه اولم ۱۹ ماهش بود روز دهم مامانم رفت از خدام بود زود روز دهم بشه همه برن تنهایی رو خیلی دوس دارم خیلی
تا 40روز مامانم باهام بود تا 28روز خونه مامانم بود الباقی رو مامانم اومد خونه ما تو اون 40روز ی بارم پوشک بچه رو نذاشت عوض کنم نذاشت بلند شم غذا درست کنم حتی ظرف شستن،
بعد 40روز که میخواست بره خیلی گریه کردم
اره من وحشت داشتم اولاش برام واقعا ترسناک بود وقتایی که گریه میکرد خیلی میترسیدم
ای خداشیرین
از خدام بود تنها بشم😂چون همون روز اول ک از بیمارستان مرخص شدیم اومدم خونه فقط دو دفعه ی اول رو عمم پوشک بچه رو عوض کرد بقیشو خودم انجام میدادم و با اینکه سزارینی بودم میرفتم حموم لباسا بچه رو میشستم
من تا ۱۴ روز مامانم پیشم بود بعد اونم ۲۰ روز من رفتم خونه مامانم
دیگه بعدش اومدیم خونه خیلی استرس داشتم میترسیدم نفس میکشید حتی وقتی سکسکه میکرد 😄
نه من وحشت داشتم از تنها شدنم و سر این موضوع افسردگی گرفتم چون دخترم رفلاکس شدید داشت و سر شیر خورنش از اول منو خیلی خیلی خیلی اذیت کرد
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.