۷ پاسخ

دکتر متخصص ک درسشو خونده و علمشو داره و یه بچم‌داره و خودشم تجربه هم کسب کرده با اجازتون دکتر نفس گفت بهترین زمان برای از شیر گرفتن ۱۴ تا ۱۶ ماهگیه ک بچه زیاد اذیت نمیشه سنش کمتره هنوز راحت تر میتونه ترک کنه و سخت ترین تایمش ۱۸ ماهگیه پس اونایی ک همش میگن نه تا ۱۸ ماهگی صبر کن من بخاطر دوماخ اضافه شیر دادن بچم باعث شم برای از شیر گرفتنش هم خودم اذیت شم هم بچم؟؟ ارزش داره؟؟ بچه تو هر سنی انگار یهوو عاقل تر میشه بنظر من شش ماهگی بچه خیلی چیزاش با پنج ماهگی فرق کرد خیلی یهوو انگار بزرگ شد یا یکسالگیش من خودم حس کردم یهوو عاقل تر شد فهمش بیشتر شد و حدس میزنم ۱۸ ماهگیم خیلی تغییرات مکنه بچه خلاصه ک اینا نظر من و دکتر نفسه و نظر هرکسی برای خودش قابل احترامه و مهم ترین نکته اینه ک از بعد از یک سال شیر مادرفقط یه منبع کلسیم برا بچس و نه سیرش مکنه و نه بهش وزن میده و نه باعث رشدش میشه و برعکس شیر زیاد جلوی رشدشو میگیره چون بچه نه میخوابه درست و نه درست غذا مخوره الان دختر من توی این سه روزی ک شیرش هر چهار ساعت یکبار میدم توی اون چهار ساعت بجای خوردن این شیر اشغال کلی تنقلات و میوه و غذا میخوره و حتی کلی آب میخوره😍
و بر اساس این خودتون قضاوت کنید شیر بهتره یا غذا؟

👏👏👏👏👏

عزیز من الان حامله م بچه منم زیادی وابستس همش اویزونه بهم.بنظرت از شیر بگیرمش؟

چ مشتاقم بقسه شو زودی بنویس تا یک نشده😢

نظر دکتر در مورد شیرخشک هم همین بود؟؟

ولی شیر دادن خیییلی خوبه منم پسر بزرگمو ۱۹ ماهگی گرفتم چون تپل و بزرگتر بود اصلا عذاب وجدان اینا نگرفتم. ولی برای این دلم سوخت البته که شیر خشک میدم وگرنه کوچکن برای از شیر گرفتن ..
شیر جایگزین چی‌میدی؟؟

وای دختر منم خیلی شیر میخوره پیرم و درآورده از طرفی دلم نمیاد از شیر بگیرم اما تصمیمشو دارم حالا کی رو نمیدونم

سوال های مرتبط

مامان ماهلین🌙🐣 مامان ماهلین🌙🐣 ۲ سالگی
❌⭕‼️کسایی که میخوان بچشونو از شیر بگیرن ‼️⭕❌
بیاین تجربه امو بگم
پارت اول :
امروز سومین روزیه که ماهلینم از شیر جدا شده
ماهلین کلا زیاد وابسته ی شیر نبود و خیلی خیلی کم شیر میخورد و علاقه بیشتر به غذا نشون میداد
و اینکه شیرم خیلی کم شده بود قشنگ سینه هام خالی بود چون ماهلین نمیخورد و فقط زمانی که میخواست بخوابه میخورد روزا که نمیخورد اگرم میخورد درحد ۵ یا خیلی ۱۰ دقیقه و فقط وقتی شب میخواست بخوابه میخورد
اومدم خونه ی مامانم و چه خوب شد که اومدم چون فکر کنم بدون کمکی سخت بشه جدا کرد... ماهلین خیلی وابسته ی مامانمه و یه جورایی مامانم انگار مادرشه 😐😂🤦🏻‍♀️ نه اینکه با من وقت نگذرونه ...نه من نه باشگاه میرم نه سرکار نه جایی و کلا پیش خودم و مامانمه ولی خب احساس نزدیکی به مامانم بیشتر داره ...فکر کنم الان که از شیر گرفتم دیگه نیاد خونه😐😂🤦🏻‍♀️
خب داشتم میگفتم
وااااقعا پروسه ی سختیه وااااقعا همش میگم چه غلطی کردم از اول شیر خشکی نکردم
مخصوصا من که خیلی خیلی زود گریه میکنم ...واقعا دارم زجر میکشم و پر از عذاب وجدانم ...ولی از یه طرف هم شیر نداشتم هم اینکه فکر کنم هرچی بیشتر میگذشت واسه دوتامون سخت میگذشت...الان با چسب زخم و رژ زدن فکر میکنه زخمه و نمیاد سمتم ...بزرگتر میشد سخت تر میشد و نمیشد گولش زد ....مخصوصا که قبل گرفتن از شیر یه خانمی رو تو ارایشگاه دیدم بچش ۶ سالشه و شیرشو میخورد میگفت دل شوهرم و خودم نیومد جدا کنیم الانم تحمل گریه و لجشو نداریم و دیگه گول هیچ روشی رو نمیخوره و غصه اش گرفته بود چجوری امسال ببرتش آمادگی
ادامه رو پست بعدی میزارم چون نمیشه متن طولانی گزاشت
مامان نفس ملوسک💛 مامان نفس ملوسک💛 ۱ سالگی
سلام مامانا
صبحتون بخیر
خیلی بهم گفتید تجربه قطع شیر شب و بزارم و اینکه چجوری بچه با سینه میخوابید ترکش دادم
فک کنم خیلی طولانی بشه واضح میگم براتون تو چند تا تاپیک میزارم
تاپیک اول
دختر من یه آدم معتاد سینه یعنی جز معتاد واژه ای براش پیدا نمکنم همش اویزونم بود تو بغلم راه میرفتن این در حال شیر خوردن بود میشستم شیر میخورد میخوابیدم میخورد حتی شبا تا صبح میک میزد تا صبح یه ثانیه ام از دهنش در میومد جیغای دنیارو میزد
حتی گاهی یواشکی سینه رو درمیاوردم بیدار میشد خودش لباسمو میداد بالا شیر میخورد یعنی در این حد دیوونه سینه
نفس از نوزادی تا هفت ماهگی دوستای ک‌از قدیم دارم مطمئنم یادشونه یا تو تاپیکام هست نفس فقط اینجوری میخوابید ک بغلش میکردم راه میرفتم در همون حین شیرم میدادم تکونش میدادم لالایی میزاشتم با گوشیم خودمم پیس پیس میکردم بعد یک ساعت و ربع میخوابید
در این حد داغونم کرده بود بعد دیگه دست درد گرفتم و خسته شدم گفتم چجوری بخابونم تجربه ای نداشتم ک این کار اشتباهه ک فک مکردم خوب و راحته
میخوابیدم بغلش شیرش میدادم میخوابید میگفتم وای چ عالی دیگه راحت شدم بعد ی مدت دیدم عع شبا گریه مکنه و شیر میخواد منم دیگه همون خوابیده میدادم ک خودمم تا صبح بخابم ک چ اشتباه بزرگی بود و باعث شد بچه عادت ب اینکار کنه
خلاصه ک چون تو دندون دراوردنم بود هی میگفتم اشکال نداره درد داره بچم از دندونشه بزار بخوره ک من از هفت ماهگی تا ۱۳ ماهگی ک کامل دندوناش دراومد تموم شد تو عذاب قبر بودم انگار اخراش دیگه متنفر شده بودم از شیر دادن از بچه داشتن داشتم افسردگی میگرفتم

ادامه تاپیک بعدی