خیلی زیاد🙂از هر کدوم به یه نحوری ضربه خوردمم
یک دوستی داشتم البته 7 سال پیش خیلی صمیمی بودیم جونم براش در میرفت صبح که از خواب پامیشدم سریع بهش زنگ میزدم اما دیدم تولد گرفت برای خودش همه بچه های مدرسه رو دعوت کرد جز من شوک بهم وارد شد و کلا از همون روز تولدش تا به امروز میشه 6 ساله که راهم رو جدا کردم ازش و بلاکش هم کردم الان گاهی اوقات بیرون میبینمش ولی محلش نمیزارم اینم بگم که پشت سرم خیلی چرت و پرتا گفته بود من هرسری نادیده میگرفتم
من عکستون رو ندیدم میخام ببینم🥹
میشه ببینمت همه دیدن جز من
من یه بار وقتی دیدم که دوستم داره از اعتماد به نفسم استفاده میکنه همش سعی داره اعتماد ب نفسمو ازم بگیره یا کلا ضرلش بهم برسه ولی درس عبرت شد برام
من با یکی ۱۲ سال دوست بودم یعنی از ۳ سالگی با هم رفیق بودیم
هر بار منو به یکی میفروخت و وقتی اون دیگه محلش نمی داد میومد سمت من
منم می گفتم خب عیبی نداره تنهاعه و اینا سریع میبخشیدمش
و باز همین اتفاق میوفتاد تا دیگه بعدش فهمیدم علاوه بر اینکه ولم میکنه میره پشتم حرفای چرت و پرتم میزنه و اینجوری شد ک قطع رابطه کردیم:)
هیچ وقت نخواستم دوست خیلی صمیمی داشته باشم نمیدونم چرا. دوستای زیای دارما امانخواستم خیلی صمیمی باشم..ولی کاش داشتم یکی بود بدون اینکه چیزی بگم حالموبفهمه مثل خواهرم باشه
میشه ببینمتت کل تاپیک هاتو خوندم همه دیدنت جز من🥲
کلا یکی دوتا دارم فقط که همه چیزو بهشون نمیگم
میشه بیای تایپیکم اجی
من از ۱۰/۱۲ سال از عمرم با ی نفر گذشت..
بعد ها فهمیدم چقد پشتم بد بوده..
قطع ارتباط کردم😑
من ککلا رفیق ندارم
خداروشکر هیچوقت به هیچ کدوم از رفیقام اونقدری اعتماد ندارم که همه چیزمو بگم بعدم ازشدت ضربه بخورم
نه فقط رفیقام راجب فامیل و حتی مادرمم صدق میکنه
الانم تمام رازهامو فقط خودمو نامزدم میدونیم نه کس دیگه ...یعنی اون به من گفت هرچیزی رو به رفیقت نگو منم دیگه شد آویزه ی گوشم
من یه بار به یکی اعتماد کردم راز هامو گفتم رف بع همه گف
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.