همسرم خیلی وقته مخالف بچه دومه
تا همین چند ماه پیش، قبل ج ن گ باهاش حرف زدم و کمی( فقط کمی) راضیش کردم که شاید تو ۴_۵ سالگی آوا اقدام کنیم برا بچه دوم
تا اینکه این بحران ۳ سالگی آوا شروع شد
اعصاب برا من و علیرضا نمونده...
از طرفی این وضعیت جامعه و کشور
دیگه همسرم الان به شدتتتتتت مخالف سرسخت بچه دومه و جای بحث هم نذاشته!
خودمم احساس میکنم دیگه بدنم کشش حاملگی ( تازه اینبار با یه بچه و کلی مسئولیت بیشتر ) و استرس زایمان و ضعیف شدن بدن بعد زایمان و دو سال شیردهی رو واقعا نداره ( با اینکه من واقعا بارداری و زایمان به شدت راحت و خوبی داشتم و بهترین روزای زندگیم بودن )
و با بزرگ شدن آوا میبینیم که رفته رفته مسئولیت و اذیت و فکر و خیال بچه بیشتر میشه
واقعا احساس میکنم اگه یه بچه دیگه هم بیارم باید کامل خودم رو فراموش کنم و فقط بچه بزرگ کنم
و من اینو نمیخوام !
دلیلم برا آوردن بچه دوم این بود که آوا تنها نمونه
ولی الان نظرم اینه که منم آدمم !! منم میخوام زندگی کنم 
تازه آوا داره کم کم از اب و گل درمیاد و میخوام دوباره کلاس نقاشیم رو از سر بگیرم
، کلاس موسیقی ثبت نام کنم ، کنکور ارشد شرکت کنم و کلی برنامه و هدف برا زندگیم دارم و با بچه دوم باید همه اینا رو کامل بذارم کنار و بشینم دوباره بچه بزرگ کنم ( با اینکه خانواده ام مخصوصا مامانم خیلی خیلی کمکمه ، بعضی وقتا مادرشوهرم کمکمه)
ولی نمیخوام مسئولیتم دوبرابر بشه
نظرم با همسرم یکی شده ؛ که آوا تک فرزند بمونه همین یه بچه رو بزرگ کنیم ولی با کیفیت بزرگ کنیم 
همه امکانات و خرید ها و توجه و محبت و پول و ... فقط برا خودش باشه
فعلا تصمیم اینه ؛نمیدونم شاید دو سه سال بعد نظرمون عوض شد

تصویر
۲۵ پاسخ

اشتبا نکن همون تک فرزندی اوکی اگه به غکر سلامت روان خودت هستی و روحیت برات مهمه ب بچه دوم فکر نکن

همسرت بسیار منطقیه.تبریک میگم

بنظرم دوتا باشن خیلی بهتره فکرکن بزرگ بشی خواهر برادر نداشته باشی واقعا حس خوبی نیست ولی این کاملا سلیقه ای هست دیگه

فقط تک فرزندی

خواهر برادر معلوم نیست تو آینده اصلا با هم خوب باشن یا قهر؟کنار هم باشن یا مهاجرت کردن؟اصلا به اونش فک نکن،بچه باید یاد بگیره خودش مستقلا گلیمشو از آب بکشه بیرون بعد پدر و مادرشم خودش خونواده و دوستانی خواهد داشت،مهم اینه الان خوب بزرگ بشه
منم با شما هم نظرم و میخوام سرکارمم برگردم چون سالها واسش درس خوندم و طرح رفتم،خودمم تک فرزندم راضیم،و کلا هم دوس ندارم توجهم به بچم کمتر بشه خیلی آسیب میبینه بچه اول

چه همسری ، کی گفته اونیکی خواهر بردار داره تنها نیست چه کسی تضمین میکنه ، تنهایی یا احساس تنهایی مسئله این است؟

تنها دلیل برای فرزند دوم همینه که شما از نظر جسمی و روانی کامل آمادگی داشته باشی و بعد مالی
پس فکرت درسته

تصمیمت کاملا درسته،موفق باشی🌷

بسیارررررررر درسته 👌👌👌👌💕
من و همسرمم دقیقا موافق تک فرزندی هستیم👌👌👌👌👌👌

مریم جان هنوز سنت خیلی بالا نیست میتونی به خیلی از موفقیت هات برسی و بعد بفکر بچه دوم باشی
من به شخصه اصلا به وضعیت کشور فکر نمی‌کنم برای بچه آوردن اگر واقعا بخوای روش فکر کنی که باید کل زندگیتو متوقف کنی دقيقا دو سه روز اول جنگ من کلا متوقف شده بودم بعد دیدم تا کی باید اینطور ادامه بدم
و منی که الان سومی باردارم😁دست تنهام هستم
یوقتایی شاید هر ۶ ماه یکبار مامانم لیانا نگه داره شب عید که لیانا موند خونه مامانم دلم برا محمدم سوخت😁انقد بی حوصله ناراحت بود انگار من هرکاری میکردم نمیتونستم جای لیانا باشم براش
از سختیش که نگم اصلا قابل توصیف نیست ولی اگه کمکی داشته باشی خیلیییی خوبه ،و سومی هم که باردار بودم اولش خیلی پافشاری کردم به سقط و انقد. درگیر بچه ها بودم دیدم دیگه فایده نداره و الان خیلی خوشحالم سه تا بچه پشت سر هم فقط از خدا میخوام توان بده بهم و مهتر از همه تربیتشون هست که بتونن باهم بچه هام خوش باشن خوب باشن درست تربیت بشن .و من الان دارم مدرسه بزرگسالان درس میخونم میخوام بچه هام که بزرگ شدن من ی انرژی مثبت باشم براشون نه یه مامان......

چه خوب که همه مامانا نظراتشونو گفتن و منم ۹۵ درصد موافقم مریم جون

سلام عزیزم اگه امکانش هس میتونین چنتا از پاساژ یا مراکز خرید لباس تو تبریز رو بهم بگین

درخواست قبول میکنی عزیزم

منم تا پارسال نظرم این بود که یه بچه ی دیگه داشته باشیم
ولی چند وقتیه دقیقا حرفای شما تو سرمه
و فعلا سفت و سخت بچه ی دوم نمیخوایم

ما دقیقاً برعکس این حالتیم
همسرم میگه دومی رو حتماً بیاریم در آینده نزدیک به جنگ و ... هم کاری نداره اصلأ
ولی من میگم مگه چند بار آدم بدنیا میاد که جون و اعصاب شو این‌قدر داغون کنه .... ولی خب نمی دونم کدوم درسته، مردد و دودل هستم

منم اگه شرایط خوب بشه یه بچه دیگه دوس دارم دانه باشم دگس ندارم پسرم تو آینده تک فرزند باشه کسی نداشته باشه ولی شوهرم به شدت مخالف هس بخاطر شرایط جامعه

منم يدونه ميخاستم
تااينكه مخالفت شديدهمسروخانوازه همسرمو ديدم
ولي همسرم هنوزنميخادحداقل٧سال ديگه
ولي خودم چون كيست اندومتريوزدارم وممكنه باعث نازايي بشه
فكركنم بايدبيارم زودتر
ولييه مشكلي هست
هم شرايط جامعه
هم جنگ
هم بي اعصابي وضعيف بودن خودم
هم هاناشديدااذيت ميكنه وحسادت
مخالف همسرمم يطرف
جرئت نداريم بچه ايي رونازكنيم
موندم فعلا

نظرآدماکاملامتفاوته..ولی من بعنوان شخصی ک دوتادخترداره بسیییییارازاین شرایط راضیم وهمش ب خودم میگم چ کارخوبی کردم ک آینازب دنیااومد..البته من دخترام ۳/۵سال فاصلشونه..همش دارن باهم بازی میکنن ومطمعنم درآینده ب دردهم میخورن

منم تصمیم رو تک فرزندی تآ آخر عمرمه اگر خدا بخواد

من و همسرم بعد هشت سال توافق کردیم برا دومی
الاااان بشدت راضیممم
هم زندگیم شور دیگه ای داره...هم پسرم دیگه تنها نیست

شوهر منم مخالف من میگم الان وقتشه یدونه بیاریم باهم بزرگ میشن تنها نمونه میگه ن هر وقت خونه خریدیم بعدش میگم شاید تا ۱0 سال دیگ نتونستیم خونه بخریم ۱۰ دیگ سنت میره بالا دیگ

ولش کن بابا عشق و حالت رو بکن

نظر من
دوتا بچه باشه تکمیله .
حالا هرچقد فاصله سنی داشتن ولی دوتا باشن

منم خیلی مثل تو هست شرایطم. البته من هربار از روشنا پرسیدم گفت اصلا دوست نداره بچه دیگه ای باشه.

من با ادم های زیادی درمورد بچه دوم صحبت کردم
معمولا متولد ۷۵ به بالا میگن نیار ولی بزرگتراش میگن بیار

سوال های مرتبط

مامان دردونه من مامان دردونه من ۳ سالگی
من بشدت جدیدا تو دوراهی موندم که الان اقدام کنم بچه دوم بیارم یا ن ؟
از یه طرف پسرم کلیییی بچه دوس داره وقتی میگم تو شکم من بچه هس کلی خوشحال میشه حتی شکممو بوس میکنه خلاصه پسرم ک تو خونه تنهاس یه بچه بیارم حس میکنم براش خوب باشه
از ی طرف من تو حاملگی قبلیم خیلی اذیت شدم از یه طرف هماتوم داشتم چن ماهی استراحت مطلق بودم و از طرفی ۹ ماه کامل کلا تهوع و استفراغ داشتم خیلی بد بود اونموقع باز تنها بودم ولی الان سر دومی اگ اکنجوری بشه پسرم طفلی گناه داره ...
از طرفی بشدت از بابام خجالت میکشم میگم اونوق میگه این هنوز عروسی نکرده بعد ۳ ماه حامله شد الانم پسرش ۳ سالشه هنوز باز مجدد باردار شده ...
از طرفی دیسک کمر دارم از یه طرف بشدت موهام میریزه کلا بخام بگم بدنم مث حاملگی اولم نیست حتی تیروییدمم کم کار شده
از لحاط اقتصادی هم تازه از قرض خونه و ماشین داریم تموم میشیم میخاییم تازه ی تفس راحت بکشیم ولی شرایط اقتصادی هم جوری شده ک والا تو خرج همین یدونه پسرم موندیم ینی دوس دارم همه جور امکانات داشته باشه کم نزارم از هیچ لحاظی هیچی براش ....
دیگه نمیدونم چیکار کنم
بنظرتون بنا ب این شرایطم اقدام کنم یا نه ؟؟