نمیدونم شما هم همین حس دارین یا نه


شاید منم اشتباه میکنم

جدا از خوبی گهواره و اینکه کلی از تجربه های هم استفاده میکنیم اما گاهی حس مادر ناکافی به ادم دست میده

مامانه نوشته بچم صبح ظهر شب چی خورده بعد نگاه میکنی به بچت میبینی با صد روش دوتا قاشق شاید خورده پیش خودت میگی نکنه از بی کفایتی و کارای اشتباه تو بچه چیزی نمیخوره و ناراحت میشی...

یه مامان نوشته از صبح دوش گرفتم دویدم ناهار پختم کتاب خوندم بچه غذا دادم باز گیج میشی مات میشی من از صبح بچه از بغلم پایین نمیاد فقط میدوم به بچه میرسم و کارای ساده غذا چطور انقدر راحت به کاراش میرسه نکنه من بی عرضه ام نمیتونم اینکارا کنم نکنه من روش اشتباه رفتم بچم از بغلم پایین نمیاد...

یکی مینویسه وای چهار ماهگی دنذون دراورد یکی مینویسه ۶ ماهگی چهاردست و پا رفت یکی میگه ۸ ماهگی وایمیسه باز تو گیج و مات میشی بچه رو حتما خودت تنبل بار اوردی هی میگی ببین ببین بچه مردم چ میکنن و باز احساس بیکفایت بودن میکنی

همین نشخوار ذهنی ساده وسط بدو بدو های روز ادم ناراحت میکنه و البته به نظرم این دل مشغولیا برای مادرا طبیعیه اما بیاین بهش بال و پر ندین غصه بادش نکنین هر بچه یی رشد خودش داره و انشالله که بتونیم 😆😍

تصویر
۴ پاسخ

اصلا از این حسا نداشته باش
هیچکس کامل نیست و تمام‌و‌کمال با وجود یه بچه به همه چیزش نمیرسه ، انقد که همه رو‌دور تندیم ، باید از یه کاری و یه جایی بزنیم که بتونیم به یه‌کار دیگه برسیم
غلت زدن‌و‌حرف‌زدن و دندون در اوردنم که روند رشد بچه است،هر‌کی‌تو‌یه بازه ی سنیه،اصلا قیاسش اشتباهه
غذا خوردنشون‌ولی یکم صبوری‌میخاد ۹۰ درصدشم شانسه 😂😂😂 یعنی خدا نکنه ادم گیر بچه بد غذا بیافته، که لونم تقصیر مادر نیست
پس فقط بخونیم و استفاده کنیم از تجربه ها
الکی ذهنو‌درگیر‌نکنیم🫂🥰

آره واقعا البته من تنها از گهواره اینا رو نمیخونم بلکه از طریق فامیل هم اینا رو می‌شنوم مثلا دیروز مادرشوهرم میگف بچه ی فلانی تو هشت ماهگی راه می‌رفته ولی ترنم هنوز سینه خیز و چهار دست‌وپا هم نمیره 😑خودمم نمیدونم چرا دخترم انقدر تنبله ولی سعی میکنم این حرفا از یه گوش بشنوم و از گوش دیگ در کنم

دقیقاً 👌🏻چ خوب گفتی

عکس اتاقش رو بذار چه نازه

سوال های مرتبط

مامان ویهان مامان ویهان ۱۱ ماهگی
نميدونم شما هم همين حس دارين يانه
شايد منم اشتباه ميكنم


جدا از خوبى كَهواره و اينكه كلى از تجربه هاى هم استفاده ميكنيم اما كاهى حس مادر ناكافى به ادم دست ميده


مامانه نوشته بجم صبح ظهر شب جي خورده بعد نكَاه ميكنى به بجت ميبينى با صد روش دوتا قاشق شايد خورده پيش خودت ميكى نكنه از بى كفايتى و كاراى اشتباه تو جه جيزى نميخوره و ناراحت ميشى...


يه مامان نوشته از صبح دوش كرفتم دويدم ناهار يختم كتاب خوندم بجه غذا دادم باز كَيج ميشى مات ميشى من از صبح بجه از بغلم پايين نمياد فقط ميدوم به بجه ميرسم وكاراى ساده غذا حطور انقدر راحت به كاراش ميرسه نكنه من بى عرضه ام نميتونم اينكارا كنم نكنه من روش اشتباه رفتم بجم از بغلم پايين نمياد...


يكى مينويسه واى جهار ماهكى دنذون دراورد يكى مينويسه ، ماهكى جهاردست و پا رفت يكى ميكَه ٨ ماهكى وايميسه باز تو كيج ومات ميشى بجه رو حتما خودت تنبل بار اوردى هى ميكَى ببين ببين بجه مردم ج ميكنن و باز احساس بيكفايت بودن ميكنى



همين نشخوار ذهنى ساده وسط بدو بدو هاى روز ادم ناراحت ميكنه والبته به نظرم اين دل مشغوليا براى مادرا طبيعيه اما بياين بهش بال وپر ندين غصه بادش نكنين هربجه يى رشد خودش داره و انشالله كه بتونيم
ياسخ خود را وارد كنيد
مامان فسقل مامان فسقل ۱۵ ماهگی
خانما من خیلی حساسم رو بچه دوست دارم بچه ام وابسته من باشه فقط منو بخواد می‌دونم میگید دیونه آیی اما چکار کنم پسرم از همون بیمارستان آمدم خونه بچه دوم خودم تمام کاراش انجام دادم از حمام گرفته تا قنداق ناخن گرفتن پوشک خلاصه همه چیش بدون کمکی نمیزاشتم کسی پست بزنه چون بچه اولم دخترم با خونه پدرشوعرم زندگی میکردم مادرشوعرم همیشه می‌گفت من بزرگش کردم یا بچه ام می رفت سمتش میگفت زحمتام هدر نرفته من ناراحت میشدم الان مادرشوعرم طبقه پایین تو یک آپارتمانیم. میاد بالا بچه هی می پرونش بازی می‌کنه باش بالا پایین بعد این بچه ام وقتی میبینش میپره تو بغلش اما برای من این کارا نمیکنه چقدر بهش میرسم. آخه اون 5,دقیقه میاد بالا همش میزارش تو بغلش اگر من بخوام همش تو بغلم باشه دختر 5سالم حسادت می‌کنه و کی به کارای خونه برسم که غذا درست کنم چون دخترم پیش دبستانی یعنی دیگه پسرم دوستم نداره😔 باباس همش سرکار اصلا بازی نمیکنه بازم ت
تا صدا باز شدن در میاد سینه خیز می‌ره براش یعنی از من ناراحت