نه مثلا با پسرم میریم فروشگاه یه ابمیوه یا دنت براش برمیدارم
میره یه کیک یا چیز دیگه ای برمیداره
بهش میگم
لیام من برات نمیخرم
بزارش سر جاش
بچم میزارش🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹
آره دختر منم همین طور
پسر من نسبت به اسباب بازی فروشی این مدلیه یعنی اگر ماشین ببینه دیگه تا نخریم ول نمیکنه
دخترمو خوذم میبرم سوپری یکدونه چوب شور برمیداره من هی بهش میگم بازم بردار
پسر منم می خواد ولی من بهونه میکنم نمیگیرم ،فقط هرسری خوراکی رو میخرم ،و هروقت صلاح بدونم چیزای دیگه ام میگیرم
ارهههه جلو اسباب بازی فروشی جیغو داد که بخرین جلو سوپری هر چی ببینه میخواد ولی من مقاومت میکنم در عین حال دلم میخواد بخرم ولی ادب و تربیت بچه از خودش عزیزتره
پسرمن یه دونه بستنی برمیداره میاد بیرون البته چون پسربزرگم یه دونه فقط میتونه برداره اینم اونوالگوقرارداده
نه پسر من اینطوری نیست ما بیرون زیاد میریم تو مسیر یه هایپرمارکت هست از اونجا همش براش شکلات شونیز میگیرم یه روتینه برامون میریم داخل شکلات رو میگیره خرید میکنیم میریم به کارمون میرسیم بهونه چیزی نمیگیرع
پسر بزرگم بیرون بودنی خیلی وقتا گیر میداد چیزی میخواست باید براش میخریدم یا همون موقع یا بعدش هنوز که هنوز بعد ۱۵ سال بازم یه جورایی اخلاق بچگیشو داره اگه دلش چیزی بخواد همه سعیش میکنه تا بهش برسه مثلاً تو این ۱ ماه ۳ بار فقط شلوار خریده ولی پسر کوچیکم اصلا اینطوری نیست برعکس بچگی های داداشش بریم بیرون اگه دو ساعتم با هم قدم بزنیم هیچ چیزی ازم نمیخاد شاید گاهی تشنش بشه فقط بگه مامان تشنمه آب میخام سوپری هم بریم فقط یه چیز براش میخرم یا نهایت دو تا خودش چیزی نمیخاد همون که من بخرم قبول میکنه چیز دیگه نمیخاد اگه یه فقط مثلاً پاستیل خیلی دوست داره بگه پاستیل میخام میگم تازه خوردی میگم بعداً سعید برات بخره سعید باش آخه هر دو پسرام اصلا اصلا باباشون بابا صدا نمیزنن فقط سعید میگن همسرم اینطوری خیلی دوست داره به اسم صدا بزننش😊😍
به نام خدا بله دختر بزرگ من همینه
کوچیکه هم مسلما ازش یاد گرفته
و اینم بگم مقصر پدرشه انقدر که هرچی خواستع گرفته براش
بینهایت پرتوقع شده
عزیزم چون پرسیدی چیکار کنم میگم؛ حوصله ندارم،گریه میکنه،ابروریزی میکنه این شرایط هما مادرایی که بچه این سنی دارن ولی باید این چیزارو قبول کنیم و تربیتش کنیم مثلا پسر من یه مدت میرفت با اسباب بازی دیگران بازی میکرد گریه میکرد که من بیارمش خونه چون پسرخالش که بزرگتره اجازه میداد اونم عادت کرده بود چندبار توضیح دادم نفهمید باز گریه چند بار موقع خداحافظی گریه گریه که اون ماشین میخوام شاید ۵بار جایی رفتیم با گریه اوردیمش تا اخر عادت کرد و دیگه از سرش افتاد به خودت بستگی داره چندبار گریه و جیغش تحمل کن تا اخر عادت از سرش بیوفته
پسرمن برای اسباب بازی اینکار میکنه وگرنه برای خوراکیو اینا نه ، مگر اینکه گشنش باشه
اسباب بازی هم ک میخره مثلا میریم جای دیگه یکی بهتر میبینه میخواد قبلیو میده ب فروشنده جدیده میگه اونو بده😐🤣میخوادکالا ب کالا بکنه
من پول ندارم بخام بخرم
نه حقیقتا
من قبل اینکه برم باهاش حرف میزنم فقط دو تا دونه چیز میتونی برداری اگه مثلا بشه سه تا میگم یکیش باید بزاری سرجاش خودت انتخاب کن
تا با من باشه اوکی هستیم ولی اگه با باباش بره بار میکنه میاد
پسر من خیلی اذیت میکنه کلا بچه ی نق نقویی هست
ولی سوپر مارکت هروقت میخایم بریم میگم مامان مثلا چوب شور برات میخرم به چیزی دست نزنی
همون اول چوب شورو میدم دستش دیگه چیزی برنمیداره
یه بار هم داشت اشاره میکرد و میخاست زور کنه برا چیز دیگه ای از فروشگاه سریع بردمش بیرون گفتم فقط چوب شور
لیانا اگر با خودم باشه فقط اجازه داره یه چیزی بخره
اما با باباش باشه همه چی میخره
اون لوسش میکنه
😂😂چرا همه تعریف بچه هاشون این زیر کردن باشه بابا بچه های شما عالی
گلم اره بچه منم همیجور سرم میاره من ول میکنم میرم اونم بدو بدو مجبور میشه میاد یکم عادتش ترک کرده اینم دلیل رفتارش مامانم هس همه چی گرفته براش
هرچی ببینه میخواد
اگه متوجه حرفات میشه تنبیهش کن بگو چند روز نمیبرمت بیرون چون خیلی زیاده روی میکنی من پسر بزرگمو این مدلی گاهی تنبیه میکردم ولی این کوچیکه اصلا توجه نمیکنه ب حرفام😕
بریم بیرون معمولا ی بار حق خرید دارن نه چندبار خوراکیا گرووون از کجا بیاریم
بیرون رفتنی که باهاش بریم معمولا یک چیزی مسخره ولی بیشتر تمایل ب خوراکی مثلاً با یک بستنی یا دنت و پاستیل راضی میشه
و اگر هم اسباب بازی بخواد براش میخرم ولی نه همون لحظه که درخواست کرده همون اساب بازی به عنوان کادو یا بابت تشویق کار خویش چند روز بعد میخرم
و بیشتر چیزای که میخواد اصرار کنه بهش میگم بهت قول میدم در اولین فرصت بخریم حالا خیلیا یادش میره 😉😉😉😉
اینجوری بنظرم مفهوم صبر واسه بعضی چیزا بهش یاد دادم
نه دختر من اینجوری نیست ،من فقط یه خوراکی یا چیزی لازم داشته باشه براش میگیرم
مثلا پری روز دمپایی نداشت باهاش رفتم گرفتم براش
گفت گشنمه براش یه ساندویچ گرفتم
از جلو عروسکا چیزای دیگ رد میشدیم میگفتم نگاه کن بد به راهمون ادامه میدادیم
ن بچهای من هیچی نمیخان من براشون یه شیرموز یا بستنی یا پفک میخرم
نه در این مدت نیس من خودم میخرم معمولا خودم میرم بیرون چیز میز زیاد میخاد دلم😭🤣🤣🤣🤣ب بهانه بچه میخرم
دختر من آروم تو گوشم میگه منم اگه بتونم میگیرم اگه چیز چرت یا گرون باشه میگم بعدم میگیرم برات یا این خوب نیست دیگه چیزی نمیگه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.