۹ پاسخ

متنفرم از تین مادرا
من میدونم بچم تو جایی حوصلش سر میره چندتا ماشین کوچیک همیشه تو کیفمه
چند وقت پیش رفته بودیم ختم رادینم داشت با ماشینش بازی می‌کرد ی بچه ای هی میومد ازش می‌گرفت رادینم گریه گریه مامان اون بچه ک فامیلای شوهرم بود اصلا خم ب ابروش نمیاورد مادربزرگه باز وساطت میکرد
دوست داشتم خفش کنم اون ننه رو
خلاصه ی تمام بچه ها رو عاجز کرد انقد ک شیطون بود بعد ی بچه از اون شیطون تر اوند و اون آتیشو اذیت کرد مامانه ک همونجوری بخیال نشسته بود پا شد بچه ی مردم رو زد😳😳😳بیشعور

اولا توی پارک بهش خوراکی نمیدم چون دستا تمیز نیست و بهتره نخوره چیزی. باهاش قرار میذارم توی راه برگشت بستنی بخوره. اگرم بخواد بخوره اینجور مواقع خوراکی رو دست خودم نگه میدارم و درحد کم به بچه ی دیگه هم میدم اگر اومد سمتش، ضمن اینکه هربچه دستشو بکنه توی خوراکیه بچه ی من تمیز نیست و میتونه بیماری منتقل کنه،
اسباب بازی هم اگر ببرم و کسی بخواد زوری بگیره و بچه من نخواد بده خودم دخالت میکنم و اجازه نمیدم ازش بگیرن. چون مال خودشه بخواد میده نخواد نمیده. اجازه هم نمیدم بچم از کسی چیزی بگیره.

منم اولین باره میشنونم من پیش بچه ام باشم عمرا کسی جرعت کنه پیشش بیاد

من نمیدونم این اصطلاح خاله چرا رایج شده، من که خواهر ندارم هروقت یه نفر به بچم میگه خاله میگم نه بچه من خاله نداره
این یعنی به بچمون میگیم همه آشنا هستن و قابل اعتماد
اگه خاله نگیین و جدی برخورد کنی میتونی حق بچتو بگیری

کنار بچت بشین وایسا راه برو کسی نزویکش:نمیاد شما میرید میشینید بچه رها میکنی

من پسرم خوراکیشو خودش میبره به همه میده تودهنشون میذاره ، ولی توپ و دوچرخه ببینه توپارک میره از بچه ها میگیره و من خیلی سریع میرم ازدستش میگیرم میگم مال تونیس ماله نی نی هستش اول که مقاومت میکنه ولی بعدش میده، ولی همیشه مال بزرگترازخودشومیره میگیره که میگن خاله عیب نداره بذاربازی کنه

برای من تا حالا پیش نیومده چون همیشه کنارش هستم خودم کسی مزاحمتی نداشته برامون

عزیزم در مقابل بچه‌های بزرگتر خودت وارد عمل شو. اسباب‌بازی رو ازشون بگیر، حتی اگر گریه کنه. خوراکی رو نذار از بچه‌ات بگیرن. پسرت الان به تو نگاه میکنه تا شیوه درست برخورد با این آدمها رو بفهمه.

خوب به مادرش بگو....وقتی محل نمیده برو جلو بگو خانم بچه تون اسباب بازی بچه منو گرفته....مگه خرده برده از مادرش داری که نمی‌گی بهش؟

سوال های مرتبط

مامان سید کوچولو مامان سید کوچولو ۳ سالگی
سلام چطورین
مادرشوهرم برای بچه های خواهرشوهرم اسباب بازی خریده تو خونه خودش گذاشته ک وقتی میان بازی کنن ، یکی دوباری که پسرم با شوهرم رفتن اونجا ، پسرم دوتا ماشین کوچیک دربو داغون با خودش آورده
پریشب رفتیم خونه مادرشوهرم ، پسرم گفت مامان جون ماشین میدی بازی کنم مادرشوهرم گفت ندارم مامان یکی دادم بردی خونتون ، بقیه اسباب بازی ها رو هم دادم ب پسر عمه هات بردن خونشون برای اونا بوده (خودش همه رو خریده ) پسرم رفت تو اتاق یدونه ازین پمپ بنزینای کوچیک اورد بازی کرد بعد موقعی ک میخاستیم بیایم پسرم گریه میکرد ک اونو هم با خودش بیاره من خودم بدم میاد پسرم جایی بریم چیزی بیاره ، تا حالا هم اینکارو نکرده ، مگه یکی دوبار خونه مادرشوهرم خلاصه اون شب پسرم گریه میکرد ک میخام بیارمش من هی میگفتم نه ، یهو مادرشوهرم رفت سمت پسرم اون میکشید پسرم میکشید انقددددد ناراحت شدممممم هی میگف این مال امیر حسینه میاد گریه میکنه و محکم از دست پسرم میکشید ، منم پاشدم پمپ بنزینو از دست پسرم گرفتم گذاشتم تو اتاق و اومدم
یکی دوتا ماشین کوچیک کهنه هم خونمونه اونارو هم میخام بفرستم خونشون شوهرم میگه ولش کن اون همه اسباب بازی برا اونا خریدن دوتا ماشینم پسر ما اورده ، ولی من از رفتارشون ناراحت شدم ، دوتا ماشین کهنه ارزش نداره واقعا که اینطوری رفتار بکنن