با رسیدن به این لحظه‌های شیرین، دل آدم یک‌جور خاصی می‌تپد؛ انگار زمان هم با لبخند نگاهت می‌کند. حالا روزهای باقی‌مانده تا دیدنت دو رقمی شده‌اند… عددهایی کوچک، اما پر از شوق‌های تو حالا وارد ماه هفتم شدی، ماهی که آرام‌آرام صدای دنیا را می‌شنوی، نورها را حس می‌کنی و با هر ضربان قلبت، حضور شیرینت را بیشتر به ما یادآوری می‌کنی. انگار هر روز که می‌گذرد، خانه‌ی دلمان کمی بزرگ‌تر می‌شود تا جا برای عشق تو باز کند.. هر کدامشان مثل یک قدم کوچک است به سمت لحظه‌ای که برای اولین بار چشم‌هایمان در چشم‌هایت گره بخورد.دخترکم… از همین حالا، حتی پیش از آن‌که دست‌هایت را در دستانمان بگیریم، تو آرام‌ترین آشوب د‌ل ما شده‌ای. بی‌صبرانه منتظریم این روزهای دو رقمی هم بگذرند و آن روزی برسد که بالاخره تو را، نه در خیال، که در آغوشمان داشته باشیم.
بماند به یادگار از پایان ۲۶ هفته ۲۲/۱/۱۴۰۵ ❤️❤️

۲ پاسخ

ممنون عزیزم همچنین

منم امروز اولین لگدمحکمش که اثرپاش روی شکمم ودیدم وانگاردنیااون لحظه برای من بود🥹🥹🥹🥹🥹

سوال های مرتبط

مامان ارسلان و ارغوان مامان ارسلان و ارغوان هفته بیست‌وهشتم بارداری
دختر عزیزم، ارغوان جان

امروز که این نامه را برایت می‌نویسم، ۲۵ هفته و ۵ روز است که در وجود من زندگی می‌کنی. هنوز چهره‌ات را ندیده‌ام، اما هر حرکت کوچکت، هر لگد شیرینت و هر لحظه‌ای که حضورت را احساس می‌کنم، قلبم را پر از عشق می‌کند.

این روزها تو آرام‌آرام بزرگ می‌شوی و من هر روز بیشتر مادر شدنت را در وجودم حس می‌کنم. گاهی با حرکات محکم و شیرینت به من یادآوری می‌کنی که آنجا هستی؛ دختری که بی‌صبرانه منتظر دیدنش هستم.

ارغوان عزیزم، نمی‌دانم وقتی این نامه را می‌خوانی چند ساله هستی، اما می‌خواهم بدانی که خیلی قبل از تولدت دوستت داشتم. قبل از اینکه صدایت را بشنوم، قبل از اینکه دست‌های کوچکت را در دست بگیرم، تو در قلب من جا داشتی.

آرزویم برای تو زندگی‌ای پر از سلامتی، آرامش، شادی و عشق است. امیدوارم همیشه شجاع باشی، خودت را دوست داشته باشی و بدانی که هر اتفاقی بیفتد، مادرت همیشه پناه و همراه تو خواهد بود.

امروز، در آستانه ماه هفتم بارداری، با تمام وجود منتظر آمدنت هستم. هر روز که می‌گذرد، یک روز به آغوش گرفتنت نزدیک‌تر می‌شوم.

با تمام عشق دنیا، مامان

بماند به یادگار برای ارغوان کوچولوم ❤️
مامان محمدجانم🩵 مامان محمدجانم🩵 هفته بیست‌وهفتم بارداری
«عزیزترین مهمان زندگی من...
هنوز صورتت را ندیده‌ام، هنوز صدایت را نشنیده‌ام، اما از همین حالا تمام قلبم را با خودت برده‌ای. 💙
هر روز که می‌گذرد، بیشتر منتظر آمدنت می‌شوم. گاهی از شوق دیدنت لبخند می‌زنم، گاهی از نگرانی برای سلامتی‌ات دعا می‌کنم و گاهی دستم را روی شکمم می‌گذارم و با تو حرف می‌زنم، انگار که صدایم را می‌شنوی.
کوچولوی من... اگر بدانی چقدر دوستت دارم، تعجب می‌کنی. تو هنوز به دنیا نیامده‌ای، اما از همین حالا دلیل خیلی از لبخندها، اشک‌های شوق و آرزوهای من شده‌ای.
قول می‌دهم هر جا که باشم، پناهت باشم. قول می‌دهم برای خوشحالی‌ات تلاش کنم. قول می‌دهم وقتی زمین خوردی، دستت را بگیرم و وقتی موفق شدی، با تمام وجود به تو افتخار کنم.
منتظر روزی هستم که برای اولین بار در آغوشم بگیرمت و بگویم: «سلام عزیز دل مامان... چقدر منتظرت بودم.» 🥹💕
تا آن روز، آرام رشد کن و قوی شو. مامان هر روز برای سلامتی و خوشبختی تو دعا می‌کند.
دوستت دارم؛ بیشتر از تمام کلمه‌هایی که می‌توانند عشق را توصیف کنند. 💙👶🌷»
#بارداری #تعیین_جنسیت #زایمان #گهواره
مامان دِلین🩷🎀 مامان دِلین🩷🎀 ۷ ماهگی
دلین
دخترکم،
هنوز نیامده‌ای اما بودنت را با تمام وجودم حس می‌کنم. هر تپش قلبم، نوید حضورت را می‌دهد و هر لبخندم، از شوق دیدنت رنگی تازه می‌گیرد.
تو کوچک‌ترین اما بزرگ‌ترین دلیل آرامشم هستی.
هر روز که می‌گذرد، بیشتر عاشقت می‌شوم؛ عاشق چشمانی که هنوز ندیده‌ام، خنده‌ای که هنوز نشنیده‌ام و دستی که هنوز در دستانم ننشسته است.

دختر عزیزم، تو به زندگی‌ام معنا دادی حتی پیش از آن‌که قدم به این دنیا بگذاری.
قول می‌دهم دنیایت را پر از عشق کنم، پر از امنیت، پر از آغوشی که همیشه برایت باز است.
منتظرم لحظه‌ای برسد که صدای گریه‌ات را بشنوم و آرامت کنم، که نگاهت کنم و بگویم:
“خوش آمدی فرشته‌ی کوچک من، خوش آمدی دلیل نفس کشیدنم.” 🩷
دلین من، دختر قوی مامان،
من تو وارد ماه هشتم شدیم
۸ ماه هستش که تو توی دلمی مامانی😍
چه شب و روز هایی که باهم سپری کردیم….
چیزی نمونده تا لحظه دیدارمون…🥹
بی صبرانه منتظرتم ، که بیای بقلت کنم، ببوسمت،
خیلی دوستت دارم قلب مادر🩷🫀🫂

بماند به یادگار
1404/7/7🩷🫂
مامان ༺Sepehr & Nila༻ مامان ༺Sepehr & Nila༻ هفته سی‌ویکم بارداری
مامان معجزه امام رضا مامان معجزه امام رضا هفته بیست‌وچهارم بارداری
امروزم روز دختر نامه ای بنویسم 🥹❤️
به دختر عزیزم، فرشته‌ای که هنوز در آغوشم نیست...
سلام عزیزترینم...
وقتی این نامه را می‌خوانی، شاید سال‌ها از روزی که آن را نوشتم گذشته باشد. اما بدان که این کلمات را وقتی نوشتم که هنوز زیر قلبم زندگی می‌کردی و هر حرکت کوچکت، دنیایم را قشنگ‌تر می‌کرد.
دخترم، هنوز صورتت را ندیده‌ام، هنوز صدای گریه‌ات را نشنیده‌ام، اما عاشقت شده‌ام؛ عشقی که هیچ‌وقت کم نمی‌شود، فقط هر روز بیشتر می‌شود.
شاید همیشه نتوانم همه سختی‌های زندگی را از تو دور کنم، اما قول می‌دهم همیشه کنارت باشم. وقتی خوشحال باشی، با تو می‌خندم و وقتی غمگین باشی، شانه‌ای می‌شوم برای اشک‌هایت.
آرزویم این نیست که کامل باشی؛ فقط می‌خواهم سالم، مهربان، باایمان و خوشبخت باشی. می‌خواهم خودت را همان‌طور که هستی دوست داشته باشی و هیچ‌وقت ارزش خودت را فراموش نکنی.
اگر روزی از من دلخور شدی، یادت باشد که تمام تصمیم‌هایم از روی عشق بوده، حتی اگر گاهی اشتباه کرده باشم. من هم یک مادرم که هر روز از تو یاد می‌گیرد.
دختر قشنگم، تو بزرگ‌ترین هدیه‌ای هستی که خدا به من داده است. از همان لحظه‌ای که فهمیدم قرار است مادر تو باشم، قلبم شکل دیگری از عشق را شناخت.
بی‌صبرانه منتظرم روزی برسد که برای اولین بار تو را در آغوش بگیرم، موهایت را ببوسم و آرام در گوشت بگویم: «خوش آمدی، تمام دنیای من.»
دوستت دارم... بیشتر از تمام کلمه‌هایی که می‌توانند عشق را توصیف کنند.
با تمام عشق دنیا،
مامانت 🤍
1405.4.5