۵ پاسخ

عزیزم شمابراملایرین؟سوالی داشتم

بسلامتیی انشاءالله😍

چه کییییوت دلم ضعف رف😍

ای عزیزم ایشالا صحیحو سالم بغلش کنی

ای جانم چقدر با احساس،ان شاالله سلامت دنیا بیاد گل دختری🌺🩷

سوال های مرتبط

مامان نفس👧🏻🍼 مامان نفس👧🏻🍼 ۳ ماهگی
نفسِ عزیزم…

امروز که ۳۴ هفته از باهم بودنمان می‌گذرد، هر ضربان قلبت برای من معنای زندگی دارد. مسیر رسیدنت آسان نبوده؛ روزهایی با نگرانی، آزمایش، سونوگرافی، کنترل دیابت و آمپول‌هایی که فقط به امید سلامت تو تحملشان کردم.

دختر کوچک من، تو از همین حالا به من یاد داده‌ای که عشق چقدر می‌تواند بزرگ و بی‌انتها باشد. هر حرکتت در وجودم، هر لگد کوچکت، هر لحظه‌ای که حضورت را حس می‌کنم، دنیایم را روشن‌تر می‌کند.

شاید هنوز صورت نازنینت را از نزدیک ندیده باشم، اما قلبم سال‌هاست تو را می‌شناسد. برایت دعا کرده‌ام، با تو حرف زده‌ام، برای آمدنت رویا ساخته‌ام و بی‌صبرانه منتظر روزی هستم که برای اولین بار در آغوشم بگیرمت.

نفس جان، تو قوی‌تر از آنی هستی که فکر می‌کنی. همین حالا هم با تمام کوچکی‌ات، بزرگ‌ترین امید زندگی منی. من و بابا هر روز چشم‌انتظار آمدنت هستیم تا صدای گریه‌هایت، شیرین‌ترین موسیقی خانه‌مان شود.

تا آن روز، آرام در قلبم رشد کن دخترم. من هر نفس را به عشق تومی‌کشم🥹❤️
مامان نلین مامان نلین ۴ ماهگی
دل‌نوشته برای دختر نازنینم، در آستانه ورود به دنیای ما

جانِ مادر، عزیز دلِ بابا و برادر!

هفت ماه است که در آغوش گرم من، قصه‌ی زندگیت را آغاز کرده‌ای و هر روز، با هر تکان کوچک و بزرگت، قلب ما را غرق در شادی و انتظار می‌کنی. ماه‌هاست که منتظر شنیدن صدای دلنشین خنده‌هایت، دیدن چشم‌های کنجکاوت و لمس ناخن‌های کوچکت هستیم.

تو، نورِ امیدی هستی که قرار است به زودی به خانه‌ی ما بتابی و خانه‌مان را با حضورت پر از عطر خوش زندگی کنی. هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شویم، لبخندمان به عشق تو آغاز می‌شود و شب‌ها با خیالِ در آغوش گرفتن تو، آرام می‌گیریم.

من، پدرت و برادرت، بی‌صبرانه مشتاق دیدن روی ماهت هستیم. آمده‌ای تا عشق را در خانه‌ی ما معنا کنی، تا شادی را مهمان همیشگی لحظه‌هایمان کنی و تا پایانِ روزهایمان، دلیلی برای لبخند باشی.

بدان که از همین حالا، تو را عمیقاً دوست داریم و به داشتنت افتخار می‌کنیم. این انتظار، شیرین‌ترین انتظارِ دنیاست و ما برای روزی که تو را در آغوش خواهیم گرفت، لحظه‌شماری می‌کنیم.

فرشته کوچک و زیبای من روزت مبارک❤️

مادرت

بارداری
فرزندپروری
شیردهی
تیرویید
قندخون
انسولین
زایمان
شیردهی
دخترم
روزدختر

عشق مامان
مامان 🩵محمد آریا🩵 مامان 🩵محمد آریا🩵 روزهای ابتدایی تولد
به وقت ۲۶ هفته و ۱ روز..🤰البته الان ۲۶ هفته و ۶ روز هستم🥰
در دلم کسی جا دارد... که اکنون تمام زندگی‌ام را با حضورش حس می‌کنم. 🤍
به خاطر وجودش، خداوند مرا در آفرینش شریک کرده است... و چه افتخار بزرگی از این بالاتر...
ندیده دوستش دارم... و عاشقانه منتظر حضورش در آغوشم هستم.
هر روز با تکون خوردنت، با بزرگ‌تر شدن شکمم، بیشتر می‌فهمم که خدا چه معجزه‌ای را به من سپرده است... گاهی دستم را روی شکمم می‌گذارم و با خودم فکر می‌کنم؛ آن قلب کوچولویی که آنجاست، قرار است یک روز صدایم کند: «مامان»... 🥹
پسر قشنگم... تو هنوز به دنیا نیامده‌ای، اما تمام دنیای من شده‌ای. با هر تپش قلبت، قلب من هم عاشق‌تر می‌شود. هر روز بیشتر از دیروز بی‌صبرانه منتظر دیدنت هستم.
بی‌صبرانه منتظر آن لحظه‌ام... لحظه‌ای که برای اولین بار تو را در آغوش بگیرم، بویت کنم، صورت ماهت را ببوسم و خدا را هزاران بار شکر کنم که زیباترین هدیه زندگی‌ام را به من بخشید.
تا آن روز... تمام عشق، تمام دعاها و تمام تپش‌های قلبم برای توست. دوستت دارم، ندیده... بیشتر از تمام واژه‌هایی که می‌توانند عشق را توصیف کنند. منتظرتم، عزیزترین پسرِ مامان. 🤍🩵👶🏻

پ.ن : فقط لباسم با هوش مصنوعی هست وزمینه عکاسی
#بارداری #عکاسی #زایمان #حاملگی
مامان قند عسل مامان قند عسل هفته سی‌وششم بارداری
و اما... آغاز ماه نهم بارداری‌ام؛ 🤍✨

زیباترین حس دنیا، حس مادر بودن است؛ حسی که تا امروز با تمام وجودم تجربه‌اش کرده‌ام و هر روز بیشتر از دیروز عاشقش می‌شوم...

کوچولوی جانِ مادر، می‌دانم روزی که به دنیا بیایی و بزرگ شوی، دلم برای تمام این روزها تنگ خواهد شد؛ برای لحظه‌هایی که دستم را روی شکمم می‌گذاشتم و با هر تکان کوچکت، لبخند روی لب‌هایم می‌نشست... برای شمردن لگدهایت، برای انتظار کشیدن و برای تمام لحظه‌هایی که فقط من بودم و تو؛ دو قلب که در کنار هم می‌تپیدند. 🥹❤️

جانِ مادر، من و پدرت از همین حالا تمام تلاشمان را می‌کنیم تا بهترین پدر و مادر دنیا برایت باشیم؛ تا در آغوشمان آرام بگیری، با عشق بزرگ شوی و همیشه بدانی که چقدر خواستنی و عزیزی...

حالا که به آخرین ماه سفر دونفره‌مان رسیده‌ایم، از ته دلم دعا می‌کنم این نه ماه عاشقانه را به سلامتی به پایان برسانیم و به‌زودی، پاداش تمام این انتظارها را با دیدن چهره‌ی زیبایت بگیریم. 🧸🤍

بیا که دلم برای دیدنت، بوییدنت و در آغوش گرفتنت پر می‌کشد...

به امید روزی که به جای لمس کردن تو از پشت دیوار شکمم، تو را محکم در آغوشم بگیرم و آرام در گوشت بگویم: تمام این روزها عاشقت بودم، قبل از آنکه حتی تو را دیده باشم... 👶🏻💙
مامان دانیال و دریا مامان دانیال و دریا ۴ ماهگی
دریاجان، دخترِ صبور و کوچکِ من،
‌
این روزها که تنها یک ماه (سی روزِ پُر از خواب و خیال) تا دیدارت باقی مانده، دنیا برای من شکلِ دیگری گرفته است. با هر تکانِ کوچکت در وجودم، انگار موج‌هایِ آرامِ یک دریایِ بی‌کران را در دلم حس می‌کنم؛ موج‌هایی که نویدِ آمدنِ تو را می‌دهند.
‌
نامت را «دریا» گذاشتیم، چون می‌دانستم که قرار است بیایی تا وسعتِ عشق را به خانه‌یِ ما بیاوری. تو هنوز نیامده، مالکِ نیمی از قلبِ من و پدرت شده‌ای. این روزها، وقتی با تو حرف می‌زنم، انگار دارم با زیباترین بخشِ آینده‌ام صحبت می‌کنم.
‌
دخترکم، اینجا همه‌چیز آماده است؛ لباس‌هایِ کوچکت را چیده‌ایم، برایِ شنیدنِ اولین صدایِ گریه‌ات لحظه‌شماری می‌کنیم و دلمان پر می‌کشد برایِ آن لحظه‌ای که بالاخره گرمایِ تنت را در آغوشم حس کنم.
‌
صبور باش، عزیزِ من. این سی روز هم مثل پلک‌زدنی می‌گذرد و ما در ساحلِ آرامِ این انتظار، منتظریم تا کشتیِ کوچکِ تو به زندگیِ ما لنگر بیندازد.
‌
با تمامِ وجود، مشتاقِ دیدارت هستم،
مادرِ منتظرت.»