و اما... آغاز ماه نهم بارداری‌ام؛ 🤍✨

زیباترین حس دنیا، حس مادر بودن است؛ حسی که تا امروز با تمام وجودم تجربه‌اش کرده‌ام و هر روز بیشتر از دیروز عاشقش می‌شوم...

کوچولوی جانِ مادر، می‌دانم روزی که به دنیا بیایی و بزرگ شوی، دلم برای تمام این روزها تنگ خواهد شد؛ برای لحظه‌هایی که دستم را روی شکمم می‌گذاشتم و با هر تکان کوچکت، لبخند روی لب‌هایم می‌نشست... برای شمردن لگدهایت، برای انتظار کشیدن و برای تمام لحظه‌هایی که فقط من بودم و تو؛ دو قلب که در کنار هم می‌تپیدند. 🥹❤️

جانِ مادر، من و پدرت از همین حالا تمام تلاشمان را می‌کنیم تا بهترین پدر و مادر دنیا برایت باشیم؛ تا در آغوشمان آرام بگیری، با عشق بزرگ شوی و همیشه بدانی که چقدر خواستنی و عزیزی...

حالا که به آخرین ماه سفر دونفره‌مان رسیده‌ایم، از ته دلم دعا می‌کنم این نه ماه عاشقانه را به سلامتی به پایان برسانیم و به‌زودی، پاداش تمام این انتظارها را با دیدن چهره‌ی زیبایت بگیریم. 🧸🤍

بیا که دلم برای دیدنت، بوییدنت و در آغوش گرفتنت پر می‌کشد...

به امید روزی که به جای لمس کردن تو از پشت دیوار شکمم، تو را محکم در آغوشم بگیرم و آرام در گوشت بگویم: تمام این روزها عاشقت بودم، قبل از آنکه حتی تو را دیده باشم... 👶🏻💙

تصویر
۵ پاسخ

ب امید رسیدن پاپایا مون🫂

منم امروز رفتم تو ماه 9 ایشالله بسلامت زاسمان کنیم همه

انشالله بسلامتی بغل بگیریش.خدا کنه ماهم ب این هفته های امن برسیم

بسلامتی عزیزم وای چ حس خوبی منم ب امید خدا فردا میرم تو ماه نهم

وای چ حس خوبیه🥹

سوال های مرتبط

مامان دانیال و دریا مامان دانیال و دریا ۴ ماهگی
دریاجان، دخترِ صبور و کوچکِ من،
‌
این روزها که تنها یک ماه (سی روزِ پُر از خواب و خیال) تا دیدارت باقی مانده، دنیا برای من شکلِ دیگری گرفته است. با هر تکانِ کوچکت در وجودم، انگار موج‌هایِ آرامِ یک دریایِ بی‌کران را در دلم حس می‌کنم؛ موج‌هایی که نویدِ آمدنِ تو را می‌دهند.
‌
نامت را «دریا» گذاشتیم، چون می‌دانستم که قرار است بیایی تا وسعتِ عشق را به خانه‌یِ ما بیاوری. تو هنوز نیامده، مالکِ نیمی از قلبِ من و پدرت شده‌ای. این روزها، وقتی با تو حرف می‌زنم، انگار دارم با زیباترین بخشِ آینده‌ام صحبت می‌کنم.
‌
دخترکم، اینجا همه‌چیز آماده است؛ لباس‌هایِ کوچکت را چیده‌ایم، برایِ شنیدنِ اولین صدایِ گریه‌ات لحظه‌شماری می‌کنیم و دلمان پر می‌کشد برایِ آن لحظه‌ای که بالاخره گرمایِ تنت را در آغوشم حس کنم.
‌
صبور باش، عزیزِ من. این سی روز هم مثل پلک‌زدنی می‌گذرد و ما در ساحلِ آرامِ این انتظار، منتظریم تا کشتیِ کوچکِ تو به زندگیِ ما لنگر بیندازد.
‌
با تمامِ وجود، مشتاقِ دیدارت هستم،
مادرِ منتظرت.»
مامان 𐙚𝓟𝓪𝓷𝓪𝓱𐙚 مامان 𐙚𝓟𝓪𝓷𝓪𝓱𐙚 ۴ ماهگی
عشق مادرانه من،

یک ماه تا شنیدن اولین صدای نفس‌هایت باقی مانده. یک ماه تا در آغوش گرفتن اولین تجربه‌ی ناب زندگی. این روزها، دل من پر است از خاطراتی که هنوز نساخته‌ایم، از خنده‌هایی که هنوز نشنیده‌ام، و از عشقی که هر روز در من عمیق‌تر می‌شود.

هر حرکتی که در وجودم داری، لالاییِ شیرینی است برای گوش جانم. هر بار که شکمم را لمس می‌کنی، با عشق در هم می‌پیچیم و دنیایی کوچک از خوشبختی را با هم تجربه می‌کنیم. انگار همین دیروز بود که برای اولین بار وجودت را حس کردم، و حالا، با این فاصله‌ی کوتاه تا ملاقاتمان، تمام وجودم در انتظار توست.

از خدا خواسته‌ام که حضورت، برکت و نور را به زندگی‌مان بیاورد. بی‌صبرانه در انتظار آن لحظه‌ی مقدسی هستم که بتوانم صورتت را ببوسم، در چشمانت خیره شوم و به تو بگویم که چقدر دوستت دارم. تو، گنجینه‌ی پنهان من، بزودی معنای واقعی عشق را برایم کامل خواهی کرد.

تا آن روز، در امن‌ترین جای قلب من، در آرامش و عشق من، رشد کن و قوی شو. من آماده‌ام تا دنیا را با تو تجربه کنم، با تو بخندم، با تو گریه کنم و در کنار تو، به بهترینِ خودم تبدیل شوم.

با تمام وجود،
مادر تو :)
مامان ܩَــہ🌙ـوا🐣✨️ مامان ܩَــہ🌙ـوا🐣✨️ ۱ ماهگی
بالاخره شروع ۳۸ هفته … 🥲💗
فقط ۵ روز مونده تا لحظه‌ای که تمام این انتظارها، نگرانی‌ها، اشک‌ها و دعاها به قشنگ‌ترین آغوش دنیا ختم بشه…
دختر کوچولوی من، مهوا جانم،
از روزی که فهمیدم مهمون قلب و جانمی، همه‌چیز برای من رنگ دیگری گرفت.
روزهایی بود که ترسیدم، خسته شدم، بی‌قرار شدم و فکر کردم این روزها هیچ‌وقت تمام نمی‌شوند؛ اما هر بار دستم را روی شکمم گذاشتم و حرکتت را حس کردم، یادم افتاد برای چه چیزی دارم صبر می‌کنم. ✨️🤍
حالا رسیدیم به آخرین قدم‌های این مسیر…
آخرین شب‌هایی که تو زیر قلب منی،
آخرین تکان‌هایت، آخرین سکسکه‌هایت و آخرین روزهایی که تو را فقط از روی شکمم می‌شناسم.
دخترم،
۵ روز دیگر قرار است برای اولین بار صورتت را ببینم، صدایت را بشنوم و تو را در آغوشم بگیرم…
نمی‌دانم آن لحظه چه حسی خواهم داشت، فقط می‌دانم تمام خستگی این ۹ ماه را با یک نگاه به تو فراموش می‌کنم. 🥹💕🤍
خدایا شکرت که منو تا اینجا رسوندی…
برای تمام روزهایی که از من و دخترم مراقبت کردی، برای تمام ترس‌هایی که به آرامش تبدیل کردی و برای اینکه بالاخره به آخر این مسیر رسیدیم، هزاران بار شکرت.💗🌸
1405.6.10💕🤰👼