۱۱ پاسخ

بسلامتی مامانِ ارتام کوچولو🥹واس منم دعا کن بسلامتی بگذرونم و دختر کوچولومو. بسلامتی و. سر وقتش بغل کنم🥹

دعا كن منم بچمو سلامت بغل بگيرم به سلامتي زايمان كنيد

به سلامتی عزیزم😍😍😍

الهی بگردم خیلی قشنگ بود 😍🥹
انشاالله که به سلامتی زایمان کنی عزیزم و نینی قشنگتو بغل بگیری🫶🫂

انشالله به سلامت دنیا بیاد 🤲🤲

به سلامتی بری مامان مهرربون حتما تو اتاق عمل برای منم دعا کن بچمو صحیح و سالم بغلم بگیرم🥲

بسلامتی زایمان کنی عزیزم سر زایمان منو هم دعا کن بچم سالم بدنیا بیاد

چه زیباااااا🥹❤️
ب سلامتی زایمان کنی برای منم دعا کن

🥹😍عزیزم چقدر قشنگ نوشتی
ان شاء الله به سلامتی و با دل خوش

اوخی عزیزم بسلامتی موقع زایمان دعا کن ما رو 🥹🥰

بسلامتی عزیزم

سوال های مرتبط

مامان تـابـان🩷🌙 مامان تـابـان🩷🌙 روزهای ابتدایی تولد
امشب، آخرین شبِ توست در آغوشِ امنِ دلم…
آخرین شبی که میان من و تو، تنها دیواره‌ای به نازکیِ پوست فاصله است.

نه ماهه که با هر تکونت، قلبم جور دیگه‌ای می‌تپه
با هر لگدت لبخند زدم،
با هر غلت زدنت دستمو روی شکمم گذاشتم
و با خودم گفتم:دخترکم، اینجایی… نزدیکِ من.

امشب اما دلم عجیب گرفته…
دلم برای همین لگدهای کوچیکت
برای کش و قوس اومدنت،
برای اون لحظه‌هایی که یک سمت شکمم را سفت می‌کردی
و من با ذوق دنبالت می‌گشتم، تنگ میشه🥹

فردا دیگه صدای قلبت را از دستگاه نمیشنوم
صدای گریه‌ات را از نزدیک میشنوم
دیگر دستم را روی شکمم نمیذارم تا پیدات کنم؛
دستامو دور تنت حلقه می‌کنم.

امشب برای آخرین بار میگم:شب بخیر، دخترکم…
راحت بخواب، که فردا می‌خوام برای اولین بار
تمامِ دنیام رو در آغوش بگیرم.» 🤍

تابانِ من،
تو نه ماه مهمانِ قلبم بودی،
و فردا صاحبِ تمامِ قلبم می‌شوی.

امشب، آخرین شبِ تو در دلم است؛
فردا، اولین شبِ تو در آغوش من.

بخواب دخترکم…
فردا دنیا منتظرِ آمدنِ توست. 🥹🩷🌙


به وقت ۳۷ هفتگی
دوشنبه 2بامداد
1405/6/16
مامان ܩَــہ🌙ـوا🐣✨️ مامان ܩَــہ🌙ـوا🐣✨️ روزهای ابتدایی تولد
بالاخره شروع ۳۸ هفته … 🥲💗
فقط ۵ روز مونده تا لحظه‌ای که تمام این انتظارها، نگرانی‌ها، اشک‌ها و دعاها به قشنگ‌ترین آغوش دنیا ختم بشه…
دختر کوچولوی من، مهوا جانم،
از روزی که فهمیدم مهمون قلب و جانمی، همه‌چیز برای من رنگ دیگری گرفت.
روزهایی بود که ترسیدم، خسته شدم، بی‌قرار شدم و فکر کردم این روزها هیچ‌وقت تمام نمی‌شوند؛ اما هر بار دستم را روی شکمم گذاشتم و حرکتت را حس کردم، یادم افتاد برای چه چیزی دارم صبر می‌کنم. ✨️🤍
حالا رسیدیم به آخرین قدم‌های این مسیر…
آخرین شب‌هایی که تو زیر قلب منی،
آخرین تکان‌هایت، آخرین سکسکه‌هایت و آخرین روزهایی که تو را فقط از روی شکمم می‌شناسم.
دخترم،
۵ روز دیگر قرار است برای اولین بار صورتت را ببینم، صدایت را بشنوم و تو را در آغوشم بگیرم…
نمی‌دانم آن لحظه چه حسی خواهم داشت، فقط می‌دانم تمام خستگی این ۹ ماه را با یک نگاه به تو فراموش می‌کنم. 🥹💕🤍
خدایا شکرت که منو تا اینجا رسوندی…
برای تمام روزهایی که از من و دخترم مراقبت کردی، برای تمام ترس‌هایی که به آرامش تبدیل کردی و برای اینکه بالاخره به آخر این مسیر رسیدیم، هزاران بار شکرت.💗🌸
1405.6.10💕🤰👼
مامان پناه  🩷🐣✨️ مامان پناه 🩷🐣✨️ ۳ ماهگی
عشق مادرانه من،

یک ماه تا شنیدن اولین صدای نفس‌هایت باقی مانده. یک ماه تا در آغوش گرفتن اولین تجربه‌ی ناب زندگی. این روزها، دل من پر است از خاطراتی که هنوز نساخته‌ایم، از خنده‌هایی که هنوز نشنیده‌ام، و از عشقی که هر روز در من عمیق‌تر می‌شود.

هر حرکتی که در وجودم داری، لالاییِ شیرینی است برای گوش جانم. هر بار که شکمم را لمس می‌کنی، با عشق در هم می‌پیچیم و دنیایی کوچک از خوشبختی را با هم تجربه می‌کنیم. انگار همین دیروز بود که برای اولین بار وجودت را حس کردم، و حالا، با این فاصله‌ی کوتاه تا ملاقاتمان، تمام وجودم در انتظار توست.

از خدا خواسته‌ام که حضورت، برکت و نور را به زندگی‌مان بیاورد. بی‌صبرانه در انتظار آن لحظه‌ی مقدسی هستم که بتوانم صورتت را ببوسم، در چشمانت خیره شوم و به تو بگویم که چقدر دوستت دارم. تو، گنجینه‌ی پنهان من، بزودی معنای واقعی عشق را برایم کامل خواهی کرد.

تا آن روز، در امن‌ترین جای قلب من، در آرامش و عشق من، رشد کن و قوی شو. من آماده‌ام تا دنیا را با تو تجربه کنم، با تو بخندم، با تو گریه کنم و در کنار تو، به بهترینِ خودم تبدیل شوم.

با تمام وجود،
مادر تو :)