بالاخره شروع ۳۸ هفته … 🥲💗
فقط ۵ روز مونده تا لحظه‌ای که تمام این انتظارها، نگرانی‌ها، اشک‌ها و دعاها به قشنگ‌ترین آغوش دنیا ختم بشه…
دختر کوچولوی من، مهوا جانم،
از روزی که فهمیدم مهمون قلب و جانمی، همه‌چیز برای من رنگ دیگری گرفت.
روزهایی بود که ترسیدم، خسته شدم، بی‌قرار شدم و فکر کردم این روزها هیچ‌وقت تمام نمی‌شوند؛ اما هر بار دستم را روی شکمم گذاشتم و حرکتت را حس کردم، یادم افتاد برای چه چیزی دارم صبر می‌کنم. ✨️🤍
حالا رسیدیم به آخرین قدم‌های این مسیر…
آخرین شب‌هایی که تو زیر قلب منی،
آخرین تکان‌هایت، آخرین سکسکه‌هایت و آخرین روزهایی که تو را فقط از روی شکمم می‌شناسم.
دخترم،
۵ روز دیگر قرار است برای اولین بار صورتت را ببینم، صدایت را بشنوم و تو را در آغوشم بگیرم…
نمی‌دانم آن لحظه چه حسی خواهم داشت، فقط می‌دانم تمام خستگی این ۹ ماه را با یک نگاه به تو فراموش می‌کنم. 🥹💕🤍
خدایا شکرت که منو تا اینجا رسوندی…
برای تمام روزهایی که از من و دخترم مراقبت کردی، برای تمام ترس‌هایی که به آرامش تبدیل کردی و برای اینکه بالاخره به آخر این مسیر رسیدیم، هزاران بار شکرت.💗🌸
1405.6.10💕🤰👼

تصویر
۱۵ پاسخ

عزیزدلم🥹🥹
هفته دیگه این‌موقع نی نی تو بغلتههه انشالله😍😍😍

تورو خدا وارد اتاق شدی برا ماهم دعا کن 🫠من توی بارداری خیلی سختی دارم میکشم بیشتر هم به تاطر پلاکت ام

عع گفتم خبری ازت نیست فارغ شدی

چقد گشنگ و احساسی انشالله به سلامتی بغلش بگیری🥲🍓

الهی زایمان راحتی داشته باشه ب سلامتی🥹

توی همین چند روز لیدی میل کاکائوییشو بخور گلم. ولی با شیر بخوری با آب نه

عزیزم بسلامتی فارغ بشی انشاالله که زایمان راحتی داشته باشی و فرشته نازت رو در آغوش بگیری 💖😘

وزنشو تو این هفته رفتی ببینی چندع؟

دقیقا چند هفته و چند روزی گلم ؟

ای جونه دلم بسلامتی باشه گلم.

ای جانم ایشالا به سلامتی بغلش بگیری 😍

چه لبای قشنگی داره😍

به امید یک زایمان راحت دعا واسه ما یادت نره گل

انشاالله گلم فارغ بشی برا مام دعا کن

😍😍😍😍

سوال های مرتبط

مامان حامی مامان حامی ۶ ماهگی
پسرم…
نُه ماه است که در جانم نفس می‌کشی و من هر روز، آرام‌تر و عمیق‌تر مادر شده‌ام.
از همان لحظه‌ای که فهمیدم هستی، دنیا برایم معنای تازه‌ای پیدا کرد.
انگار قلبم بزرگ‌تر شد تا جا برای تو باز کند؛
برای عشقی که هنوز ندیده بودمش، اما از همیشه واقعی‌تر بود.
این ماه‌ها با فکر تو گذشت.
با خیال صورتت، با حدس زدن صدایت،
با دست گذاشتن روی شکمم و حرف‌هایی که آهسته برایت گفتم.
نمی‌دانم صدایم را شنیده‌ای یا نه،
اما هر بار که تکان خوردی،
باور کردم میانِ این سکوتِ گرم، گفت‌وگوی کوچکی بین ما جریان دارد.
حامیِ من…
اسمَت را که صدا می‌کنم، دلم قرص‌تر می‌شود.
نمی‌دانم وقتی اولین بار نگاهم کنی چه حالی خواهم داشت،
فقط می‌دانم تمام این انتظارِ طولانی
برای همان لحظه است؛
لحظه‌ای که تو را در آغوش بگیرم و بفهمم
قلب آدم می‌تواند بیرون از بدنش بتپد و زنده بماند.
پسرم،
پیش از دیدنت دوستت داشته‌ام.
پیش از لمس دست‌هایت برایت دلواپس بوده‌ام.
و پیش از آنکه صدایم کنی «مامان»،
با تمام وجود مادر تو شده‌ام.
بیا آرام و سالم…
بیا و این نُه ماه انتظار را
به شیرین‌ترین آغوش زندگی‌ام تبدیل کن.
من تو را در جانم حمل کردم،
و تا همیشه در دلم حملت خواهم کرد.
با همه‌ی عشقِ دنیا،
مامانت 🤍
مامان پناه  🩷🐣✨️ مامان پناه 🩷🐣✨️ ۳ ماهگی
عشق مادرانه من،

یک ماه تا شنیدن اولین صدای نفس‌هایت باقی مانده. یک ماه تا در آغوش گرفتن اولین تجربه‌ی ناب زندگی. این روزها، دل من پر است از خاطراتی که هنوز نساخته‌ایم، از خنده‌هایی که هنوز نشنیده‌ام، و از عشقی که هر روز در من عمیق‌تر می‌شود.

هر حرکتی که در وجودم داری، لالاییِ شیرینی است برای گوش جانم. هر بار که شکمم را لمس می‌کنی، با عشق در هم می‌پیچیم و دنیایی کوچک از خوشبختی را با هم تجربه می‌کنیم. انگار همین دیروز بود که برای اولین بار وجودت را حس کردم، و حالا، با این فاصله‌ی کوتاه تا ملاقاتمان، تمام وجودم در انتظار توست.

از خدا خواسته‌ام که حضورت، برکت و نور را به زندگی‌مان بیاورد. بی‌صبرانه در انتظار آن لحظه‌ی مقدسی هستم که بتوانم صورتت را ببوسم، در چشمانت خیره شوم و به تو بگویم که چقدر دوستت دارم. تو، گنجینه‌ی پنهان من، بزودی معنای واقعی عشق را برایم کامل خواهی کرد.

تا آن روز، در امن‌ترین جای قلب من، در آرامش و عشق من، رشد کن و قوی شو. من آماده‌ام تا دنیا را با تو تجربه کنم، با تو بخندم، با تو گریه کنم و در کنار تو، به بهترینِ خودم تبدیل شوم.

با تمام وجود،
مادر تو :)
مامان ܩَــہ🌙ـوا🐣✨️ مامان ܩَــہ🌙ـوا🐣✨️ هفته سی‌ونهم بارداری
خدایا شکرت… 🤍

۳۷ هفته گذشت؛ ۳۷ هفته پر از نگرانی، استرس، دعا و امید.
از هماتوم و سرکلاژ گرفته تا ترس از زایمان زودرس و روزهای سخت استراحت مطلق و دوری از خونه و همسرم و روزهایی که هر درد و فشاری برایم نگرانی می‌آورد… خیلی وقت‌ها فکر می‌کردم شاید نتوانم تا اینجا برسم.

اما امروز اینجا هستم و با تمام وجودم می‌گویم: خدایا شکرت که کمکم کردی ادامه بدهم.

این چند خط را برای تمام مادرانی می‌نویسم که مثل من روزهای سخت بارداری را با ترس می‌گذرانند؛ مادرهایی که هر روز نگرانند، هر درد کوچکی می‌ترساندشان و فقط آرزو دارند یک هفته دیگر هم بگذرد.

اگر تو هم در چنین شرایطی هستی، بدان که ترسیدن به معنی ضعیف بودن نیست.
گاهی فقط باید امروز را زندگی کنی و نگران فردا نباشی.
یک روز، یک هفته و یک قدم جلو برو و بقیه را به خدا بسپار. 🤍

من امروز برای تمام روزهای سختی که پشت سر گذاشتم شکرگزارم و امیدوارم پایان نگرانی‌های همه مادرها، در آغوش گرفتن یک نوزاد سالم و دوست‌داشتنی باشد.

خدایا شکرت برای ۳۷ هفته؛
شکرت که ما را تا اینجا رساندی.
بقیه راه هم با تو… 🤍🎀
1405.6.3