۹ پاسخ

دقیقا 👍
یه حموم رفتن خوب شده آرزو

آره واقعن هیچ وقت معنی زندونی شد تو خونه نمی‌فهمن التماس بر یک لحظه خواب کسی بچه ت بگیر

من چی بگم ک مادرم کلا ۲ قدم باهام فاصله داره ۵ روز بعداز زایمان تو بیمارستان بستری بودم شب اول موند از فرداش رفت دیگه حتی ملاقاتمم نیومد وقتی هم گلگی میکنم میگه سوتفاهم شده من اونجوری مادری نیستم🫠 یبار نشد کمک حال باشه... هیچوقت کنارم نبوده فقط ب فکر خودشو تمیزی زندگیش بوده.
تازه الان با ی بچه ۱۵ ماهه باردارم هستمو واقعا ی وقتایی نمیدونم قراره چ اتفاقی بیوفته دست تنها با دوتا بچه😔

من برای بچه اولم مامانم و خواهرام کمکم بودن اصلا نفهمیدم چطور بچم بزرگ شد خودمم اصلا از بجه داری هیچی نمیفهمیدم ولی برای بچه دوم ازشون دور شدم هیچ کمکی ندارم همسرمم خیلی نیست باورت میشه بیشتر از بچه داری لذت بردم چون خودم دارم صفر تا صدشو انجام میدم همش پیش خودم میگم کاش بچه اول هم خودم بزرگ میکردم

من این روزا دارم نابود میشم اصلا فکر نمی‌کردم دوتا بچه آنقدر سخت باشه

واقعا خیلی مهمه کمک داشتن تو بچه داری

همسرم خیلی کمکی جز اون کسی ندارم

جای مابودن میخاستن چیکارکنن

بااین حال بازم مینالن

سوال های مرتبط