۷ پاسخ

منم تا صبح همش مشغول شیر درست کردنو شیشه شستنم همش باید دخترمو از اینور اونور جمع کنم بیارم سرجاش بزارم

من به بچه بعدی دیگه فکرم نمیکنم 😂

من پسر اولم سینمو نگرفت پسر دومم گرفت ببین فقط میگفتم قربون شیر خشک🤣من سینه هام داشته ببین همه جا بایددرش‌میوردم عین یه خرس گشنم‌میشد هر ثانیه کمرم نابود بود گردنم بخدا دیسک کمرو گردن‌گرفتم کم کم انقد شیرم کم شد که شیر خشکی شد ولی شیر دارم بنظرم خیلی سخت تر از شیر خشکه خیلییییی

چقد منی

و منی که میگم بچه بعدی باید شیرخشکیش کنم اینقدر که بچه بهم چسبیده شب و روز

برعکس من میگم بچه بعدی فقط شیرخشک از بس که این بچه میچسبه بهم
شیرخشک ی بار میدی تا دوساعت سیر

الان بارداری

سوال های مرتبط