۲ پاسخ

منم دکتر سزارین ام امنه فیجان بود عالی بود

وای دکتر آمنه فیجان دکتر زایمانم بود،فکر می‌کنم نسبت دارن،چون ایشونم رفتن شیراز کلا و میدونم چند نفر از اقوام یا برادرشون دکتر هستن.
خدایی دستش برا من خیلی خوب بود راحتترین سزارین داشتم😘😘
حیف که از مشهد رفتن.
حالا اگه زنان خواستی بری،برو پیشش

سوال های مرتبط

مامان فندوق مامان فندوق ۴ سالگی
خیلی دلگیرم . دارم سعی میکنم بخاطر بچه تو شکمم گریه نکنم ولی نمیشه . بخاطر این وضعم خیلی روحیم داغون شده😭 خونم ب هم ریختس اینقد کثیفه و ریختو پاش ک ک وقتی راه میرم همه چی زیر پام ریختس. بیشتر ریختو پاششم کار پسر ۳ سالمه یعنی هرچی تو اشپزخونه و اتاق خوابا هستو هر چی تو کشوها هستو هر چی تو کابینته رو خالی کرده بیرون .منم ک استراحت مطلقم نمیتونم جمع کنم 😭 هنر کنم بهش غذا بدم بخوره ک اونم خیلی بد غذاست غذا میدمش توفش میکنه کل فرشم شده برنجو غذا ک ریخته.شوهرم هم ک سرکاره موقه ای هم ک خونست در حدی ک ی غذا درست کنه و بره بخوابه از خستگی.حالا اینا جدا ناراحتی اصلیم سر تربیت این بچست اصلا نباید بهش بگم بالا چشمت ابرو باباش بهش برمیخوره .هر دفه سر سفره کل غذاها ی هممونو قاطی میکنه و پرت میکنه اگه بگمش نکن میزنه زیرگریع اونم ک گریه کنه شوهرم از سر سفره پا میشه قهر میکنه .یعنی هر روز همین بساطو من دارم. امروز دیگه من پاشدم از سر سفره دیگه طاقتم طاق شده .هورمونام ب هم ریخته نمیتونم گریه نکنم
مامان نلین مامان نلین ۳ سالگی
سلام مامانای عزیز ، خواستم تجربه مهد گذاشتن دخترم رو بگم چون توی تاپیکا میبینم خیلی دغدغه دارن...

خب من چون شاغلم از اول دخترم پرستار داشت ، اما به دلایلی اون خانوم دیگه نیومد، تقریبا وسطای زمستون بود ک به ناچار گذاشتم مهد با کلی غصه چون همش میگفتم زوده... سه سال و نیمه بود، اون رفت مهد و من ناراحت از این که چرا باید بچه م باید بره وسط ویروسها!


حالا بماند ک بعد تعطیل شد و عید و ...


الان یه دوسه هفته ای هست دوباره میره و هرروز یه چیز جدید یاد میگیره ، کلی به مهارتهاش اضافه شده، دست ورزیش عالی شده، اخلاقش خیلی بهترشده و خوراکش هم بیشتر ... چند دفعه ای هم مریض شده البته



اینو گفتم ک بگم خیلی راضی هستم با اینکه اصلا دوس نداشتم ، بعضیا فک میکنن زوده ک بچه بره دنبال کتاب و دفتر ، میگن باشه بچگی کنه ، درحالیکه توی این سن فقط باهاشون دست ورزی کار میکنن ، دفتر و مداد رو از پیش ۲ باهاشون کار میکنن... یک نمونه از کاردستی هاش رو ک امروز توی مهد درست کرده میذارم





قصد دارم تابستون هم بفرستم ...
مامان شنتیاا مامان شنتیاا ۴ سالگی
سلام‌ یه چیزی خیلی نگرانم کرده راجب پسرم میخوام ببینم طبیعیه یا با دکتری مشاوری مشورت کنم. با اینکه از بچگی به حرفاش گوش دادم سریع
تا حدودی جواب گرفته چیزی خواسته تونستم تهیه کردم هیچ وقت چیزی و نذاشتم خیلی بگه اصرار کنه بعد انجام بدم ولی پسرم نمیدونم اخلاق بد یا خوب حرفاش و خیلی تکرار میکنه در حد قفلی زدن یعنی اگه ی چیزی بخواد بگم فردا تا اون روز برسه همش میگه صبح هم یادش نمیره تا اون کارو نکنی براش ول نمیکنه و این موضوع هم خودمو هم بقیه رو ی جاهایی کلافه کرده مثلا میگه بازی کن ب هرکی ک باشه انقدر میگه تا طرف بلند شه بازی کنه خیلی وسط حرفامون میپره اصلا نمیذاره حرف بزنیم یا حتی من با گوشی هم بخوام حرف بزنم یکاری میکنه یا حواسم پرت شه یا قطع کنم سریع البته ک بگم هرچی من منعطف و سریع براش یکاری میکنم شوهرم برعکس زیاد باهاش بازی نمیکنه ی بازی هم بخواد بکنه انقدر بچه باید اصرار کنه بهش تا باهاش بازی کنه یا هرچی ازش بخواد هی باید بگه بهش هم میگیم باشه ولی باز میگه مثلا دیروز رفتیم بیرون خرید گفتیم پسر خوبی باشی اذیت نکنی برات آدامس که دوس داری میگیریم هر ۳ دیقه ی بار میگفت آدامس میخری آدامس میخری انقدر گفت شوهرم عصبی شد گفت اصلا نمیخرم بعد ی وقتایی رفتار شوهرم باهاش ی جوری میشه من فکر میکنم بچه مشکل داره حس منفی میگیرم عصبی میشم دعوامون میشه ی مورد دیگه هم هست ب شدت تنهاس و فقط من و باباشیم ک باباش اصلا براش وقت نمیذاره باز ی موضوع دیگه هم هست مثلا میگه موز داریم میگم نه میره چک میکنه این مثال راجب هرچی باید بهش ثابت بشه خودم این موضوع دوس دارم که اعتماد نداره زیاد ولی خب نمیخوام ب ماهم اینجوری باشه میخوام حرفمو قبول کنه