سلام‌ یه چیزی خیلی نگرانم کرده راجب پسرم میخوام ببینم طبیعیه یا با دکتری مشاوری مشورت کنم. با اینکه از بچگی به حرفاش گوش دادم سریع
تا حدودی جواب گرفته چیزی خواسته تونستم تهیه کردم هیچ وقت چیزی و نذاشتم خیلی بگه اصرار کنه بعد انجام بدم ولی پسرم نمیدونم اخلاق بد یا خوب حرفاش و خیلی تکرار میکنه در حد قفلی زدن یعنی اگه ی چیزی بخواد بگم فردا تا اون روز برسه همش میگه صبح هم یادش نمیره تا اون کارو نکنی براش ول نمیکنه و این موضوع هم خودمو هم بقیه رو ی جاهایی کلافه کرده مثلا میگه بازی کن ب هرکی ک باشه انقدر میگه تا طرف بلند شه بازی کنه خیلی وسط حرفامون میپره اصلا نمیذاره حرف بزنیم یا حتی من با گوشی هم بخوام حرف بزنم یکاری میکنه یا حواسم پرت شه یا قطع کنم سریع البته ک بگم هرچی من منعطف و سریع براش یکاری میکنم شوهرم برعکس زیاد باهاش بازی نمیکنه ی بازی هم بخواد بکنه انقدر بچه باید اصرار کنه بهش تا باهاش بازی کنه یا هرچی ازش بخواد هی باید بگه بهش هم میگیم باشه ولی باز میگه مثلا دیروز رفتیم بیرون خرید گفتیم پسر خوبی باشی اذیت نکنی برات آدامس که دوس داری میگیریم هر ۳ دیقه ی بار میگفت آدامس میخری آدامس میخری انقدر گفت شوهرم عصبی شد گفت اصلا نمیخرم بعد ی وقتایی رفتار شوهرم باهاش ی جوری میشه من فکر میکنم بچه مشکل داره حس منفی میگیرم عصبی میشم دعوامون میشه ی مورد دیگه هم هست ب شدت تنهاس و فقط من و باباشیم ک باباش اصلا براش وقت نمیذاره باز ی موضوع دیگه هم هست مثلا میگه موز داریم میگم نه میره چک میکنه این مثال راجب هرچی باید بهش ثابت بشه خودم این موضوع دوس دارم که اعتماد نداره زیاد ولی خب نمیخوام ب ماهم اینجوری باشه میخوام حرفمو قبول کنه

۱۷ پاسخ

پسر منم دقیقا همین جوریه ولی برعکس شما پدرش هرچی خواسته سریع براش تهیه کرده وطاقت بچه کم شده باید هرچی خواست زود براش تهیه کنی ،باباش به شدت کم حوصله هست وحوصله غر وگریه ی بچه نداره به خاطر همین سریع هرچی خواست براش میخره این جوری واقعا خوب نیست واینکه باهاشم بازی نمیکنه بعضی وقتا با اصرار پسرم چون واقعا کم حوصلست فقط دعام اینه پسرمم مثل خودش نشه

ن فدات پسرمنم همسن پسرشماست هرچی بخواد باید همونموقع بهش بدیم یا بخریم براش با بچه های اجیم باید هروقت خواس باهاش بازی کنن وگرنه کتک کاری میکنه اصلا حرفمو گوش نمیده منم ازاین اخلاقش واقعا عصبیم حالا یچیز دیگ گشنش باشه بمن نمیگه میره خونه صاحبخونمون بهش میگ

اینا ک همش طبیعیه

از ۵ تا خواسته ی بچه ۳ تاشو درجا انجام بدید ،یکیشو با تاخیر انجام بدید ،یکیشو اصلا انجام ندید .اینجوری بچه میفهمه بعضی از خواسته هاش برآورده میشه ،بعضیا شونو باید صبر کنه،بعضیاشم هیچوقت نمیشه .اینطوریه ک پرتوقع نمیشه .همیشه برخواسته هاش موافقت نکن ‌

ب نظر منم سعی کن بیشتر وقت بزاری براش بجه نیاز داره بهت الان کمکش نباشی فردا ک بز رگ بشه دیگه نیاز نداره بهت و مورد بعد اینه ک باباش باید براش وقت بزاره باید بجه نیاز داره. بهش اهنیت داده بشه

پسر منم همینه روزی هزار بار میگه مامان بگم بگم و مدام داره میگه و وسط حرفامون میپره و تکرار و تکرار

از اول تا آخر حرفات رفتار پسر من بود وای که چقدر عصبی ام واسه این رفتاراش مخصوصا صبر نداشتن و بین حرف پریدنش خیلی رو مخمه
اندازه سر سوزن صبر نداره هرکاری میخواد باید در لحظه انجام بشه

به نظرم پسرتون معنی صبر بلد نیست باید بهش یاد بدید هر چی میخواد لزوماً نباید براش بخرید یا انجام بدید بعضی اوقات باید صبر کرد در مورد آموزش صبر به کودکان مطالعه کنید بهتره

عزیزم اقتضای سنشه پسر منم همین طوره بهش میگم تا حالا شده بگم انجام میدم بعد نکنم چشم چشم ولی میپرسه
انگار ذوق زده میشن و منتظر میمونن تا خواستشون برآورده شه
پسره منم همین که بایکی حرف میزنم میاد میچسبه بهم اذیتم میکنه اخر یه کاری میکنه که عصبانی شم
امروز بخاطر این رفتاراش سه بار شدید سرش داد زدم خودمم خسته شدم

عه پسر منم همینه تازگیا اینجوری شده هرچقدر توضیح میدم دو ثانیه بعدش میگه هواسشم پرت نمیشه اصلا

قشنگ داری دختر منو توصیف میکنه لحظه ب لحظه اش

بچه های این سن درکی از زمان ندارن و اگه بگیم فردا متوجه زمان نیستن و بعد از چند لحظه مجدد خواستشون رو طلب میکنن
در مورد اعتماد هم حتما و در هر شرایطی راستش رو بهش بگید و اگه یه قولی دادین حتما انجام بدین

دختر منم یه چیزی بخواد گیر میده تا انجام نشه فراموش نمیکنه

اینکه به یه چیزی گیر میده و هی میگه یا میپره وسط حرف رو ماهم داریم. ینی طبیعیه. ولی خب شخصیت بچه ها با هم متفاوته، اینکه دوست داره همه چیو خودش ببینه تا بهش ثابت بشه هم نوعی شخصیته که ممکنه همین بمونه یا ممکنه به مرور عوض بشه به نظرم نمیاد چیزای خاصی باشه ولی برای آرامش ذهنی تون با یه مشاور حرف بزنین ولی اگه گفتن بهش دارو بده قبول نکن. بچه هایی که اصولا اگه دارو مصرف کنن مریض میشن و انزوای عجیبی میگیرن. بزارین شیطنت کنه تا به وقتش بعد ۷ سالگی ناخودآگاه آروم میشن اینجور بچه ها که کودکی پر تنش و شیطنتی دارن.

در مورد اعتماد گلم این بچه هست نمیفهمه که منم گاها مثلا خواستم بهش چیزی بدم ندادم فرداش خواسته گفتم نیست میره ببینه هست یا نه
چون من از بچگی پسرم گفتم همه چی جلو چشمش میزارم که رفتم جایی نگه این خوراکی بده اونو بده
که خدا رو شکر زیاد ابرو ادمو نمی‌بره به خاطر این موضوع

طبیعی هست گلم
میخواد بهتون بگه بهش توجه کنید

نه عزیزم نگران نباش پسر منم اینطوره منتها از پشتکارش خوشم میاد البته گاهی عصبی میشم الان هرروز روزی صد بار میگه ببرم کلاس فوتبال

سوال های مرتبط

مامان تربچه نقلی مامان تربچه نقلی ۳ سالگی
سلام ... خانومهای شاغل بیاین ......

یسوال خیلی مهم دارم .من دوست دارم که یکاری انجام بدم که سرگرم بشم ولی خب یه دختر چهارساله دارم ‌.اگه راه حلی یا پیشنهادی دارین که من در کنار دخترم باشم و بتونم کاری رو انجام بدم لطفا راهنماییم کنین ...خیلی بلاتکلیفم ..راستش خودم مشکلی ندارم با خانه دار بودنم .ولی یکی از مشکلات من با همسرم اینه که به من میگه باید کار کنی ...خیلی میخوری و میخوابی و خوشی و بیکاری،،،در صورتی که من داخل خونه خیلی کار میکنم هب بچه داری هم جزوشه ...ولی شوهرم میگه کمه 😔...میگه اگ خسته بشی دیگه فرصت نمیکنی غرغر کنی دنبال بهونه واسه حرص خوردن بگردی...درصورتی که من همیشه خوبم ولی یه هفته مونده ب پریودم یکم استرسی و عصبی میشم ...و کافیه یذره فقط یذره گله یا شکایت بکنم شوهرم به حدی ناراحت میشه به حدی دلخور میشه که زندگیمون از هم میپاشه ...بنظرتون یکم غرغرو بودن واسه ما زنا طبیعی نیست؟؟
زنی هست که اصلا غر نزنه و دائم با مهربونی و لطافت فقط با شوهرش رفتار کنه؟؟؟
من فردا وقت مشاوره هم گرفتم ...ولی واقعا نمیدونم با این رفتار شوهرم چیکار کنم که انقدر حساسه رو رفتار و گفتار من ... دوست داره من ایده آل ترین باشم براش ...مستقل باشم پول دربیارم ...آروم باشم ...استرس نداشته باشم و همه ی انسان هارو خوب ببینم ولی خودش اگ از کسی بدش بیاد تحمل نمیکنه😑😢😥😓حتی من که زنشم .دوستان راهنماییم کنین خیلی درمونده ام.
مامان معجزه زندگیم مامان معجزه زندگیم ۴ سالگی
سوال: سلام خانوما دلم خون شده از دست پسرم هر روز میگه بریم پارک با دوستام بازی کنم منم میبرمش ولی متاسفانه هر روز یا کتک میخوره یا حلش میدن همش باید بیوفتم دنبالش از کت و کول افتادم امروزم دوباره همین اوضاع بود آخر سر همین قضیه با یه خانومی دعوام شد تمام انرژیم گرفته شد دارم بهش میگم جلو بچت بگیر بچمو حل نده اگه افتاد طوریش شد من چیکار کنم دختر سه برابر سن بچمو داشت در اومده به بچش میگه مامان خوب کاری کردی هر کی زد تو هم بزنش اصلن تعجب کردم گفتم خانم پسر من کوچیکه زورش به بچه ی شما نمیرسه که بخواد بزنتش در ضمن من اصلن به هیچ وجه یادش ندادم به کسی بزنه یا حتی تلافی کنه . پسرم خیلی بچه ها رو دوست داره ولی اونا اینجوری موندم فردا پس فردا تو جامعه چیکار کنه با این اوضاع خیلی غصم گرفته . نه از سری قبل که خانومه اومد معذرت خواهی کرد نه از این خانوم که اینجوری رفتار کرد به خدا آدم میمونه چی بگه . به من میگ چرا پشت سر بچت راه افتادی برو تو هم مث ما تو چمنا بشین . بنظرتون با این جور آدما چجوری باید برخورد کرد مگه من میتونم اینقدر بیخیال باشم بشینم بقیه بهش آسب بزنن منم چیزی نگم بچه ی من فقط سه سالشه خودش نمیتونه از خودش دفاع کنه . خلاصه خیلی حالم گرفته شد
ه