۱۵ پاسخ

رفته پتوهم آورده پسرقشنگ منم تنهایه خیلی دلم میخواد بچه بیارم ولی بااین گرونیاکلامنصرف میشم ولی خیلی دلم واسش میسوزه

تصویر

😘😍

تصویر

پسر منم خیلی تنهاس
دائم میگه با من بازی کن
عاشق بچه هاس خیلی وقته پارک یا خانه کودک نبردمش
دلم میسوزه واسش
همه چیز براش فراهمه اما میدونم ک هم بازی بیشتر نیاز داره🥺🥺
از خانواده ها هم دوریم
ب خاطر وضع مملکت هم نمیخوام بچه دار بشم

دقیقا دختر منم همینطور تنهاس زیاد نمی‌رسم باهاش بازی کنم همش به پر پام میپیچه که بیا بازی کنیم گریه می‌کنه بهانه میاره خیلی دلم میسوزه براش

دلت رو محکم کن یکی دیگه بیار
مطمئن باش برکتش خیلی بیشتر از سختی هاشه

ما هم دقیقا همنیم🥲🥲🥲

ببر کلاس ببر مهد

پسر منم خیلی تنهاس خیلی دلم براش میسوزه گاهی وقتا که خوابه بخاطر تنهاییش و اینک مادر خوبی براش نیستم گریم میگیره 🥲

منم مثل شما. قبلا خیلی وقت میزاشتیم خیلی وقته درست حسابی حتی باهاش بازی نکردم. اصلا حس هیچی ندارم مغزم خستس روحم خستس. شب میخابه نگاش میکنم گریم میگیره دلم خیلی براش میسوزه. همش میگم غلط کردی بلد نبودی بچه داری کنی بچه اوردی

پسرمنم همینحوره

دختر منم همینجوره
همش‌میگ همه خواهر برادر دارن چرا من ندارم

دختر منم همینجوره

سعی کن بهش یاد بدی چیزایی مثلا باهم ماروپله بازی کنین منچ یا کارتون ببینین کتاب بخون براش نقاشی بکشین خونه تمیز کنین باهم مسابقه بذارین ..
کارت الفبا بخر براش همراه شکل آموزش ببینه ....

سلام عزیزم منم همچین حسی دارم بچه ها حق دارن خودمونو یادت بیار چقدر دوست داشتیم بازی کنیم شیطونی کنیم کنجکاوی کنیم ....سعی کن هر ازگاهی اگر تو شهرتون شهربازی هست خانه بازی همون ببری دوساعتی تخلیه بشه انرژی بچه

عزیزم منم مث خودت🥲

سوال های مرتبط

مامان 🩵کیادل🩷 مامان 🩵کیادل🩷 ۳ سالگی
میگم ابجیا
من تو گهواره راستش زیاد میبینم دلبندهاتون یا میرن مهد یا زیاد اسباب بازی دارن و خونه رو کردن مهد و خونه بازی خب
حالا منم دلم میخواد برا کیان کاری کنم حس میکنم یه کوچولو اولی داره اونم پرخاشگر میشه و بی حوصله
هی میگه حوصلم سررفته چیکار کنم منم ک داغووووون میگم برو بازی کن میگه الان با چی بازی کنم؟ اسباب بازی یکم داره هاااا ولی مثلا میگه من‌ک فلان ماشین رو ندارم چطوری بازی کنم و من از این خوشم نمیاد😐
بنظر شما تو فکر اسباب بازی جدید براش باشم یا ببرمش مهد
راستش حس میکنم یچه هام از بقیه بچه خیلی پایین تر هستن دلم میخواد تا میتونم بچه های منم مخصوصا کیان با هم سن هاش یجورایی یکی باشه
امروز کنار من خوابیده بود یچیزی تو گهواره دید(عکس یه اتاق بود و دخترونه)با این حال میگفت ماهم کاش از اینا داشتیم
حالا چیکار کنم یخورده اسباب بازی بگیرم ک با دلسا بازی کنن یا ببرمش مهد یا چمیدونم خمیر بازی اینا بگیرم؟
البته الان ن فقط میخوام تو ذهنم و اولویتام باشه
مامان شنتیاا مامان شنتیاا ۴ سالگی
سلام‌ یه چیزی خیلی نگرانم کرده راجب پسرم میخوام ببینم طبیعیه یا با دکتری مشاوری مشورت کنم. با اینکه از بچگی به حرفاش گوش دادم سریع
تا حدودی جواب گرفته چیزی خواسته تونستم تهیه کردم هیچ وقت چیزی و نذاشتم خیلی بگه اصرار کنه بعد انجام بدم ولی پسرم نمیدونم اخلاق بد یا خوب حرفاش و خیلی تکرار میکنه در حد قفلی زدن یعنی اگه ی چیزی بخواد بگم فردا تا اون روز برسه همش میگه صبح هم یادش نمیره تا اون کارو نکنی براش ول نمیکنه و این موضوع هم خودمو هم بقیه رو ی جاهایی کلافه کرده مثلا میگه بازی کن ب هرکی ک باشه انقدر میگه تا طرف بلند شه بازی کنه خیلی وسط حرفامون میپره اصلا نمیذاره حرف بزنیم یا حتی من با گوشی هم بخوام حرف بزنم یکاری میکنه یا حواسم پرت شه یا قطع کنم سریع البته ک بگم هرچی من منعطف و سریع براش یکاری میکنم شوهرم برعکس زیاد باهاش بازی نمیکنه ی بازی هم بخواد بکنه انقدر بچه باید اصرار کنه بهش تا باهاش بازی کنه یا هرچی ازش بخواد هی باید بگه بهش هم میگیم باشه ولی باز میگه مثلا دیروز رفتیم بیرون خرید گفتیم پسر خوبی باشی اذیت نکنی برات آدامس که دوس داری میگیریم هر ۳ دیقه ی بار میگفت آدامس میخری آدامس میخری انقدر گفت شوهرم عصبی شد گفت اصلا نمیخرم بعد ی وقتایی رفتار شوهرم باهاش ی جوری میشه من فکر میکنم بچه مشکل داره حس منفی میگیرم عصبی میشم دعوامون میشه ی مورد دیگه هم هست ب شدت تنهاس و فقط من و باباشیم ک باباش اصلا براش وقت نمیذاره باز ی موضوع دیگه هم هست مثلا میگه موز داریم میگم نه میره چک میکنه این مثال راجب هرچی باید بهش ثابت بشه خودم این موضوع دوس دارم که اعتماد نداره زیاد ولی خب نمیخوام ب ماهم اینجوری باشه میخوام حرفمو قبول کنه