پسر من ب شدت عاشق پستونکش بود حتی شبا تو خواب اگ از دهنش در مییومد میگشت دنبالش دوباره مینداخت دهنش،من همیشع فک میکردم گرفتن پستونک بزرگترین چالش بچه داریم میشه،ولی وقتی دو سالو یک ماهش شد،یه روز رفتیم مهمونی،برگشتیم خونه بهش گفتم پستونکتو خونشون جا گذاشتم،الانم بارونه نمیتونه برامون بیاره گفته هروقت بارون قط شد میارم،جالب اینجاس قانع شد دیگ اصلا نگفت پستونک میخوام،فقط شبا موقع خوابیدن تا چند هفته اذیت شد بعد دیگ عادی شد براش
بعید میدونم هیچ بچه ای تاکید میکنم هیچ بچه ای اندازه پسر من وابسته پستونک بوده باشه
فک کن دوتایی میذاشت تو دهنش
شبا یکی تو دهن یکی تو دست یکی کنارش
بیرونم همین بود یه زنجیر داشت ۴ ۵ تا بهش وصل بود هر سری یدونه رو میخورد
یعنی فکرشم نمی کردم بتونم بگیرم شده بود کابوس برام
یه شب بعد از ظهر نذاشتم بخوابه
پارک و خونه بازی و...
شبش گفت پستونک گفتم وایییی مامان نیستن که
شروع کرد گریه
ولی انقددددد خسته بود هی بغض میکرد میگفت ماما ممی
میگفتم نیست مامان رفته پیش ماه
چندتا کلیپ هم نشون دادم که میفرستن آسمون یکم روحیه ش آشنا شده بود
شب اول خیلی سخت بود
شب دوم خیلی سخت تر
شب سوم سخت بود خیلییییی زیاد
هر سری که میگفت قلبمو آتیش میزدن
رفتیم خونه مامانم یدونه اونجا داشت سرش کنده شد بود هی گفت میخوام
گفتم قوووول میدم هروقت رفتیم بازار خرید عید برات میخرم
هنوزم که هنوزه ۴ ماهه دلش میخواد ولی خب توضیح میدم مامان آقا شدی بزرگ شدی و....
وی در چهار ماهگی یه شبه خودش قطع نمود
نهههه پستونک نباشه اصلا نمیخوابه
پسر من بعد ۳ روز هنوز یادشه بعضی وقتا بهونشو میگیره بازومو میکنه تو دهنش مک میزنه
قیچی کردم خیلی راحت ازش گذشت
سر پستونکش خراب شده بود دیگه نخریدم گفتم دیگه خراب شده یه شب فقط بهانه گرفت فرداش دیگه چیزی نگفت
سرشو قیچی کردم دادم بهش یکی دوروز باهاش ور رفت دید ن نمیشه گذاشت کنار
وای سوال منم هس
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.