۵ پاسخ

من از قبل ازدواجم کارمند بودم،و خواهرشوهرم خانه دار بود،اون زمان یادمه میومدن داستانهایی درمورد اینکه بچه های کارمندا وضعیتشون همه جوووره خوب نیست و ... تعریف میکردن برای من!!!! تا اینکه خواهرشوهرم با سهمیه و پارتی رفت سرکار دولتی،دیگه ورق برگشت و مدام درمورد فوایدش میگن!!!بماند که خواهرشوهرم با پارتی پله های ترقی رو خیلی زودتر از افراد عادی طی کرد.
در کل صحبتم اینه مهم نباشه برات.اگر دل خودت با کار کردنه کار کن و گرنه که نه.چون در هرررر صورت حرفی واسه زدن دارن

کارمند نیستم ها ویزیتور انلاینم که اونم دوماه کارم تعطیله . فهمیدم پول که خودم درنیارم از پول شوهر بهتره هر چند کم باشع

کارمندی و کار داشتن خیلی خوبع پولی که خودت دربیاری یه مزه دیگع میده واسه من اینطوریه

منم شرایطم مثل شما بود، خیلی تلاش کردم برم سر کار ولی هیچکس کمکم نکرد بوم رو نگه داره، با این فکر که زحمت چند ساله م به باد رفته خودمو پیر کردم

هیچ وقت زندگی با کسی مقایسه نکن ،اگه دوست داری کار کن بلند شو هرگز دیر نیست
من هم میرم سرکار و هم درس میخونم و هم بچه داری و همسر دارم خیلی خسته میشم ولی حال دلم خیلی خوب در ضمن بگم کار بکنی وقت برای تمیز کردن و تفریحی نداره .
یک چیزی بگم لازم نیست همه مثل هم باشن یکی خانداری حالش خوب میکنه یکی کار پس خودت دوست داشته باش و نزار ناراحتت کنن

سوال های مرتبط

مامان celine مامان celine ۵ سالگی
فرزند پروری کودک پروری شیرخشک شیر محلی شیر مادر تغذیه کودک پروری

لطفا باهام حرف بزنین...کسی نیست بهش بگم و بفهمم چیکار کنم...
قبل دخترم رابطه ی منو شوهرم خوب بود ولی بعد دخترم که گریه می‌کنه همش میگه بسه کم گریه کن و میبینم عصبانی میشه ...بعد دخترمم بیشتر گریه می‌کنه میگه بابا عصبانی شد...نمیدونم شاید دختر منم زباد و زود گریه می‌کنه ...ولی خب چه میشه کرد؟؟؟همش بهش میگم اینجوری نکن با بچه...با هزارتا زبون بهش گفتم...با دعوا...با قهر....با آرامش...ولی انگار نه انگار...یه کم هم بیشتر شده عصبی شدنش...زود میگه اه این بچه هم همش گریه می‌کنه فقط ...حوصلمو برد و...منم اینور بچه آروم میکنم و سعی میکنم با آرامش باهاش حرف بزنم و حل میشه ..اون بچه س توجه میخواد بازی میخواد شوهرم هم شده یه مرد عصبانی بی حوصله ..😔باهاش مثلا بازی می‌کنه ولی حواسش پیش گوشی و تلویزیونه! احساس میکنم منم اونقدر سر دخترم بهش گفتم اینجوری کن اونجوری کن داره رو رابطه ی خودمونم تأثیر می‌ذاره و دیگه مثل قبل نیستیم،😔انگار وسط گیر کردم و دارم له میشم‌..
مامان celine مامان celine ۵ سالگی
فرزند پروری شیرخشک شیر محلی شیر مادر تغذیه کودک
بیاین حرف بزنیم دلم گرفته.....کسی هم نیست بهش بگم...از دیروز که تولد دخترم بود خونواده ی شوهرم با دایی شوهرم و خانومش اینا خونه ما بودن و تولد گرفتیم امروز صبح گفتن بریم بیرون ....رفتیم بیرون اونجا دخترم وسایل خواست گفتیم نه گریه کرد بعد راضیش کردم بریم بازی کنه گفت باشه مادر شوهرم هم هی می‌گفت یه کم بازی کن بریم با اونا بگردیم بسه بسه اینم گریه میکرد که نه بذار بازی کنم خلاصه از اونجا رفتیم جای دیگه و نمیدونم بهش چی گفت یهو جیغ زد سوار ون نمیشم گریه کرد ...یهو عموش برگشت گفت اونقدر بچه رو هیچ جا نمیبرن فقط گریه می‌کنه اینجوری می‌کنه...در حالی که همیشه همه جا بردیم منم زل زدم تو چشماش گفتم چرا اینجوری میگی این همه بیرون رفتیم حالا یه بار گریه کرده اینجوری می‌کنی ..منم ناراحت شدم چیز میز گرفت نمی‌خوردم چون اصلا انگار بغض داشتم ولی سعی میکردم معمولی نشون بدم خودمو ولی خیلی ناراحت شدم...همین که بچه گربه می‌کنه یه جوری گارد میگیرن رفتار میکنن که اه شروع کردی یاد گرفتی واسه همه چی گریه می‌کنی تورو نمیاریم ..واقعا ناراحت شدم