فرزند پروری شیرخشک شیر محلی شیر مادر تغذیه کودک
بیاین حرف بزنیم دلم گرفته.....کسی هم نیست بهش بگم...از دیروز که تولد دخترم بود خونواده ی شوهرم با دایی شوهرم و خانومش اینا خونه ما بودن و تولد گرفتیم امروز صبح گفتن بریم بیرون ....رفتیم بیرون اونجا دخترم وسایل خواست گفتیم نه گریه کرد بعد راضیش کردم بریم بازی کنه گفت باشه مادر شوهرم هم هی می‌گفت یه کم بازی کن بریم با اونا بگردیم بسه بسه اینم گریه میکرد که نه بذار بازی کنم خلاصه از اونجا رفتیم جای دیگه و نمیدونم بهش چی گفت یهو جیغ زد سوار ون نمیشم گریه کرد ...یهو عموش برگشت گفت اونقدر بچه رو هیچ جا نمیبرن فقط گریه می‌کنه اینجوری می‌کنه...در حالی که همیشه همه جا بردیم منم زل زدم تو چشماش گفتم چرا اینجوری میگی این همه بیرون رفتیم حالا یه بار گریه کرده اینجوری می‌کنی ..منم ناراحت شدم چیز میز گرفت نمی‌خوردم چون اصلا انگار بغض داشتم ولی سعی میکردم معمولی نشون بدم خودمو ولی خیلی ناراحت شدم...همین که بچه گربه می‌کنه یه جوری گارد میگیرن رفتار میکنن که اه شروع کردی یاد گرفتی واسه همه چی گریه می‌کنی تورو نمیاریم ..واقعا ناراحت شدم

۸ پاسخ

ارتباط کم و درست

یک کار دیگه هم میتونی بکنی
مثلا شب قبل دورهمی یا پیک نیک یه کیکی چیزی درست کنی نمک گیر بشن یا صبح زودتر پاشی دسری چیزی آماده کنی

برخلاف خانم های اینجا که تمام راحل هاشون قطع ارتباطه من میگم یک کلام میگفتی شما جلوتر برید هر جا میخواید برید ما بچه همرامونه پشت سر شما میایم خودتون رو معطل ما نکنید
اگر قرار باشه بابت هر چیزی قطع رابطه کنیم که دیگه با احدی نباید رفت و امد بشه تا جاییم که من دیدم اگر طرف خانواده شوهر باشه همه نظر میدن قطع رابطه کنید
اما در کل میگم ادم با بچه کوچیک بهتره با ادم بچه دار بیشتر معاشرت کنه..اینم که میگی سکوت کردم اشتباه کردی رک به برادر شوهرت میگفتی اسمش رو خودشه اسمش بچه است و بچه گریه و بهونه داره اینو دیگه همه میدونن حوصله گریه بچه منو نداری دیگه با ما بیرون نیا
اما اگر واقعا و وجدانی دخترت همیشه اهل گریه هست اون بحثش جداست دختر جاری من ۲۴ ساعته در حال گریه ۴ سالشه
من خودم اولین نفر از دستشون فراریم

من جات باشم باهاشون قطع رابطه میکردم منم بخاطر همین‌رفتارای خانواده همسرم باهاشون قطع رابطم فقط سالی ی بار اونم عید میرم خونشون درحد نیم ساعت

به نظر من اگه همون اول اون وسیله ای که میخواستی می‌خریدی خیلی بهتون خوش می‌گذشت اون بهونه اون را میگرفته

یکمم پررو باش ناراحتیت نشون بده با سکوت و اخم

متاستفانه خانواده همسر منم همینطورن
البته تا بحال ب پسر من چیزی نگفتن ولی خب با هم رفتیم جایی پسر جاریم گریه میکرد
تا جاریم ی کم دور میشد میگفتن بلد نیس بچه نگه داره و این از تربیت کردنشه و اینا
دگگگگگ از اون ب بعد جایی در نمیام و رابطمو کم کردم البته چیزای دگ ام شنیدم که گفتن
دگ از عید ب این ور نه زنگ زدم نه اونا زدن کم شد خداروشکر

یه چیز طبیعی گریه بچه فقط میتونی با اونا بیرون نری تمام

سوال های مرتبط

مامان celine مامان celine ۵ سالگی
فرزند پروری کودک پروری شیرخشک شیر محلی شیر مادر تغذیه کودک پروری

لطفا باهام حرف بزنین...کسی نیست بهش بگم و بفهمم چیکار کنم...
قبل دخترم رابطه ی منو شوهرم خوب بود ولی بعد دخترم که گریه می‌کنه همش میگه بسه کم گریه کن و میبینم عصبانی میشه ...بعد دخترمم بیشتر گریه می‌کنه میگه بابا عصبانی شد...نمیدونم شاید دختر منم زباد و زود گریه می‌کنه ...ولی خب چه میشه کرد؟؟؟همش بهش میگم اینجوری نکن با بچه...با هزارتا زبون بهش گفتم...با دعوا...با قهر....با آرامش...ولی انگار نه انگار...یه کم هم بیشتر شده عصبی شدنش...زود میگه اه این بچه هم همش گریه می‌کنه فقط ...حوصلمو برد و...منم اینور بچه آروم میکنم و سعی میکنم با آرامش باهاش حرف بزنم و حل میشه ..اون بچه س توجه میخواد بازی میخواد شوهرم هم شده یه مرد عصبانی بی حوصله ..😔باهاش مثلا بازی می‌کنه ولی حواسش پیش گوشی و تلویزیونه! احساس میکنم منم اونقدر سر دخترم بهش گفتم اینجوری کن اونجوری کن داره رو رابطه ی خودمونم تأثیر می‌ذاره و دیگه مثل قبل نیستیم،😔انگار وسط گیر کردم و دارم له میشم‌..
مامان ضحی(ضحا) مامان ضحی(ضحا) ۵ سالگی
سلام مامانا
امروز دخترم تو کلاسشون جشن بود بعد ب بچه ی دیگه کش‌مو پاپیونی دخترم ازش گرفته بود میگفت مال خودمه دخترم هم ازش گرفته بود ک نه این مال منه اون دختره زد زیر گریه ک من اینو میخوام ی دفعه مادر بزرگش و مامانش اومدن تو سینه منو دخترم ک بده بهش گناه داره گریه میکنه من اصلا دخالت نکردم ک ب دخترم بگم بده بهش گناه داره خب دختر منم گناه داره اخه ......
خلاصه مامانش کش مو رو از دخترم گرفت رفت شکلایتی اورد داد دست دخترم اونم داد ب دختر خودش دختر منم گریه اش گرقت منم بلند گفتم مامان این مال تو بود برو بهش بگو بهم بده مال خودمه بعد دخترم ی کم بهونه کرد منم ب صورت اعتراض ک بدونن ناراحت شدم دخترم رو تو بغل گرفتم گفتم برو ازش بگیر گریه نکن برو حقت رو بگیر ....
دخترم رفت جلو ب ی خانمی گفت خاله این کشمو منو گرفته ازش میگیری برام خیلی دلم سوخت اونجا بلند شدم دست دخترم گرفتم رفتم پیششون گفتم خاله این مال تو نیست مال ضحا بوده گفت دوسش دارم گفتم خب ضحا هم کش‌موش رو دوست میخواد مال خودش باشه این کار درستی نیستی وسیله های مرد رو ب زور ازشون بگیری مامانش ازش گرفتش داد دستم منم همون جا دادم دست دخترم و بوسش کردم وسایلام برداشتم رفتم بیرون دیگه مراسم کلاس تموم بود .....
شما بودین چکار میکردین تو این موقعیت گذشت میکردین یا نه حقتون رو میگرفتین؟؟؟؟
مامان دایان مامان دایان ۵ سالگی
پسر من جدیدا یاد گرفته یهو بی سر و صدا میره قایم میشه تو خونه هر چی صداش میزنم جواب نمیده تا برم پیداش کنم ، مثلا من سرگرم کارام هستم یهو به خودم میام میبینم خیلی وقته صداش نمیاد میگردم میبینم رفته زیر میز یا تو کمد قایم شده ، بار اول که این کارو کرد مردمو زنده شدم فک کردم رفته بیرون من متوجه نشدم ، اخه اصلا عادت نداره بدون اجازه در واحد رو باز کنه انقد گشتم دنبالش نبود میخواستم گریه کنم دیگه رفتم مانتو بپوشم برم بیرون دیدم تو کمد قایم شده ...
دیشب رفتم مغازه لباس فروشی داشت با یه بچه ای داره بازی میکنه بهش گفتم همینجا باش نری بیرون
۲ ثانیه بعد دیدم نیست
انقد گشتم پیداش نکردم ، از اتاق پرو ها بگیر تا انبار طبقه بالا 😢
گفتم حتما یکی دزدیدش
تعجب کرده بودم اخه بابا ۱ دقیقه نشد من چشم ازش برداشتم کسی نبود تو مغازه که بخواد بدزده مرده صاحب مغازه گفت خانم من دم در بودم کسی از در نرفت بیرون بعد دیگه گفت بذار دوربینو چک کنم
نمیدونید من چی بم گذشت
یهو دیدم از زیر رگال شلوارا اومد بیرون یهو گفت هووووووو که مثلا بترسونه منو
نمیدونم چه عادتیه جدیدا پیدا کرده
نزدیک بود سکته کنم

فرزند پروری
فرزند پروری
کولیک
شیر خشک
پوشک
نفخ
اسهال
فرزندپرور
ی